﻿1
00:00:13,346 --> 00:00:19,310
دفترچه داروساز

2
00:01:32,342 --> 00:01:35,345
این داستان کاملاً تخیلیه. اسم شخصیت‌ها، سازمان‌ها و غیره
همگی خیالی هستن. هیچ ارتباطی هم با وقایع واقعی نداره.

3
00:01:44,354 --> 00:01:45,355
مامان؟

4
00:01:57,325 --> 00:02:01,287
چرا مامانم اونجوری نگاه می‌کرد؟

5
00:02:04,290 --> 00:02:06,334
حالا برگرد به اتاقت.

6
00:02:07,293 --> 00:02:08,294
ب-بله.

7
00:02:13,258 --> 00:02:19,264
اون پیرمرده... اون پیرزنه...
کیا بودن؟

8
00:02:23,351 --> 00:02:25,353
سخته به خاطر آوردن...

9
00:02:37,282 --> 00:02:38,324
چه خواب بدی بود.

10
00:02:46,332 --> 00:02:52,255
اون موقع، نمی‌دونستم
پیرمرده و پیرزنه چه کسایی بودن.

11
00:02:52,255 --> 00:02:53,298
بعداً بهم گفتن.

12
00:02:53,339 --> 00:02:57,260
پیرمرده پدرم بود
و پیرزنه مادربزرگم.

13
00:02:57,302 --> 00:02:58,303
و همچنین...

14
00:02:59,262 --> 00:03:03,266
بهم گفتن مردی که همیشه فکر می‌کردم
پدرمه، در واقع برادرم بوده.

15
00:03:07,312 --> 00:03:10,273
اون دختر در مواقع خاصی
خیلی بی‌حاله،

16
00:03:10,273 --> 00:03:11,316
ولی به زودی متوجه می‌شه.

17
00:03:12,317 --> 00:03:14,277
یا شاید هم قبلاً فهمیده...

18
00:03:15,278 --> 00:03:17,280
این باعث آرامشم می‌شه.

19
00:03:17,322 --> 00:03:20,325
نمی‌تونم برای همیشه ساکت بمونم.

20
00:03:28,333 --> 00:03:32,295
خیلی وقت پیش، این سرزمین
توسط یه گروه دیگه از مردم آباد بود.

21
00:03:32,378 --> 00:03:33,463
قسمت: معبد انتخاب

22
00:03:33,713 --> 00:03:40,178
این مردم رهبری نداشتن، ولی یه زن نجیب‌زاده
از سرزمین دوردستی اومد.

23
00:03:40,261 --> 00:03:43,264
اون زن حامله شد
با بچه‌ای که از بهشت اومده بود.

24
00:03:43,348 --> 00:03:47,268
اون بچه اولین امپراتور لی شد.

25
00:03:47,310 --> 00:03:51,272
اون زن که چشماش حتی در تاریک‌ترین شب‌ها می‌دید،

26
00:03:51,272 --> 00:03:53,274
بعدها به مادر سلطنتی معروف شد.

27
00:03:53,274 --> 00:03:57,278
بعضی‌ها می‌گن که اون جادوگری بود
که از سرزمین جادوگران اومده بود.

28
00:03:57,320 --> 00:04:00,323
افسانه تأسیس این کشور، ها؟

29
00:04:00,323 --> 00:04:02,283
چطوره، داروساز؟

30
00:04:02,283 --> 00:04:04,327
مواظب باش، استاد جینشی،
وگرنه صورتت رو می‌بینن.

31
00:04:05,245 --> 00:04:06,287
اوه.

32
00:04:06,287 --> 00:04:08,289
الان خیلی خوب
مشغول درس خوندن هستن.

33
00:04:08,289 --> 00:04:12,252
ظاهر شدن این موجود
توجه‌شون رو جلب می‌کنه.

34
00:04:12,252 --> 00:04:13,336
پس، حدود بیست تا دانش‌آموز هستن؟

35
00:04:14,337 --> 00:04:17,298
امیدوار بودم بیشتر بشن.

