﻿1
00:00:13,304 --> 00:00:19,269
خاطرات داروساز

2
00:01:31,216 --> 00:01:34,219
این داستان یک اثر تخیلیه. اسامی تمام شخصیت‌ها، سازمان‌ها و غیره
همشون خیالی هستن. هیچ ارتباطی هم با وقایع واقعی نداره.

3
00:01:36,930 --> 00:01:40,975
شاید داستان‌ها و افسانه‌ها هم همینطور باشن.

4
00:01:40,975 --> 00:01:44,979
قسمت پری ماه

5
00:01:45,939 --> 00:01:46,981
موفق باشی.

6
00:01:47,982 --> 00:01:50,944
باغ هلو خراب شده در شمال کاخ پشتی...

7
00:01:50,985 --> 00:01:53,988
یه ساختمان قدیمی شبیه معبد نزدیکش...

8
00:01:54,030 --> 00:01:55,949
و برکه.

9
00:01:56,950 --> 00:02:00,954
خیلی وقت پیش، اینجا خونه یه قوم دیگه بود.

10
00:02:00,954 --> 00:02:03,957
میگن ما هنوز از ساختمان‌ها، دیوارها،

11
00:02:03,957 --> 00:02:06,918
و آبراه زیرزمینی که اونا به جا گذاشتن استفاده میکنیم.

12
00:02:08,920 --> 00:02:09,963
حدس بزن کیه؟

13
00:02:10,922 --> 00:02:11,923
شیسویی.

14
00:02:12,006 --> 00:02:14,968
درسته! صدای من لو داد؟

15
00:02:15,009 --> 00:02:19,931
اون خیلی دوست‌داشتنیه، جای تعجب نیست که
با شیائولان هم‌صحبته.

16
00:02:20,932 --> 00:02:22,016
مااومائو، داری چی کار می‌کنی؟

17
00:02:22,016 --> 00:02:24,978
منم همین سوال رو دارم. تو اینجا چی کار می‌کنی؟

18
00:02:24,978 --> 00:02:27,981
من؟ اوه، یه کاری داشتم که باید انجام می‌دادم.

19
00:02:29,983 --> 00:02:30,984
غذا دزدیدی؟

20
00:02:30,984 --> 00:02:31,985
نه، در واقع.

21
00:02:32,902 --> 00:02:33,945
این رو!

22
00:02:38,992 --> 00:02:40,952
نازه، نه؟!

23
00:02:40,952 --> 00:02:45,915
این معمولاً به عنوان آزاردادن محسوب میشه، پس این کار رو با بقیه نکن.

24
00:02:45,915 --> 00:02:49,002
چی؟ چرا؟ این خیلی نازه!

25
00:02:50,962 --> 00:02:52,964
این جا واقعاً عالیه!

26
00:02:52,964 --> 00:02:55,925
اینجا پر از حشراتی هست که فقط تو کتابا دیده بودم!

27
00:02:55,925 --> 00:02:57,969
اولین باری که این موجودات رو دیدم هم اینجا بود!

28
00:02:58,928 --> 00:02:59,971
می فهمم.

29
00:03:00,930 --> 00:03:02,974
این منطقه مدت‌هاست که مرکز تجارته.

30
00:03:02,974 --> 00:03:06,978
فکر کنم بعضی حشرات با کالاهای تجاری اومدن و اینجا خونه پیدا کردن.

31
00:03:07,937 --> 00:03:08,980
این‌ها پروانه می‌شن؟

32
00:03:08,980 --> 00:03:10,940
نه، اینا شب‌پره هستن!

33
00:03:10,940 --> 00:03:14,944
اینا شب‌زی هستن، پس الان پرنده‌ای نمی‌بینی، ولی خیلی قشنگن!

34
00:03:16,988 --> 00:03:19,949
فکر می‌کنم وقتی اون پیرزن نمایش اجرا میکرد هم اینا بودن.

35
00:03:20,992 --> 00:03:23,912
باید شب بیای ببینی‌شون، مااومائو!

36
00:03:23,912 --> 00:03:25,955
اینا می‌چرخن و در نور ماه می‌درخشن...

