﻿1
00:00:13,555 --> 00:00:19,519
دفترچه داروساز

2
00:01:31,466 --> 00:01:34,469
این داستان یه اثر تخیلیه. اسم همه شخصیت‌ها، سازمان‌ها و غیره
تخیلیه. هیچ ارتباطی با اتفاقات واقعی نداره.

3
00:01:47,524 --> 00:01:49,526
نگاه کن، مااُمااُ!

4
00:01:49,526 --> 00:01:51,569
واو، این خیلی جالبه.

5
00:01:51,569 --> 00:01:53,530
آره، مگه نه؟

6
00:01:53,530 --> 00:01:56,533
پس این دلیلش بود که زحمت کشیدن منو صدا کنن.

7
00:01:56,533 --> 00:02:01,538
آینه‌ی باحالیه، نه؟
قسمت آینه‌ها
میتونی بگی از چی ساخته شده؟

8
00:02:02,497 --> 00:02:05,500
این انعکاس... شیشه‌اس؟

9
00:02:06,501 --> 00:02:07,502
درسته.

10
00:02:07,502 --> 00:02:10,463
راستش، انگار دو تا لیدی گیوکیو داریم.

11
00:02:10,547 --> 00:02:13,508
ساختن آینه از شیشه سخته.

12
00:02:13,508 --> 00:02:15,552
تنها راه به دست آوردنشون
تجارت با غربه.

13
00:02:15,552 --> 00:02:17,512
یعنی این خیلی گرونه.

14
00:02:18,513 --> 00:02:22,475
اگه تصادفی اینو بشکنم، حق دارن
سرمو بزنن.

15
00:02:22,475 --> 00:02:26,521
قبلاً یه آینه دستی شیشه‌ای داشتیم،
ولی یینگ‌هوا شکستش.

16
00:02:26,521 --> 00:02:28,565
لطفاً اون موضوع رو یادم نیار!

17
00:02:28,565 --> 00:02:31,526
خوشحالم که لیدی گیوکیو آدم آرومیه...

18
00:02:35,488 --> 00:02:37,490
جالبت کرده، مااُمااُ؟

19
00:02:37,490 --> 00:02:40,535
آره. می‌خوام بدونم چجوری کار می‌کنه؟

20
00:02:41,494 --> 00:02:44,581
اگه بتونیم اینو تو داخل به صورت انبوه تولید کنیم،
می‌تونیم کلی پول دربیاریم...

21
00:02:44,581 --> 00:02:46,499
آره، درسته.

22
00:02:47,500 --> 00:02:51,504
این آینه هدیه‌ای از طرف
فرستاده ویژه خارجی‌یه.

23
00:02:51,504 --> 00:02:53,464
فرستاده ویژه؟

24
00:02:53,506 --> 00:02:55,550
اون دکتر قلابی چیزی شبیه اینو گفت.

25
00:02:56,509 --> 00:03:02,473
کاروان بزرگ مقدمه‌ای بود برای فرستاده ویژه، یا همچین چیزی.

26
00:03:02,473 --> 00:03:05,518
فکر کنم یه دونه به همه‌ی
خدمتکار‌های بلندمرتبه دادن.

27
00:03:05,518 --> 00:03:07,520
اینطوری نگو.

28
00:03:08,521 --> 00:03:11,524
چهار تا خدمتکار بلندمرتبه هستن،
شامل خدمتکار گیوکیو.

29
00:03:11,524 --> 00:03:14,527
یه فرستاده ویژه باید
باهاشون منصفانه رفتار کنه.

30
00:03:15,528 --> 00:03:19,490
آوردن چهار تا آینه بزرگ مثل این
باید خیلی سخت بوده باشه،

31
00:03:19,490 --> 00:03:22,535
چه از طریق صحرا یا از دریا.

32
00:03:23,536 --> 00:03:26,497
که بخوان همه‌ی این کارها رو
برای خدمتکار‌ها انجام بدن،

33
00:03:26,497 --> 00:03:30,501
شاید دارن سعی می‌کنن
یه معامله بزرگ با کشورمون شروع کنن.

34
00:03:31,502 --> 00:03:33,546
شیائوماو، میشه یه لحظه بیای؟

35
00:03:34,505 --> 00:03:36,549
استاد گائوشون، چیه؟

36
00:03:37,508 --> 00:03:41,512
یه چیزی هست که می‌خوام نظرتو بدونم.

37
00:03:41,512 --> 00:03:43,514
خانم هونگ‌نیانگ، میشه از این اتاق استفاده کنیم؟

38
00:03:43,556 --> 00:03:47,560
آره، اشکالی نداره، ولی موضوعش سخته؟

39
00:03:51,564 --> 00:03:55,568
خانم هونگ‌نیانگ به ما پیوست  ،
ولی وقتی فهمید گائوشون زن و بچه داره، دیگه علاقه‌ای نشون نداد.