36
00:04:17,298 --> 00:04:20,301
با حدود ده تا شروع کردیم، پس تعدادشون بیشتر شده.

37
00:04:20,301 --> 00:04:24,264
خب، به نظر میاد درسته،
این رو که گفتیم...

38
00:04:24,347 --> 00:04:29,310
اگه نقشه استاد جینشی جواب بده و
دخترای خدمتکار بیشتری باسواد بشن،

39
00:04:29,310 --> 00:04:31,354
ماهیت قصر پشتی
باید شروع به تغییر کنه.

40
00:04:32,313 --> 00:04:37,318
در واقع، شیائولان الان شروع کرده
به خوندن داستان‌های ساده به تنهایی.

41
00:04:38,319 --> 00:04:40,363
استاد جینشی، باید بریم.

42
00:04:40,363 --> 00:04:43,283
آره. تو چطور؟

43
00:04:43,324 --> 00:04:46,327
من می‌مونم و یه کم دیگه نگاه می‌کنم.

44
00:04:46,327 --> 00:04:50,290
فهمیدم. اگه چیزی متوجه شدی، به من گزارش بده.

45
00:04:50,290 --> 00:04:51,291
باشه.

46
00:04:52,333 --> 00:04:53,334
شیائولان.

47
00:04:54,294 --> 00:04:57,297
هی! متوجه نشدم تو اینجایی، مااومائو!

48
00:04:57,338 --> 00:05:00,300
چطوره؟ چند تا کاراکتر یاد گرفتی؟

49
00:05:01,301 --> 00:05:05,263
آه، فقط چند تا! هنوز باید
از معلم بپرسم.

50
00:05:05,263 --> 00:05:06,306
بیا با من، مااومائو!

51
00:05:06,306 --> 00:05:07,265
آه، باشه.

52
00:05:07,307 --> 00:05:12,270
معلم تو ساختمون بغلیه.
بعضی وقتا میرم پیشش سوال بپرسم.

53
00:05:12,312 --> 00:05:15,315
هوم؟ اون یه معبد قدیمیه؟

54
00:05:15,315 --> 00:05:19,277
ببخشید! دارم میام داخل!

55
00:05:19,277 --> 00:05:23,323
بله، بله. شما اونجا،
دختر خانم، شما چهره جدیدی هستید.

56
00:05:31,289 --> 00:05:34,334
عجیب باریک و بلنده،
به نظر می‌رسه خیلی عمیقه.

57
00:05:35,293 --> 00:05:40,298
فاصله بین ستون‌ها کمه.
باید به چندین اتاق تقسیم شده باشه.

58
00:05:41,299 --> 00:05:43,301
اون معبد نظرت رو جلب کرده؟

59
00:05:43,343 --> 00:05:48,264
بله، به نظر میاد یه ساختمون عجیب‌شکله.

60
00:05:48,264 --> 00:05:52,310
اون یه معبدیه که توسط مردمی ساخته شده
که اصلاً اینجا زندگی می‌کردن.

61
00:05:52,310 --> 00:05:57,315
وقتی مادر سلطنتی اینجا حکومت می‌کرد،
دین قدیمی رو رد نکرد.

62
00:05:57,315 --> 00:05:59,317
آیا مادر سلطنتی
مادر اولین امپراتور بود

63
00:05:59,317 --> 00:06:01,277
که تو اون داستان قبلی بود؟

64
00:06:02,278 --> 00:06:05,365
بله. مادر سلطنتی به پسرش گفت:

65
00:06:06,324 --> 00:06:11,329
کسی که این سرزمین رو اداره می‌کنه
باید از اون معبد عبور کنه.

66
00:06:11,329 --> 00:06:16,334
فقط کسانی که راه درست رو انتخاب کنن
می‌تونن حاکم این سرزمین بشن.