37
00:03:25,955 --> 00:03:28,958
باعث میشه حس کنی وارد بهشت شدی!

38
00:03:29,000 --> 00:03:31,002
این یه کم اغراق‌آمیز به نظر میاد...

39
00:03:32,921 --> 00:03:34,964
درخشش در نور ماه...؟

40
00:03:35,006 --> 00:03:38,009
این شب‌پره‌ها بلافاصله بعد از بیرون اومدن جفت‌گیری می‌کنن؟

41
00:03:38,009 --> 00:03:44,015
فکر کنم؟ شنیدم که اونا بلافاصله بعد از بالغ شدن می‌میرن چون نمی‌تونن غذا بخورن.

42
00:03:44,015 --> 00:03:47,936
هی، می‌تونی بگی کدوم یکی از این شب‌پره‌ها نر و ماده هستن؟

43
00:03:47,936 --> 00:03:49,938
تا حدی، فکر کنم...

44
00:03:49,979 --> 00:03:50,939
شیسویی!

45
00:03:50,980 --> 00:03:52,982
یه کاری هست که به کمکت نیاز دارم.

46
00:03:55,985 --> 00:03:58,947
این... این ممکنه واقعاً جواب بده!

47
00:03:59,948 --> 00:04:00,990
چیز بدیه...؟

48
00:04:34,983 --> 00:04:38,987
چند روز بعد، یه مهمونی برای فرستاده‌ها برگزار شد.

49
00:04:39,946 --> 00:04:43,992
این تو باغ شمالی برگزار شد، جایی که ۵۰ سال پیش پری ماه ظاهر شده بود.

50
00:04:45,910 --> 00:04:47,954
کاخ پشتی معمولاً برای مردها ممنوعه،

51
00:04:47,954 --> 00:04:50,999
ولی یه استثنای خاص قائل شدن که مقامات مرد بتونن شرکت کنن.

52
00:04:50,999 --> 00:04:53,960
زن‌های بلندمرتبه هم شرکت کردن.

53
00:04:54,961 --> 00:04:57,964
مهمونا از نمایش‌ها داخل کالسکه‌هاشون لذت بردن.

54
00:05:00,925 --> 00:05:04,929
چشمان آبی، موهای طلایی...
واقعاً قشنگن.

55
00:05:04,929 --> 00:05:06,931
میدونستم. یه اجراکننده معمولی
هیچ تاثیری نداره.

56
00:05:07,932 --> 00:05:11,936
همچنین، پرده‌هاشون رو تا آخر بالا دادن و
صورت‌هاشون رو به امپراتور نشون دادن.

57
00:05:11,978 --> 00:05:13,980
باید خیلی اعتماد به نفس داشته باشن.

58
00:05:14,981 --> 00:05:18,026
اون خانم دورتر به نظر میاد که آرومه،

59
00:05:18,026 --> 00:05:20,945
ولی خانمی که به من نزدیک‌تره
خیلی مطمئنه

60
00:05:20,945 --> 00:05:22,989
که زیباترین زن دنیاست.

61
00:05:23,948 --> 00:05:25,992
قطعاً، این دو فرستاده ویژه از نظر زیبایی با
همسران عالی‌رتبه برابری می‌کنن.

62
00:05:25,992 --> 00:05:42,967
موسیقی و اجراها از معمول هم پر زرق و برق‌تره.

63
00:05:42,967 --> 00:05:44,969
حدس می‌زنم برای هماهنگی با فرستاده‌هاست.

64
00:05:45,011 --> 00:05:48,931
ولی... به نظر میاد حوصله‌شون سر رفته.

65
00:05:48,931 --> 00:05:50,975
به نظر میاد که براشون کافی نیست.

66
00:05:51,934 --> 00:05:53,936
خیلی شبیه هم هستن.

67
00:05:54,896 --> 00:05:57,982
شنیدم که اونا پسرعمو هستن و یه پدربزرگ مشترک دارن، ولی مثل دوقلوها به نظر میان.

68
00:05:58,941 --> 00:06:02,987
این دو نفر می‌تونن ترفند آینه از داستان استاد گائوشون رو انجام بدن.