40
00:03:55,568 --> 00:04:00,490
ولی اون علاقه‌ای نشون نداد وقتی فهمید گائوشون زن و بچه داره.

41
00:04:01,532 --> 00:04:05,536
خب، نمی‌دونم کمکم مؤثر باشه یا نه،
ولی چی تو ذهنته؟

42
00:04:06,496 --> 00:04:09,499
خب، یه آشنای من
خیلی نگران یه موضوعیه.

43
00:04:10,500 --> 00:04:12,502
خیلی موقعیت عجیبیه، ولی...

44
00:04:13,503 --> 00:04:16,506
یه خانواده ثروتمند دو تا دختر دارن.

45
00:04:16,547 --> 00:04:19,467
اونا هم‌سن هستن و
ظاهرشون به هم شبیهه.

46
00:04:19,467 --> 00:04:23,471
دخترها خیلی مورد محبت والدینشون بودن، ولی وقتی بالغ شدن،

47
00:04:23,471 --> 00:04:25,473
والدینشون
خیلی بیش از حد محافظت‌شون می‌کردن.

48
00:04:25,556 --> 00:04:30,520
هیچ وقت اجازه نداشتن خونه رو ترک کنن، حتی با هم.

49
00:04:30,520 --> 00:04:32,522
یه خدمتکار برای نظارت بر اونا تعیین شد،

50
00:04:32,522 --> 00:04:35,483
و روزهاشون رو تو خونه سپری می‌کردن.

51
00:04:36,484 --> 00:04:39,529
خدمتکار به حالشون دلش سوخت و گاهی اونا رو بیرون می‌برد،

52
00:04:40,488 --> 00:04:42,448
ولی پدر فهمید.

53
00:04:42,532 --> 00:04:45,451
اون مردای خدمتکار رو بیرون اتاق مستقر کرد تا مراقبشون باشن،

54
00:04:46,494 --> 00:04:50,456
و شب‌ها درها رو قفل می‌کرد که نتونن بیرون برن.

55
00:04:51,499 --> 00:04:56,462
دخترها منزوی بودن، پس تمام روز مشغول گلدوزی بودن،

56
00:04:56,504 --> 00:04:57,547
ولی یه روز...

57
00:04:58,506 --> 00:04:59,549
پدر، خواهر کوچیکم...

58
00:05:00,508 --> 00:05:02,552
اون حالش بده!

59
00:05:06,556 --> 00:05:08,474
این که...

60
00:05:08,474 --> 00:05:10,476
داستان عجیبیه.

61
00:05:10,476 --> 00:05:13,479
خدمتکار دوباره اونا رو یواشکی بیرون نبرد؟

62
00:05:13,521 --> 00:05:17,567
نه، خدمتکار به عنوان هشداری برای بقیه
اخراج شده بود.

63
00:05:18,526 --> 00:05:21,571
خدمتکار جدید خیلی
با دخترها تعامل نداشت.

64
00:05:22,488 --> 00:05:28,494
خب... در اون صورت، اگرچه نامناسبه،
ولی چی درباره خدمتکارهای مرد؟

65
00:05:28,536 --> 00:05:30,580
اونم سخت بود.

66
00:05:30,580 --> 00:05:35,460
اجازه نداشتن به اتاق نزدیک بشن، حتی در حال نظارت.

67
00:05:35,501 --> 00:05:40,465
این واقعاً یه معماست، ولی به نظر می‌رسه
خارج از حوزه دانش منه.

68
00:05:40,548 --> 00:05:45,511
مثلاً اگه سوال این بود، آیا امکانش هست
بدون خوردن یه چیز مسموم حالت بد بشه؟

69
00:05:45,511 --> 00:05:46,554
می‌تونستم توضیح بدم.

70
00:05:46,554 --> 00:05:48,556
آیا واقعاً همچین چیزی پیش میاد؟

71
00:05:49,515 --> 00:05:51,517
بدن می‌تونه خودش رو فریب بده
که حالش بده

72
00:05:51,517 --> 00:05:54,520
بدون اینکه واقعاً اینطور باشه.

73
00:05:55,521 --> 00:05:58,483
یه موردی بود که یه زن جوان ادعا می‌کرد
که سرطان داره.

74
00:05:58,483 --> 00:06:01,527
بدون اینکه واقعاً سرطان داشته باشه؟

75
00:06:01,527 --> 00:06:04,489
دقیقاً. رشد موهاش متوقف شد،
و پوستش حساس شد.

76
00:06:04,489 --> 00:06:09,494
یه باور قوی می‌تونه تاثیر قدرتمندی بر بدن داشته باشه.