67
00:06:16,334 --> 00:06:21,297
پسر با موفقیت از اون معبد گذشت
تا امپراتور بشه.

68
00:06:21,339 --> 00:06:25,343
پایتخت هم به خاطر اون معبد
به این منطقه منتقل شد.

69
00:06:25,343 --> 00:06:26,344
وای!

70
00:06:26,344 --> 00:06:29,347
ولی خیلی وقته که از معبد
استفاده نشده.

71
00:06:29,347 --> 00:06:32,350
نمی‌دونم دوباره ازش استفاده می‌شه یا نه.

72
00:06:33,309 --> 00:06:35,269
منظورت چیه؟

73
00:06:35,269 --> 00:06:40,316
برادرای بزرگتر امپراتور قبلی
همشون از یه بیماری همه‌گیر مردن.

74
00:06:41,317 --> 00:06:44,278
فقط امپراتور قبلی زنده موند.

75
00:06:44,278 --> 00:06:48,241
به عبارت دیگه، نیازی نبود
آیین تعیین جانشین انجام بشه.

76
00:06:48,324 --> 00:06:54,288
خوشحالم که کسی به اون معبد علاقه نشون می‌ده.
خیلی وقته کسی بهش توجه نکرده.

77
00:06:54,288 --> 00:06:57,291
قبلاً بیشتر توجه جلب می‌کرد؟

78
00:06:57,291 --> 00:07:01,295
بله. یه دکتر عجیب و غریب
اینجا کار می‌کرد.

79
00:07:01,295 --> 00:07:05,299
هر وقت وقت داشت،
توی قصر پشتی پرسه می‌زد.

80
00:07:05,299 --> 00:07:08,261
اون درباره معبد می‌پرسید،
مثل تو الان—

81
00:07:08,261 --> 00:07:09,303
اون لوومن... هست؟

82
00:07:09,303 --> 00:07:10,346
می‌شناسیش؟

83
00:07:11,305 --> 00:07:13,307
اوه. نمی‌خواستم...

84
00:07:13,349 --> 00:07:15,268
اون پدرخوانده‌م هست.

85
00:07:15,268 --> 00:07:16,310
بعد از اینکه قصر پشتی رو ترک کرد،

86
00:07:16,310 --> 00:07:18,354
شروع به کار به عنوان داروساز
در منطقه خوشگذرونی کرد.

87
00:07:18,354 --> 00:07:21,315
فهمیدم. تو لوومن هستی...

88
00:07:22,275 --> 00:07:26,279
نمی‌دونم با بابام خوب بوده یا نه؟

89
00:07:27,280 --> 00:07:29,240
ببین! یه چیزی نوشتم!

90
00:07:29,323 --> 00:07:30,283
وای.

91
00:07:33,286 --> 00:07:34,328
هیچ سمی نیست.

92
00:07:36,330 --> 00:07:38,291
الان دیگه می‌رم.

93
00:07:38,291 --> 00:07:39,292
صبر کن، داروساز.

94
00:07:39,333 --> 00:07:42,336
قراره بعد از این برم یه جایی،
می‌خوام تو هم باهام بیای.

95
00:07:43,296 --> 00:07:44,297
کجا؟

96
00:07:44,338 --> 00:07:46,340
به معبد انتخاب.

97
00:07:48,342 --> 00:07:51,262
چرا یهو این کارو می‌کنی؟

98
00:07:51,262 --> 00:07:53,306
چی تو سرشه؟

99
00:07:54,307 --> 00:07:56,309
اون معبد قدیمی که امروز دیدم.

100
00:07:57,310 --> 00:07:58,311
و...

101
00:07:58,311 --> 00:08:00,354
این معلم مدرسه‌ست؟

102
00:08:00,354 --> 00:08:02,315
خیلی منتظر اومدنت بودم.

103
00:08:02,356 --> 00:08:05,359
میشه دوباره امتحان کنم؟

104
00:08:06,277 --> 00:08:10,281
شاید نتیجه‌ش همون بشه،
ولی اگه مشکلی نیست، اشکالی نداره.