69
00:06:03,946 --> 00:06:04,947
هوم؟

70
00:06:16,751 --> 00:06:19,754
می‌خوام نزدیک‌تر باشم که باهات صحبت کنم.

71
00:06:20,755 --> 00:06:23,800
شنیدم داداشت امروز نمیاد.

72
00:06:23,800 --> 00:06:26,761
خیلی دوست داشتم باهاش ملاقات کنم.

73
00:06:28,805 --> 00:06:31,808
وای، این ترسناکه. خیلی ترسناکه.

74
00:06:32,433 --> 00:06:37,397
یه دسیسه سیاسی که ازدواج رو شامل میشه.

75
00:06:37,438 --> 00:06:39,440
اگه خوشحالتون میکنه—

76
00:06:39,440 --> 00:06:40,400
آیلا.

77
00:06:41,442 --> 00:06:47,407
کافیه. اونا برای ما نمایش عالی‌ای گذاشتن
باید مناسب لذت ببریم.

78
00:06:49,450 --> 00:06:51,411
پوزش می‌طلبم.

79
00:06:59,377 --> 00:07:00,378
هونگنیانگ.

80
00:07:00,420 --> 00:07:03,381
بحران رفع شد. خیلی ترسناک بود.

81
00:07:04,424 --> 00:07:10,388
شاید اون دو نفر هیچ علاقه‌ای به زیبایی
افسانه‌ای که پدربزرگشون دیده بود نداشته باشن.

82
00:07:11,389 --> 00:07:15,435
هیچکی از ما زیباتر نیست.
این چیزی هست که واقعاً باور دارن.

83
00:07:16,436 --> 00:07:22,400
شاید آینه‌هایی که به چهار همسر فرستادن
در واقع یه محرک بوده.

84
00:07:23,359 --> 00:07:27,447
مهم نیست. کار من اینه که
پری ماه رو بهشون نشون بدم.

85
00:07:32,452 --> 00:07:35,455
مهمونی تقریباً تموم شده.
اوضاع چطوره؟

86
00:07:36,414 --> 00:07:40,376
هر کاری که می‌تونستم انجام دادم.

87
00:07:42,378 --> 00:07:45,381
آره، فکر کنم واکنش طبیعی همین باشه.

88
00:07:47,425 --> 00:07:49,385
باشه، بریم.

89
00:07:56,434 --> 00:08:00,438
به نظر میاد موسیقی رو
رنگارنگ‌تر کردن تا با ما هماهنگ بشه،

90
00:08:00,438 --> 00:08:04,358
ولی اجرا معمولی به نظر می‌رسید، آی‌لین.

91
00:08:05,359 --> 00:08:08,404
اون چهار صیغه معروف
پشت پرده‌هاشون قایم شدن.

92
00:08:08,404 --> 00:08:11,449
اون فرشته ماهی که پدربزرگمون دیده
احتمالاً اونقدرا هم چشمگیر نبوده.

93
00:08:11,449 --> 00:08:15,369
آیلا، الان وقتش نیست که
راجع به این چیزا حرف بزنیم.

94
00:08:15,453 --> 00:08:17,413
بریم اتاقمون حرف بزنیم.

95
00:08:20,416 --> 00:08:24,378
اگه امپراتور همین الان ما رو بخواد چی؟

96
00:08:41,395 --> 00:08:42,438
این یارو...

97
00:09:02,708 --> 00:09:03,709
پنجاه سال پیش...

98
00:09:04,669 --> 00:09:09,632
حدسم اینه که این همون چیزیه که
پدربزرگ فرستاده دیده.

99
00:09:26,691 --> 00:09:27,650
چه خبره؟!

100
00:09:27,650 --> 00:09:28,651
کجا رفت؟!

101
00:09:28,651 --> 00:09:29,694
راستی، اون کی بود؟!

102
00:09:32,655 --> 00:09:33,698
دیانا.

103
00:09:37,618 --> 00:09:40,705
نمیدونستم تلفظش درسته یا نه،
ولی ظاهراً اونا فهمیدن.

104
00:09:44,667 --> 00:09:48,629
اسم یه الهه ماه
تو افسانه‌های غربی.