77
00:06:09,494 --> 00:06:16,542
مطمئنی که دختر کوچیکه مریض بود؟

78
00:06:17,460 --> 00:06:19,462
خب، بله...

79
00:06:19,504 --> 00:06:21,547
فرض کنیم که بود.

80
00:06:22,548 --> 00:06:28,513
مشکل اینه، چجوری تونسته
از زیر نظرها در بره؟

81
00:06:28,513 --> 00:06:32,517
خب، می‌دونی چجوری نظارت می‌شدن؟

82
00:06:32,517 --> 00:06:35,478
بله. این یه نقشه‌اس.

83
00:06:37,522 --> 00:06:40,525
خواهرها تو یه ساختمان جدا
در سمت شمالی زندگی می‌کردن،

84
00:06:40,525 --> 00:06:44,487
که از طریق یه راهرو در سمت غرب
به خونه اصلی متصل بود.

85
00:06:44,487 --> 00:06:45,571
دستشویی کجاست؟

86
00:06:45,571 --> 00:06:47,532
داخل ساختمان جدا.

87
00:06:48,491 --> 00:06:50,576
اگه دختر کوچیکه می‌خواست فرار کنه...

88
00:06:50,576 --> 00:06:53,579
تنها راه ورود و خروج
راهرو در سمت غربه.

89
00:06:53,579 --> 00:06:58,543
پنجره‌هایی در سمت شرق و جنوب هست،
ولی خدمتکارهای مرد اونجا رو می‌پاییدن.

90
00:06:59,544 --> 00:07:02,547
خدمتکارها از کجا
پنجره‌ها رو می‌پاییدن؟

91
00:07:03,464 --> 00:07:05,550
پنجره جنوبی از طبقه سوم خونه اصلی
پاییده می‌شد،

92
00:07:06,509 --> 00:07:09,554
در حالی که پنجره شرقی
از طبقه اول پاییده می‌شد.

93
00:07:10,513 --> 00:07:14,475
هوم. به نظر می‌رسه
میدان دید خیلی محدودی داشتن.

94
00:07:14,475 --> 00:07:16,519
آیا اصلاً می‌تونستن داخل اتاق رو ببینن؟

95
00:07:16,519 --> 00:07:22,525
نه واقعاً، ولی دخترها اغلب
کنار پنجره گلدوزی می‌کردن.

96
00:07:22,525 --> 00:07:25,486
گلدوزی، سرگرمی عجیبیه.

97
00:07:25,528 --> 00:07:28,489
اونا از یه فرهنگ شبانی می‌اومدن.

98
00:07:28,573 --> 00:07:33,536
هوم... انگار یه چیزی رو
داره قایم می‌کنه.

99
00:07:35,455 --> 00:07:39,459
پنجره‌های سمت جنوب و غرب
مثل اینکه تو یه اتاق هستن.

100
00:07:39,459 --> 00:07:42,462
دخترها هرکدوم
یه اتاق جدا دارن.

101
00:07:42,545 --> 00:07:45,548
این ساختمون جداگانه
اصلاً برای مهمون‌ها بوده؟

102
00:07:45,548 --> 00:07:47,508
عجب دقتی داشتی که اینو متوجه شدی.

103
00:07:47,508 --> 00:07:49,510
چند نفر داشتن نگهبانی می‌دادن؟

104
00:07:49,510 --> 00:07:53,473
دو نفر. همیشه
یه جا وایمیستادن.

105
00:07:54,557 --> 00:07:57,477
جزئیات رو خوب بلده.

106
00:07:57,477 --> 00:08:01,481
با این حال، انگار
همه چیز رو بهم نمیگه...

107
00:08:01,481 --> 00:08:04,525
واقعاً داره درباره یک
آشنای خودش حرف میزنه؟

108
00:08:04,567 --> 00:08:08,488
هوم... نمی‌دونم
می‌خوام این موضوع رو بگم یا نه...

109
00:08:10,490 --> 00:08:11,532
راستی، شیامائو.

110
00:08:12,492 --> 00:08:14,452
استاد جینشی پیغام فرستاد.

111
00:08:14,452 --> 00:08:17,455
می‌خواست بابت تأخیر
در تحویل بِزوآر معذرت بخواد.

112
00:08:18,539 --> 00:08:19,499
بِزوآر!

113
00:08:19,499 --> 00:08:21,209
درسته، هنوز تحویلش نداده.

114
00:08:21,959 --> 00:08:25,046
ببخشید. انگار
تقاضا براش یهویی زیاد شده.

115
00:08:26,005 --> 00:08:27,965
چرا یهو اینطوری شد؟

116
00:08:30,009 --> 00:08:32,053
شنیدم که استاد جینشی

117
00:08:32,053 --> 00:08:35,973
اخیراً از همه جور آدم
داروهای نایاب هدیه گرفته.