105
00:08:10,323 --> 00:08:14,285
این چه طرز حرف زدنه با امپراتور؟

106
00:08:14,285 --> 00:08:15,328
کی باهات میاد؟

107
00:08:15,328 --> 00:08:18,331
هوم. این دو تا رو می‌برم.

108
00:08:18,331 --> 00:08:19,332
ها؟

109
00:08:19,332 --> 00:08:22,293
اِم، اینجا ورود خانم‌ها ممنوع نیست؟

110
00:08:23,294 --> 00:08:25,338
ملکه مادر و
ملکه بزرگ هم خانم بودن.

111
00:08:27,340 --> 00:08:29,342
خب، بریم.

112
00:08:35,306 --> 00:08:36,807
سه تا در...؟

113
00:08:36,807 --> 00:08:38,059
از در قرمز رد نشو.

114
00:08:38,267 --> 00:08:41,270
از در قرمز رد نشو؟

115
00:08:41,270 --> 00:08:44,315
رنگ درها آبی، قرمز و سبزه.

116
00:08:45,274 --> 00:08:47,318
پس باید آبی یا سبز رو انتخاب کنیم؟

117
00:08:47,318 --> 00:08:50,279
کدوم در رو انتخاب می‌کنی؟

118
00:08:50,279 --> 00:08:53,324
این دفعه بریم سراغ آبی،
چون دفعه قبل سبز رو انتخاب کردم.

119
00:08:53,324 --> 00:08:57,286
درسته. از این طرف بفرمایید.

120
00:09:01,290 --> 00:09:04,293
امیدوارم بیشتر به کسانی که
مسئول نگهداری اینجا هستن توجه کنی.

121
00:09:04,293 --> 00:09:09,340
اینقدر طولانی بدون استفاده می‌مونه،
بعد یهویی یکی می‌خواد ازش استفاده کنه.

122
00:09:09,340 --> 00:09:11,342
هاها، بابت زحمتی که دادم معذرت می‌خوام.

123
00:09:13,344 --> 00:09:16,639
دوباره سه تا در... سبز، قهوه‌ای، آبی روشن.

124
00:09:16,973 --> 00:09:18,266
نوشته بعدی اینه:
از در قهوه‌ای رد نشو.

125
00:09:18,307 --> 00:09:21,269
از در قهوه‌ای رد نشو.

126
00:09:21,310 --> 00:09:23,271
من سبز رو انتخاب می‌کنم.

127
00:09:23,271 --> 00:09:24,272
خب...

128
00:09:26,274 --> 00:09:29,318
این همینطور ادامه داره؟

129
00:09:35,283 --> 00:09:38,286
بالا و پایین، جلو و عقب،

130
00:09:38,286 --> 00:09:40,329
حس جهت‌یابیم رو از دست دادم.

131
00:09:40,329 --> 00:09:43,374
احساس می‌کنم داریم تو یه دایره دور
خودمون می‌چرخیم.

132
00:09:44,292 --> 00:09:47,295
چرا امپراتور منو آورده؟

133
00:09:48,296 --> 00:09:50,298
امیدوارم زودتر تموم شه...

134
00:09:55,344 --> 00:09:57,305
این آخرین دره.

135
00:09:58,306 --> 00:10:02,310
درها آبی، بنفش و زردن.

136
00:10:03,269 --> 00:10:05,313
از در آبی رد نشو.

137
00:10:06,314 --> 00:10:10,276
همچنین یه در دیگه هست
که به اینجا راه داره.

138
00:10:10,276 --> 00:10:12,361
شاید یه مسیر جداگانه اینجا می‌رسه.

139
00:10:12,361 --> 00:10:14,322
تصمیم گرفتم.

140
00:10:15,281 --> 00:10:16,282
زرد رو انتخاب می‌کنم.