105
00:09:50,673 --> 00:09:51,674
به نظر میاد جواب داده.

106
00:09:51,674 --> 00:09:55,636
آره، فک کنم تونستیم
به خواسته‌مون برسیم.

107
00:09:55,678 --> 00:09:57,680
کشیدن یه پارچه سیاه تو تاریکی

108
00:09:58,639 --> 00:10:00,683
باعث میشه که
آدم به نظر ناگهانی ظاهر بشه.

109
00:10:00,683 --> 00:10:03,686
این پروانه‌ها، تموم کنندۀ کارن.

110
00:10:04,145 --> 00:10:08,149
یه سری احمق بودن که اون شب
با لباسم ور رفتن.

111
00:10:08,149 --> 00:10:11,110
لاشه حشرات رو بهش مالیدن.

112
00:10:12,111 --> 00:10:16,115
بعضی از حشرات بوی خاصی پخش میکنن
تا جنس مخالف رو جذب کنن.

113
00:10:16,198 --> 00:10:20,161
پروانه‌های نر با بوشون جذب
اون پیرزن شدن.

114
00:10:20,578 --> 00:10:24,582
خیلی تلاش کردیم که فقط
فرستاده‌ها اینو ببینن.

115
00:10:25,583 --> 00:10:29,545
باید حواسمون بود که
راننده کالسکه به این سمت نگاه نکنه.

116
00:10:29,545 --> 00:10:31,589
استاد گائوشون و چند نفر دیگه نزدیک بودن،

117
00:10:31,589 --> 00:10:34,508
که اگه اتفاقی افتاد دخالت کنن.

118
00:10:35,551 --> 00:10:38,512
این چیزی نبود که بقیه باید ببینن.

119
00:10:38,596 --> 00:10:43,559
این واقعاً یه ارائه قدرتمند بود،
کافی بود که ملت‌ها رو سرنگون کنه.

120
00:10:44,518 --> 00:10:45,519
هی!

121
00:10:45,603 --> 00:10:48,522
بعد از این که هر چی گفتی رو انجام میدم،
منو نادیده می‌گیری؟

122
00:10:49,523 --> 00:10:52,526
خیلی ممنونم استاد جینشی،

123
00:10:52,526 --> 00:10:55,571
که با اون لباس سنگین تا اون طرف رود شنا کردی.

124
00:10:56,530 --> 00:10:58,532
جواب داد؟

125
00:10:58,532 --> 00:11:03,579
آره، فکر کنم به خواسته‌های فرستاده‌ها
کاملاً پاسخ دادیم.

126
00:11:04,538 --> 00:11:07,500
می‌فهمم. خب، دیگه از دست من خارجه.

127
00:11:07,500 --> 00:11:08,584
موهام هنوز خیسه!

128
00:11:21,972 --> 00:11:24,016
باشه، پس.

129
00:11:33,943 --> 00:11:34,985
اوه، مائوماو!

130
00:11:35,945 --> 00:11:37,988
دارم میرم مدرسه!

131
00:11:37,988 --> 00:11:41,951
اوه، واقعاً عملیش کردن.

132
00:11:41,992 --> 00:11:44,954
افتخار میکنم که نسل اولم!

133
00:11:44,954 --> 00:11:46,914
باشه، من رفتم!

134
00:11:46,997 --> 00:11:47,998
موفق باشی.

135
00:11:59,009 --> 00:12:00,928
حوصله‌ام سر رفته.

136
00:12:01,929 --> 00:12:04,974
تو پاویون یشم کار زیادی برای انجام نیست.

137
00:12:05,933 --> 00:12:10,938
دکتر قلابی به نظر میاد سرش با مسئله روغن‌های معطر شلوغه.
این طرف! نه، اون طرف!

138
00:12:11,939 --> 00:12:15,943
اون مشکل هنوز
کاملاً حل نشده.

139
00:12:16,902 --> 00:12:20,948
تکی، اونا کوچیکن، ولی وقتی
ترکیب بشن، می‌تونن سمی باشن.