118
00:08:36,015 --> 00:08:39,018
شایعه شده که خیلی
با شور و شوق دنبالشون می‌گرده.

119
00:08:39,018 --> 00:08:43,022
خـ، خب، به هر حال، لطفاً اینو بگیر.

120
00:08:55,034 --> 00:08:56,994
این چیه؟

121
00:08:57,036 --> 00:08:58,996
این کیسه صفرا خرسه.

122
00:08:58,996 --> 00:09:00,039
کیسه صفرای خرسه، خشک شده.

123
00:09:00,039 --> 00:09:03,000
تلخه، اما ارزشش به خاطر
استفاده در داروهای گوارشیه!

124
00:09:03,000 --> 00:09:07,004
خوشحالم که خوشت اومد.

125
00:09:07,004 --> 00:09:10,007
فکر کنم استاد جینشی می‌خواست
خودش شخصاً تحویلت بده.

126
00:09:12,969 --> 00:09:15,972
خب، چیزی متوجه شدی؟

127
00:09:17,014 --> 00:09:20,977
بله. یه لحظه صبر می‌کنی؟

128
00:09:27,984 --> 00:09:30,027
فرض کن این آجیل‌ها
دو تا دخترن.

129
00:09:30,987 --> 00:09:34,031
آیا اینجا جاهایی هست که همیشه می‌شینن؟

130
00:09:34,031 --> 00:09:35,032
بله.

131
00:09:35,950 --> 00:09:40,037
دو نفر داشتن ازشون نگهبانی می‌کردن،
هر روز از یه جا.

132
00:09:40,037 --> 00:09:41,038
چی می‌شه اگه...

133
00:09:41,038 --> 00:09:44,041
یه آینه اینجا بذارم، اینطوری.

134
00:09:46,043 --> 00:09:49,005
انگار یه آجیل دیگه اونجاست.

135
00:09:49,005 --> 00:09:54,051
چی می‌شه اگه یه آینه بزرگ اینجا،
نزدیک پنجره شرقی باشه؟

136
00:09:54,969 --> 00:09:57,013
از نگهبان فاصله‌اش زیاد بود، پس سخت می‌شه فهمید،
حتی اگه یه ذره غیر طبیعی به نظر برسه.

137
00:09:57,013 --> 00:10:02,977
پس، می‌گی فقط یه دختر تو اتاق بوده
و اون یکی تصویرش تو آینه بوده؟

138
00:10:02,977 --> 00:10:05,980
اگه دخترها شبیه هم بودن،

139
00:10:07,064 --> 00:10:12,028
شاید برای نگهبان‌ها سخت بوده
تشخیصشون.

140
00:10:12,069 --> 00:10:15,031
ولی ماومائو، پس کار با سوزن چی؟

141
00:10:15,031 --> 00:10:18,951
روی چیزهای مختلف
کار می‌کردن، نه؟

142
00:10:18,951 --> 00:10:23,998
بله، شنیدم داشتن حیواناتی
مثل پرنده یا خرگوش رو می‌دوختن.

143
00:10:23,998 --> 00:10:25,041
خب، به عنوان مثال...

144
00:10:25,958 --> 00:10:28,002
یه تصویری مثل اینو بگیر.

145
00:10:30,046 --> 00:10:35,051
وقتی این عکس رو برعکس می‌کنم،
لبخندش شبیه اخم نمی‌شه؟

146
00:10:36,969 --> 00:10:39,972
پس می‌گی گلدوزی هم جزو حقه بوده؟

147
00:10:40,973 --> 00:10:43,017
شاید داشتن روی گلدوزی کار می‌کردن

148
00:10:43,059 --> 00:10:47,980
که از تو آینه یه تصویر دیگه به نظر میاد.

149
00:10:47,980 --> 00:10:51,025
اگه اینطوری باشه، یکی واقعاً
کنار پنجره جنوبی مشغول گلدوزی بوده،

150
00:10:51,025 --> 00:10:55,988
در حالی که اون یکی از
خروجی سمت غرب فرار می‌کرده.

151
00:10:55,988 --> 00:10:57,031
متوجه شدم.

152
00:10:57,031 --> 00:11:01,994
فکر کنم با این روش،
می‌شد یواشکی بیرون رفت .

153
00:11:02,036 --> 00:11:07,041
آینه بزرگی که فرستاده‌های
خارجی آورده بودن خیلی قشنگ بود.

154
00:11:07,041 --> 00:11:10,044
از دور، سخت می‌شه
تصویر آینه رو از واقعیت تشخیص داد.

155
00:11:11,003 --> 00:11:14,965
یه زمانی، وقتی بابام
رفت خارج درس بخونه،

156
00:11:14,965 --> 00:11:18,052
بهم گفت که تو دخترهای طبقه بالا
گلدوزی کار رایجی بوده.