141
00:10:18,326 --> 00:10:20,286
مطمئنی؟

142
00:10:20,286 --> 00:10:21,287
بله.

143
00:10:24,332 --> 00:10:25,374
یه بن‌بست.

144
00:10:25,374 --> 00:10:26,459
فرزند سلطنت، ولی نه
فرزند ملکه مادر

145
00:10:26,542 --> 00:10:30,296
فرزند سلطنت،
ولی نه فرزند ملکه مادر؟

146
00:10:30,338 --> 00:10:34,258
هیچ ایده‌ای ندارم که یعنی چی،
ولی قطعاً یه نوع رده.

147
00:10:34,258 --> 00:10:36,302
همون نتیجه قبلی.

148
00:10:41,265 --> 00:10:43,351
چرا اون اینقدر جدیه؟

149
00:10:44,268 --> 00:10:47,271
فکر کنم من نمی‌تونم
اراده آسمان‌ها رو تفسیر کنم.

150
00:10:47,271 --> 00:10:49,315
من مخالفم.

151
00:10:49,315 --> 00:10:52,360
وقتی این معبد رو به
قصر پشتی اضافه کردی،

152
00:10:52,360 --> 00:10:56,322
من تنها کسی شدم که مسئول اینجا بود.

153
00:10:56,322 --> 00:10:59,283
چه ارزشی می‌تونه
در اراده آسمان‌ها باشه؟

154
00:10:59,325 --> 00:11:03,287
این خواجه پیر حتماً
این معبد قدیمی رو مدیریت کرده

155
00:11:03,371 --> 00:11:06,290
از خیلی قبل از اینکه قصر پشتی ساخته بشه.

156
00:11:06,332 --> 00:11:11,253
حتی قبول کرد که خواجه بشه تا
بتونه اینجا بمونه...

157
00:11:12,338 --> 00:11:14,340
خروجی از این طرفه.

158
00:11:20,262 --> 00:11:25,309
امپراتور همه دستورات رو دنبال کرد.
به نظر نمی‌رسید اشتباهی کرده باشه.

159
00:11:25,309 --> 00:11:28,270
اما نتونست به جواب درست برسه.

160
00:11:28,354 --> 00:11:31,315
آیا قصد دیگه‌ای پشت این بود؟

161
00:11:31,315 --> 00:11:35,277
تعداد اتاق‌ها؟
رنگ درهایی که انتخاب شد؟

162
00:11:35,277 --> 00:11:38,322
لوومن احتمالاً می‌تونست بفهمه.

163
00:11:38,322 --> 00:11:40,324
بابا می‌تونست...؟

164
00:11:40,324 --> 00:11:43,285
یعنی می‌گی پدر
خوانده‌م می‌فهمید؟

165
00:11:43,285 --> 00:11:45,287
خب، نمی‌تونم قطعی بگم.

166
00:11:46,288 --> 00:11:48,332
درسته که بابا
دانش فوق‌العاده‌ای داره.

167
00:11:49,291 --> 00:11:52,336
با این حال، اینکه بهم بگن
من نمی‌تونم انجامش بدم اعصاب خرد کنه.

168
00:11:53,295 --> 00:11:57,341
دانش بابا در زمینه پزشکی
خیلی پیشرفته‌ست.

169
00:11:57,341 --> 00:11:59,343
این چطور ممکنه به این موضوع ربط داشته باشه؟

170
00:12:09,270 --> 00:12:11,147
سه در، سه رنگ.

171
00:12:11,272 --> 00:12:12,565
فرزند سلطنت، ولی نه
فرزند ملکه مادر

172
00:12:12,773 --> 00:12:15,234
فرزند سلطنت،
ولی نه فرزند ملکه مادر.

173
00:12:15,317 --> 00:12:18,320
این جمله یعنی چی؟

174
00:12:23,325 --> 00:12:27,329
هیچ ایده‌ای داری که
فرزند ملکه مادر نبودن یعنی چی؟

175
00:12:28,289 --> 00:12:29,290
حالا که فکر می‌کنم،

176
00:12:29,373 --> 00:12:37,298
تو داستان بنیادین، فقط ملکه مادر
هست، نه پدر.