140
00:12:20,990 --> 00:12:24,994
کی نقشه کشیده که این‌ها رو اینجا بیاره؟

141
00:12:25,995 --> 00:12:27,913
دارم بررسی می‌کنم،

142
00:12:27,913 --> 00:12:30,958
ولی روغن‌ها به مقدار زیاد توسط اعضای
همه پاویون‌ها خریداری شدن.

143
00:12:31,000 --> 00:12:33,919
شامل زن‌های پاویون یشم هم میشه.

144
00:12:33,919 --> 00:12:35,963
بهشون گفتم هر چی که
ممکنه سمی بشه رو بندازن دور، ولی...

145
00:12:36,922 --> 00:12:40,926
ممکنه کار فرستاده‌های ویژه باشه؟

146
00:12:40,926 --> 00:12:41,969
نمیدونم.

147
00:12:41,969 --> 00:12:47,933
مطمئنم که گرفتن جایگاه صیغه
جزو اهدافشون بوده، ولی...

148
00:12:47,933 --> 00:12:51,937
با از بین رفتن اعتبارشون،
خیلی چیزای دیگه برای نگرانی دارن.

149
00:12:58,903 --> 00:13:00,988
چهار صیغه عالی رتبه تو
کاخ پشتی هستن.

150
00:13:01,947 --> 00:13:03,908
با توجه به نفوذی که پدرش داره،

151
00:13:03,991 --> 00:13:06,952
صیغه لولان باید
مهم‌ترین باشه.

152
00:13:07,953 --> 00:13:10,956
پدرش، شیشو، یه کارگزار
محبوبه که از دوران امپراتور قبلی

153
00:13:10,956 --> 00:13:13,000
اون مقام رو حفظ کرده.

154
00:13:13,000 --> 00:13:15,961
امپراتور زیاد بهش سر میزنه،

155
00:13:16,921 --> 00:13:18,964
ولی به نظر نمیاد خیلی بهش علاقه داشته باشه.

156
00:13:19,965 --> 00:13:22,968
صیغه لیهوا از نظر قدرت خانوادگی
دومه،

157
00:13:22,968 --> 00:13:25,971
ولی اونا از این که
از طرف مادری با امپراتور نسبت دارن قدرت میگیرن.

158
00:13:25,971 --> 00:13:28,015
این باعث میشه که کمتر دنبال قدرت باشه.

159
00:13:28,933 --> 00:13:31,936
بعد از از دست دادن شاهزاده‌اش مریض شد،

160
00:13:31,936 --> 00:13:34,939
ولی بعد از بهبودی، محبت امپراتور رو دریافت می‌کنه.

161
00:13:35,981 --> 00:13:40,903
خانواده صیغه لی‌شو، برعکس،
توی نسل‌های اخیر قدرت گرفتن.

162
00:13:40,903 --> 00:13:43,989
خیلی بلندپروازن، حتی دختر
جوانشون رو به امپراتور قبلی فرستادن.

163
00:13:44,949 --> 00:13:48,953
ولی متأسفانه برای اونا،
امپراتوراون رو دوست نداره.

164
00:13:48,994 --> 00:13:52,957
شنیدم که حتی بعد از رفتن صیغه آه-دو،
امپراتور بهش توجهی نکرده.

165
00:13:53,958 --> 00:13:57,962
از طرف دیگه، صیغه گیوکیو
بیشترین محبت رو از امپراتور دریافت می‌کنه.

166
00:13:58,003 --> 00:14:02,925
علاوه بر پرنسس لینگلی، از امپراتور یه بچه دیگه هم داره.

167
00:14:03,008 --> 00:14:08,013
کشور غربی که از اونجا اومده
به نظر میاد که از تجارت رونق گرفته،

168
00:14:08,013 --> 00:14:11,976
ولی در واقعیت، میگن که
خیلی ثروتمند نیستن، چون زمینشون بایره.

169
00:14:12,977 --> 00:14:16,981
دو بار تلاش کردن صیغه گیوکیو رو از طریق
مسمومیت به قتل برسونن.