157
00:11:19,011 --> 00:11:24,016
استاد گائوشون گفت یه دختر از یه خانواده پولدار
از خونه فرار کرده بود،

158
00:11:24,975 --> 00:11:27,978
ولی نمی‌دونم چقدر این داستان درسته.

159
00:11:28,020 --> 00:11:32,024
شاید، یه راز بزرگتری رو
با خودش حمل می‌کرده.

160
00:11:33,025 --> 00:11:35,027
فکر کنم بعضی وقت‌ها، آدم مجبور می‌شه

161
00:11:35,027 --> 00:11:37,988
کسی رو که مشکوک به جاسوسی
هست به عنوان مهمون قبول کنه.

162
00:11:38,030 --> 00:11:42,034
ولی نمی‌خوام در این مورد سوال کنم
و خودم رو درگیر کنم.

163
00:11:42,034 --> 00:11:43,994
مهم‌تر از همه...

164
00:11:46,997 --> 00:11:50,000
با این صفرا خرس چی درست کنم؟!

165
00:11:54,046 --> 00:11:58,050
یه زیبای فرابشری
که اشک‌هاش مروارید می‌ریزه؟

166
00:11:58,968 --> 00:12:02,054
آره، مقام بالایی که مسئول
مراسم استقبال بود اومد التماس کرد.

167
00:12:03,013 --> 00:12:06,016
استاد جینشی، دیگه
کار جدید قبول نکن...

168
00:12:06,976 --> 00:12:08,018
می‌دونم.

169
00:12:10,980 --> 00:12:15,067
فقط آینه‌ها نیستن.
فرستاده‌ها چی تو فکرشونه؟

170
00:12:17,069 --> 00:12:20,030
داروساز، تا حالا شنیدی که

171
00:12:20,030 --> 00:12:22,992
یه زیبای فرابشری
اشک‌هاش مروارید می‌ریزه؟

172
00:12:24,994 --> 00:12:26,078
ها؟ چیه؟

173
00:12:26,078 --> 00:12:28,038
می‌خوام بگم،

174
00:12:28,038 --> 00:12:31,000
یه زیبای فرابشری
الان جلوی من وایستاده...

175
00:12:32,960 --> 00:12:35,004
منظورت از اشک‌هایی که مروارید می‌ریزه چیه؟

176
00:12:35,963 --> 00:12:37,965
جزئیاتش رو نمی‌دونم، ولی...

177
00:12:39,008 --> 00:12:41,010
یه زن زیبا بود، مثل یه پری ماه.

178
00:12:41,969 --> 00:12:45,014
وقتی راه میرفت، نورها هم
مثل اینکه بهش برکت بدن، باهاش راه میرفتن.

179
00:12:45,598 --> 00:12:48,642
فکر کنم یه زن خوشبخت
از منطقه خوشگذرونی بوده، ولی...

180
00:12:48,642 --> 00:12:52,605
یه پری ماه؟ این از کجا اومده؟

181
00:12:52,605 --> 00:12:54,648
این یه درخواست جدی از
فرستاده ویژه‌ای که الان باهامونه.

182
00:12:55,608 --> 00:12:57,651
فرستاده ویژه؟ از غرب؟

183
00:12:58,569 --> 00:13:01,655
بله. وقتی جوون بودن،
پدربزرگ فرستاده داستان

184
00:13:01,655 --> 00:13:04,658
پری ماه رو بارها و بارها
براشون تعریف کرده.

185
00:13:05,659 --> 00:13:09,663
پس حالا از من می‌خوان پیداش کنم،
تا بتونن باهاش ملاقات کنن.

186
00:13:09,663 --> 00:13:13,626
پدربزرگشون؟ یعنی این داستان
خیلی قدیمیه.

187
00:13:13,667 --> 00:13:18,589
بله. سخته، ولی اونا
شریک‌های دیپلماتیک مهمی هستن.

188
00:13:18,589 --> 00:13:19,673
می‌خوام تا جایی که می‌تونم جواب بدم.

189
00:13:20,633 --> 00:13:23,594
یاد چیزی می‌اندازتت؟ حتی یه شایعه؟

190
00:13:25,596 --> 00:13:29,642
این که قطعاً برای دهه‌ها پیشه،
پس کی می‌دونه هنوز زنده‌ست یا نه...

191
00:13:29,642 --> 00:13:31,602
اون کاملاً زنده‌ست.

192
00:13:31,644 --> 00:13:32,645
واقعاً؟!

193
00:13:33,604 --> 00:13:38,567
آره، در واقع، قبلاً توی محله خوش‌گذرونی
دیدیش.

194
00:13:38,609 --> 00:13:39,652
من دیدمش؟

195
00:13:39,652 --> 00:13:40,611
آره.