170
00:14:17,982 --> 00:14:20,985
مقصر حادثه مهمانی باغ
سال گذشته

171
00:14:20,985 --> 00:14:22,987
خانم ارشد صیغه آه-دو بود،

172
00:14:22,987 --> 00:14:25,990
که به تنهایی نقشه کشید و اجرا کرد
بر ضد صیغه لی‌شو.

173
00:14:26,991 --> 00:14:32,913
این کار رو برای قدرت نکرده بود، بلکه
به خاطر یه دلیل انسانی و شخصی بود.

174
00:14:33,914 --> 00:14:37,001
ولی کی پشت اولین
تلاش مسمومیت برای صیغه گیوکیو بود،

175
00:14:37,001 --> 00:14:39,962
وقتی که شاهزاده لینگلی رو باردار بود؟

176
00:14:40,963 --> 00:14:44,967
اگه نظر خانم هونگ‌نیانگ درست باشه،
اون صیغه متوسط رتبه‌ای بود

177
00:14:44,967 --> 00:14:47,928
که تو حادثه قارچ
چند روز پیش مرد.

178
00:14:47,970 --> 00:14:52,975
ولی اون صیغه از کجا
در مورد سموم یاد گرفته بود؟

179
00:14:53,976 --> 00:14:54,935
سویری...

180
00:14:55,978 --> 00:14:58,939
هنوز معلوم نیست چه بلایی سرش اومده.

181
00:14:59,940 --> 00:15:01,984
چرا؟ به چه علت؟

182
00:15:01,984 --> 00:15:04,987
چرا به استاد جینشی حمله کرد؟

183
00:15:06,947 --> 00:15:10,951
من فقط یه مزه‌چشم. لازم نیست
نگران این باشم.

184
00:15:10,993 --> 00:15:12,995
شاید برم یه دوری بزنم.

185
00:15:17,958 --> 00:15:20,002
فصل گیلاس داره تموم می‌شه.

186
00:15:20,961 --> 00:15:24,006
اوه؟ اونها ندیمه‌های
کاخ کریستال هستن.

187
00:15:28,969 --> 00:15:31,972
چه واکنش اغراق‌آمیزی. فقط
یکم اذیتشون کردم.

188
00:15:34,934 --> 00:15:38,979
اون تنها زنی بود که
در کاخ کریستال عطر نزده بود.

189
00:15:43,943 --> 00:15:45,945
عجیب بود برام،
چون کل

190
00:15:45,945 --> 00:15:47,905
کاخ کریستال خیلی به مد حساسن،

191
00:15:47,947 --> 00:15:49,949
ولی به نظرم هر گروهی یه نفر اینطوری داره.

192
00:15:56,914 --> 00:15:58,958
یکم حالم بده.

193
00:15:58,958 --> 00:16:00,960
سرماخوردگی؟ بیا دیگه.

194
00:16:00,960 --> 00:16:03,963
نمی‌خوایم بانو گیوکویو
یا شاهزاده خانم بگیرنش.

195
00:16:03,963 --> 00:16:05,965
سعی کردم مراقب باشم، ولی...

196
00:16:08,008 --> 00:16:12,012
یکم تب داری.
برات دارو درست کنم؟

197
00:16:12,930 --> 00:16:15,015
در این صورت، بعد از درست کردن دارو،

198
00:16:15,015 --> 00:16:17,935
میتونی ببریش درمانگاه؟

199
00:16:18,018 --> 00:16:19,979
درمانگاه؟

200
00:16:20,938 --> 00:16:22,940
نه دفتر پزشکی.

201
00:16:22,940 --> 00:16:26,944
آیلان می‌دونه کجا بره،
فقط اونو با خودت ببر.

202
00:16:26,944 --> 00:16:27,987
متوجه شدم.

203
00:16:32,908 --> 00:16:35,953
نمی‌دونستم همچین جایی در
قسمت شمالی کاخ پشتی وجود داره.

204
00:16:36,954 --> 00:16:38,956
نزدیک رختشوی‌خونه‌س.

205
00:16:38,956 --> 00:16:41,959
کارآمده، چون میتونی
لباس‌ها و فرش‌ها رو مرتب بشوری.

206
00:16:42,001 --> 00:16:44,962
ببخشید. به نظر میاد سرما خوردم.