196
00:13:40,653 --> 00:13:43,656
یادم نمیاد کسیو دیده باشم
که به توصیف بخوره...

197
00:13:43,656 --> 00:13:47,576
تعجبی نداره که
یهویی یادت نیاد.

198
00:13:47,660 --> 00:13:49,578
میشه که؟

199
00:13:49,578 --> 00:13:54,625
آره، همون پیرزنه
از خونه وردیگریس.

200
00:13:56,627 --> 00:13:58,629
اه، چجوریه؟

201
00:14:00,631 --> 00:14:05,594
هر وقت بگی میاد،
فقط باید ازش پذیرایی کنی. نظرت چیه؟

202
00:14:05,594 --> 00:14:07,596
خ-خب، این...

203
00:14:08,597 --> 00:14:12,685
فرستاده می‌دونه که طرف
مال پنجاه سال پیشه.

204
00:14:12,685 --> 00:14:15,604
نمیشه یه نفر دیگه پیدا کنی؟

205
00:14:15,604 --> 00:14:20,568
خب، ما قبلاً یه مهمونی خوش‌آمدگویی گرفتیم.

206
00:14:20,651 --> 00:14:22,653
اون‌ها شاید پریای ماه نبودن،

207
00:14:22,653 --> 00:14:25,447
ولی فکر می‌کنم چند تا از بهترین‌ها رو آوردیم.

208
00:14:29,660 --> 00:14:34,665
به نظر نمی‌رسید راضی باشن.
در واقع، انگار بهش خندیدن.

209
00:14:35,583 --> 00:14:37,585
این یارو کیه؟

210
00:14:37,585 --> 00:14:40,671
ببخشید، ولی هیچ‌کدوم از اینها اینطور هستن؟

211
00:14:40,671 --> 00:14:42,590
ماوماو!

212
00:14:42,590 --> 00:14:44,633
نه، نتونستیم این کارو کنیم.

213
00:14:45,593 --> 00:14:47,595
فرستاده خانم هستش.

214
00:14:47,636 --> 00:14:51,640
آه، پس برای همین اومدن
پیش استاد جینشی کمک بگیرن.

215
00:14:52,600 --> 00:14:56,604
اون زیبایی داره که هر کسی رو تحت تأثیر قرار می‌ده

216
00:14:56,645 --> 00:15:00,649
اون می‌تونه کاری کنه که یه نفر
دیوانه‌وار عاشق بشه.

217
00:15:01,317 --> 00:15:05,321
البته، خانم بودن و فرستاده بودن
بهش یاد داده که

218
00:15:05,321 --> 00:15:08,324
از چنین کارهای بی‌ملاحظه‌ای خودداری کنه،

219
00:15:08,324 --> 00:15:10,326
ولی این ریسک رو نباید کرد.

220
00:15:11,327 --> 00:15:15,331
این فرستاده چقدر مهمه؟

221
00:15:15,331 --> 00:15:19,376
بذار بگم که اون‌ها کاملاً کنترل
نقاط تجاری غرب و شمال رو دارن.

222
00:15:20,294 --> 00:15:22,338
آخرین کاروان خیلی بزرگ بود

223
00:15:22,338 --> 00:15:25,382
چون هر دو کشور می‌خوان
مذاکرات تجاری جدید رو پیش ببرن.

224
00:15:26,342 --> 00:15:27,384
می‌فهمم.

225
00:15:27,384 --> 00:15:31,305
شنیدم تو سرزمین‌های دور، ازدواج‌ها
بین‌المللی هستن،

226
00:15:31,305 --> 00:15:34,308
و باعث می‌شه مردان و زنان زیبا
متداول‌تر بشن.

227
00:15:35,309 --> 00:15:38,354
برای کسی از چنین کشوری
که کسی رو پری ماه خطاب کنه...

228
00:15:39,355 --> 00:15:42,316
آیا توی بخور مواد توهم‌زا ریخته؟

229
00:15:42,316 --> 00:15:44,318
آدم‌ها این کارو می‌کنن؟

230
00:15:44,318 --> 00:15:46,362
معمولاً نه، ولی سریع‌ترین راهه.

231
00:15:47,321 --> 00:15:49,365
این باعث فاجعه دیپلماتیک می‌شه.

232
00:15:50,366 --> 00:15:54,370
دارم به هر چیزی چنگ می‌زنم.
هیچ اطلاعاتی از اون موقع هست؟

233
00:15:55,329 --> 00:15:57,373
واقعاً پریشونه.

234
00:15:57,373 --> 00:16:00,334
خب، بیا چنگو بیاریم.

235
00:16:02,336 --> 00:16:04,338
ممنون که تا اینجا اومدی.

236
00:16:07,299 --> 00:16:09,385
این درخواست عجیبیه.

237
00:16:10,344 --> 00:16:14,348
چه جای خسته‌کننده‌ای. حتی یه فنجون چای هم نیست؟

238
00:16:15,307 --> 00:16:17,351
این فقط یه اتاق ملاقات، طورایی.

239
00:16:18,352 --> 00:16:23,273
پیرزن، قبلاً یه فرستاده خارجی رو
پذیرفتی؟

240
00:16:23,273 --> 00:16:27,319
آره، این کارو کردم. باید
بیشتر از ۵۰ سال پیش بوده باشه.

241
00:16:27,319 --> 00:16:30,280
این مربوط به دوران امپراتوره
قبل از امپراتور قبلیه.

242
00:16:30,364 --> 00:16:34,284
این شهر اصلاً یه شهر بود
که روی یه خرابه قدیمی ساخته شده بود،

243
00:16:34,284 --> 00:16:36,370
و کلی توریست داشتیم که می‌اومدن.

244
00:16:37,287 --> 00:16:41,333
وقتی یهویی تصمیم گرفتن این
جای محبوب رو پایتخت کنن،

245
00:16:41,333 --> 00:16:44,294
یه کم آشفتگی بود.

246
00:16:44,336 --> 00:16:47,339
به هر حال، پایتخت هنوز جدید بود،
برای همین قلعه بزرگی نداشتیم

247
00:16:47,339 --> 00:16:50,300
و جایی برای پذیرایی از مهمونا نداشتیم.

248
00:16:50,300 --> 00:16:55,347
بزرگترها چیزی به فکرشون نمی‌رسید،
پس از یه خرابه باقی‌مونده استفاده کردن.

249
00:16:55,347 --> 00:16:57,349
اون‌جا یه جورایی یه مکان مراسمی بود.

250
00:16:57,349 --> 00:17:01,353
یه برکه قشنگ داشت و
ساختمون‌هایی کنار یه باغ.

251
00:17:02,271 --> 00:17:03,313
اون...

252
00:17:04,273 --> 00:17:06,316
یه باغ ویرونه تو شمال
کاخ پشتی بود که چند روز پیش دیدم.

253
00:17:06,316 --> 00:17:08,318
احتمالش هست که جایی که مهمونی
گرفتیم الان بخشی از کاخ پشتی باشه.

254
00:17:08,360 --> 00:17:19,329
من به عنوان برگزار کننده اصلی توی
اجرایی که از اون خرابه به عنوان صحنه استفاده می‌شد انتخاب شدم.

255
00:17:20,289 --> 00:17:21,331
چرا تو؟

256
00:17:21,331 --> 00:17:23,333
خب، من اون موقع بیشترین
کارایی رو توی کل محله داشتم.

257
00:17:23,333 --> 00:17:25,377
من برگزارکننده اصلی بودم و
حدود دوجین دیگه زیر دستم بودن.

258
00:17:25,377 --> 00:17:33,302
الان شاید عجیب به نظر ‌برسه، ولی...

259
00:17:33,302 --> 00:17:36,346
با این حال، فکر می‌کنم
بزرگترین دلیل من بودم.

260
00:17:37,556 --> 00:17:42,561
منطقیه که کسیو با شمایل من انتخاب کنن.

261
00:17:42,561 --> 00:17:43,562
با این حال...

262
00:17:44,480 --> 00:17:48,484
خیلی از اون مراسم بداهه بود،
پس توی آماده‌سازی مشکل داشتیم.

263
00:17:48,567 --> 00:17:51,487
باید همه چیزو برنامه‌ریزی می‌کردیم،
مثل فازهای ماه،

264
00:17:51,487 --> 00:17:55,532
و موانعو حذف می‌کردیم
تا مهمونا دید بهتری داشته باشن.

265
00:17:56,492 --> 00:17:59,495
باغ نزدیک پر از حشره بود،

266
00:17:59,495 --> 00:18:03,499
پس رفتیم و همه لاروها رو
از برگ‌ها جدا کردیم.

267
00:18:03,540 --> 00:18:08,504
با این حال، حشره‌ها دور مشعل‌ها جمع شدن.

268
00:18:08,545 --> 00:18:14,510
حتی بعد از این همه کار، اون شب احمق‌هایی بودن
که زودتر اونجا رو ترک کردن.

269
00:18:14,593 --> 00:18:17,554
و اجرا رو تا انتها ندیدن.

270
00:18:18,514 --> 00:18:21,517
ولی من خیلی قوی‌تر از این حرفا بودم.

271
00:18:21,517 --> 00:18:24,478
با مهارت کارمو انجام دادم .

272
00:18:24,478 --> 00:18:29,483
مخاطب لذت برد ،
و احمق‌ها خیلی عصبانی شدن.