207
00:16:45,963 --> 00:16:48,007
یه ندیمه میانسال؟ نادره.

208
00:16:49,967 --> 00:16:52,928
یکم تب داری. زبونتو نشونم بده.

209
00:16:53,012 --> 00:16:56,974
اوه. به نظر نمیاد خیلی بد باشه.

210
00:16:57,933 --> 00:17:00,978
اگه چند روز بعدی خودتو زیاد خسته نکنی،
باید خوب باشی،

211
00:17:00,978 --> 00:17:01,979
ولی خودت چی میخوای؟

212
00:17:01,979 --> 00:17:04,982
نمی‌خوام ندیمه‌ها بگیرنش.

213
00:17:04,982 --> 00:17:07,943
میشه برای احتیاط یک شب بمونم؟

214
00:17:08,944 --> 00:17:09,987
بیا دنبالم.

215
00:17:09,987 --> 00:17:14,992
به نظر حرفه‌ای‌تر از اون دکتر قلابیه،
و تشخیصش هم درسته.

216
00:17:18,912 --> 00:17:20,956
از این بو متنفرم.

217
00:17:20,956 --> 00:17:24,960
این الکل صنعتیه. یعنی
این‌جا تمیز نگه‌داشته می‌شه.

218
00:17:25,961 --> 00:17:28,922
پنجره‌های زیادی داره،
یعنی تهویه خوبی داره.

219
00:17:28,964 --> 00:17:31,967
ساده نگه‌داشته شده،
تا راحت‌تر بشه تمیزش کرد.

220
00:17:31,967 --> 00:17:33,969
به نظر میاد جای مناسبی برای
بهبود از بیماری باشه.

221
00:17:35,971 --> 00:17:37,931
از این اتاق استفاده کن.

222
00:17:37,931 --> 00:17:39,933
ممنون.

223
00:17:39,933 --> 00:17:42,936
مائومائو، به بقیه بگو من فردا برمی‌گردم.

224
00:17:42,936 --> 00:17:43,937
متوجه شدم.

225
00:17:48,942 --> 00:17:52,946
پس، اینطوری ندیمه‌هایی که حالشون خوب نیست
رو قرنطینه می‌کنن.

226
00:17:53,947 --> 00:17:55,949
تو، برگرد سر کارت.

227
00:17:55,991 --> 00:17:59,912
فکر نکن کمک به یه مریض
از کارت معافت می‌کنه.

228
00:17:59,912 --> 00:18:03,999
یا میخوای همه این لباسا رو جمع کنی؟

229
00:18:05,918 --> 00:18:07,002
ببخشید!

230
00:18:08,962 --> 00:18:11,965
واقعاً نمی‌تونم با زن‌های مسن‌تر مقابله کنم.

231
00:18:11,965 --> 00:18:13,967
ولی به هر حال...

232
00:18:13,967 --> 00:18:16,929
اینجا به نظر میاد خیلی از
ندیمه‌های مسن‌تر باشن.

233
00:18:16,970 --> 00:18:18,931
تو کاخ پشتی، وقتی زنی به یه سنی می‌رسه

234
00:18:18,931 --> 00:18:21,892
تقریباً کنار گذاشته می‌شه و یکی دیگه جایگزینش می‌شه.

235
00:18:21,892 --> 00:18:24,937
احتمالاً چون کارکنان درمانگاه
باید تجربه و دانش داشته باشن،

236
00:18:24,937 --> 00:18:26,021
پس اونا بیشتر می‌مونن...

237
00:18:28,941 --> 00:18:32,945
وقتی با خودت حرف می‌زنی راه نرو. می‌خوری زمین.

238
00:18:32,945 --> 00:18:34,947
چیزی می‌گفتم؟

239
00:18:36,907 --> 00:18:38,951
کاری داری؟

240
00:18:39,910 --> 00:18:41,954
خب، نه، کاری ندارم.

241
00:18:41,995 --> 00:18:44,957
چی میشه اگه باهات حرف بزنم
وقتی از کنارت رد می‌شم؟

242
00:18:48,919 --> 00:18:49,962
کجا بودی الان؟

243
00:18:49,962 --> 00:18:53,924
درمانگاه. نمی‌دونستم همچین جایی وجود داره.

244
00:18:53,924 --> 00:18:58,011
وقتی اومدی باید یه راهنما
برای همه جاها بهت می‌دادن.

245
00:18:58,011 --> 00:18:59,012
فراموش کردن بهت نشون بدن؟

246
00:18:59,930 --> 00:19:02,933
شاید من حواسم نبود،
چون ناراحت بودم

247
00:19:02,933 --> 00:19:04,935
که یهویی فروخته شدم.

248
00:19:06,937 --> 00:19:10,983
قبلاً هم این اتفاق افتاده، ولی وقتی
این داستانو می‌شنوه به نظر ناراحت می‌شه.

249
00:19:12,025 --> 00:19:15,988
بیشتر از چیزی که انتظار داشتم سازمان‌دهی شده بود،
پس تعجب کردم.

250
00:19:15,988 --> 00:19:18,991
شاید اونجا باید
دفتر رسمی پزشکی هم باشه.

251
00:19:19,950 --> 00:19:21,994
کاش اینقدر راحت بود.

252
00:19:21,994 --> 00:19:23,996
منظورت چیه؟

253
00:19:23,996 --> 00:19:26,957
فقط مردها می‌تونن دکتر باشن.

254
00:19:26,999 --> 00:19:29,918
درمان چندتا خراش مشکل نیست،

255
00:19:29,918 --> 00:19:32,921
ولی فقط دکتر می‌تونه
جراحات جدی رو درمان کنه.

256
00:19:32,963 --> 00:19:36,925
همچنین، فقط دکترها
می‌تونن دارو درست کنن.

257
00:19:36,967 --> 00:19:40,971
پس، به خاطر همینه که بوی
دارو تو درمانگاه نیومد.

258
00:19:41,972 --> 00:19:43,974
من چی؟

259
00:19:44,975 --> 00:19:47,019
ما برای تو چشم‌پوشی می‌کنیم.

260
00:19:47,978 --> 00:19:51,940
به نظر میاد اینجا یه داستان پیچیده‌ای هست.

261
00:19:51,982 --> 00:19:56,987
برای آینده، باید بتونیم یه روش جدید
برای آوردن دکترها پیدا کنیم،

262
00:19:57,988 --> 00:20:00,908
تا غیرخواجه‌ها هم بتونن طبابت کنن...

263
00:20:01,950 --> 00:20:03,911
خواجه‌ها، هوم؟

264
00:20:04,912 --> 00:20:09,917
وقتی امپراتور فعلی به قدرت رسید،
جراحی که خواجه‌ها رو می‌سازه رو ممنوع کرد.

265
00:20:09,917 --> 00:20:10,918
یعنی،

266
00:20:10,959 --> 00:20:13,962
فقط مسئله زمانه تا
کمبود نیروی جدی پیدا کنیم.

267
00:20:14,129 --> 00:20:18,133
چه بدشانسی. کاش
فقط چند سال دیگه صبر می‌کرد...

268
00:20:19,092 --> 00:20:20,135
چی گفتی؟

269
00:20:20,177 --> 00:20:22,137
اوه. بلند گفتم؟

270
00:20:24,139 --> 00:20:26,183
استاد جینشی، کارهای زیادی داریم.

271
00:20:27,142 --> 00:20:28,101
فهمیدم.

272
00:20:30,187 --> 00:20:31,188
اوه، عطاری.

273
00:20:33,106 --> 00:20:36,193
مطمئن شو کسی نفهمه
که تو دارو درست می‌کنی.

274
00:20:37,152 --> 00:20:38,153
متوجه شدم.

275
00:20:43,158 --> 00:20:46,161
اگه دارویی درست کنم که
اونها رو دوباره رشد بده، پولدار می‌شم؟

276
00:20:51,124 --> 00:20:53,126
اونم داروه، مگه نه؟

277
00:20:54,127 --> 00:20:57,130
بوی دارو از
اون دختر خدمتکار اومد.

278
00:20:58,173 --> 00:21:03,136
اون دختر... یواشکی
دارو درست می‌کنه، نه؟