273
00:18:29,483 --> 00:18:32,528
این داستانو خیلی شنیدم.
چیز دیگه‌ای داری؟

274
00:18:32,569 --> 00:18:34,571
احترام بذار!

275
00:18:42,579 --> 00:18:47,626
کی فکر می‌کرد این زیبای
افسونگر یه خسیس بشه...

276
00:18:49,628 --> 00:18:55,592
این نقاشی توسط
فرستاده بعد از برگشت به وطن سفارش داده شد.

277
00:18:55,592 --> 00:18:57,594
می‌گفت یه الهه ماه دیده یا همچین چیزی.

278
00:18:57,636 --> 00:19:01,598
آه، می‌فهمم. این عکس هم زیبا شده.

279
00:19:01,598 --> 00:19:03,559
چی گفتی؟

280
00:19:03,559 --> 00:19:04,601
هیچی.

281
00:19:05,602 --> 00:19:08,605
پس، اون فرستاده دیگه هیچ وقت پا به سرزمین ما نگذاشت،

282
00:19:09,606 --> 00:19:12,609
ولی اینو از طریق کاروان برام فرستاد.

283
00:19:13,610 --> 00:19:17,614
مادرجون، تو که داشتی
مثل همیشه کارت رو انجام می‌دادی، نه؟

284
00:19:17,614 --> 00:19:19,575
چرا اینقدر دوستت داشت؟

285
00:19:19,575 --> 00:19:22,578
از کجا بدونم؟

286
00:19:25,581 --> 00:19:28,584
این پیرزن می‌تونه اوضاع رو بی‌طرف ببینه.

287
00:19:28,667 --> 00:19:30,627
احتمالاً اغراق نمی‌کنه.

288
00:19:31,587 --> 00:19:32,588
ولی...

289
00:19:32,588 --> 00:19:35,591
حتی اگه اون زمان پیرزن خوشگل بوده،

290
00:19:36,592 --> 00:19:39,636
چرا بهش می‌گفتن الهه؟

291
00:19:42,598 --> 00:19:44,641
هوم، نمی‌دونم.

292
00:19:44,641 --> 00:19:48,645
کسی رو پیدا کنیم
که شبیه عکس باشه؟

293
00:19:48,645 --> 00:19:51,565
همین فکری که به ذهنم می‌رسه.

294
00:19:51,607 --> 00:19:56,653
راستش، پیدا کردن یه زن قدبلند
که شبیه این باشه سخته.

295
00:19:57,571 --> 00:20:01,617
چرا فقط دنبال یه زن قدبلند نگردیم،
نه لزوماً شبیه این؟

296
00:20:02,576 --> 00:20:07,623
الان خیلی قدش کوتاه شده، ولی گفت
اون موقع ۱۷۵ سانتیمتر قد داشته.

297
00:20:07,623 --> 00:20:09,625
این خیلی بلنده.

298
00:20:09,666 --> 00:20:15,589
آره. خیلی ماهر بوده، و دست و پای بلندش
توی کارش کمکش میکرده .

299
00:20:15,631 --> 00:20:21,595
ولی پیدا کردن یه زن قدبلند
که به زیبایی اون باشه سخته.

300
00:20:21,595 --> 00:20:24,598
اون فرستاده‌ها همین قدن.

301
00:20:24,598 --> 00:20:27,601
اگه کسی رو پیدا کنیم که خیلی کوتاه باشه،
شبیه بچه‌ها می‌شن.

302
00:20:28,644 --> 00:20:32,606
فرستاده‌ها؟ بیشتر از یکی هستن؟

303
00:20:33,565 --> 00:20:36,610
آره. اونا پسرعموهایین
که فامیل مشترک دارن.

304
00:20:37,611 --> 00:20:41,657
از توصیفی که کردن،
فرستاده‌ها هم باید خیلی زیبا باشن.

305
00:20:42,574 --> 00:20:46,578
پس باید کسی رو پیدا کنیم
که بیشتر از ۱۷۵ سانتیمتر قد داشته باشه،

306
00:20:46,578 --> 00:20:50,582
که زیباییش یه زیبای دیگه رو تحت تأثیر قرار بده...

307
00:20:53,585 --> 00:20:56,630
یکی رو پیدا کردم. یه نفر خیلی مناسب.

308
00:20:56,630 --> 00:21:00,592
یه آدم زیبا و قدبلندتر از ۱۷۵ سانت، درسته؟

309
00:21:00,592 --> 00:21:01,593
اوه!

310
00:21:07,557 --> 00:21:08,642
داری چی می‌گی؟

311
00:21:30,622 --> 00:21:32,541
وای!

312
00:23:10,555 --> 00:23:24,611
قسمت بعدی
قسمت: پری ماه
قسمت بعدی: پری ماه.