177
00:12:37,298 --> 00:12:38,340
یکی ممکنه فکر کنه، پس ما باید

178
00:12:38,340 --> 00:12:40,342
سیستمی که
خط خونی مادری رو ارزش می‌ده بپذیریم،

179
00:12:40,342 --> 00:12:44,346
اما کشور ما بر اساس سیستم
وراثت پدری استواره.

180
00:12:44,346 --> 00:12:48,267
با توجه به این، اگه کسی بخواد راهی پیدا کنه
تا خط خونی ملکه مادر رو ادامه بده...

181
00:12:48,309 --> 00:12:52,354
برادران بزرگتر امپراتور قبلی
همه از یه بیماری همه‌گیر مردن.

182
00:12:53,314 --> 00:12:54,315
استاد جینشی.

183
00:12:55,274 --> 00:12:56,317
چیزی متوجه شدی؟

184
00:12:57,276 --> 00:13:00,321
آیا همه برادران
امپراتور قبلی از یک مادر بودن؟

185
00:13:01,280 --> 00:13:06,327
نه همه‌شون، ولی شنیدم مادرانی که
شاهزادگان رو به دنیا آوردن خواهر بودن.

186
00:13:06,327 --> 00:13:09,330
به عبارت دیگه،
اونا با هم خویشاوند نزدیک بودن.

187
00:13:10,331 --> 00:13:15,294
این ممکنه بی‌ادبانه به نظر بیاد، ولی می‌تونم
آزادانه حرف بزنم؟

188
00:13:15,294 --> 00:13:17,254
اجازه می‌دم. بگو.

189
00:13:18,255 --> 00:13:24,261
آیا چند نفر از
امپراتوران قبلی ضعف بینایی داشتن؟

190
00:13:26,263 --> 00:13:29,308
یه بار شنیدم که خیلی‌ها
چشم‌های خوبی نداشتن.

191
00:13:29,308 --> 00:13:32,311
اما امپراتور قبلی
بینایی خوبی داشت.

192
00:13:32,311 --> 00:13:33,312
می‌دونستم.

193
00:13:34,271 --> 00:13:37,316
می‌تونیم دوباره از معبد رد بشیم؟

194
00:13:37,358 --> 00:13:41,278
فکر می‌کنی شایسته‌ای، خانم جوون؟

195
00:13:42,279 --> 00:13:46,283
دفعه قبل بهت اجازه دادم وارد بشی، ولی
خوبه که زیادی تلاش نکنی.

196
00:13:46,325 --> 00:13:50,329
این خصوصاً درسته اگه بخوای
نظر بدی که کدوم در رو انتخاب کنیم.

197
00:13:50,329 --> 00:13:54,291
نه یه همسر عقدی هستی
نه یه شاهزاده، درسته؟

198
00:13:54,333 --> 00:13:56,335
نه، فقط یه خدمتکارم.

199
00:13:56,335 --> 00:14:00,297
هوم. خب، می‌تونم قبولش کنم به عنوان یه همسر.

200
00:14:00,297 --> 00:14:03,259
ولی قانع کردن لکان سخت می‌شه.

201
00:14:03,259 --> 00:14:04,343
حتما شوخی می‌کنی...

202
00:14:04,343 --> 00:14:08,264
حتما شوخی می‌کنی! معلوم نیست
بقیه کنیزها چی فکر می‌کنن!

203
00:14:09,348 --> 00:14:10,349
اینم حرفیه.

204
00:14:11,308 --> 00:14:14,311
پس شاید بهتره اونو بگیری.

205
00:14:15,354 --> 00:14:17,314
قبوله؟

206
00:14:17,314 --> 00:14:20,317
اگه این خواسته‌ته.

207
00:14:21,277 --> 00:14:22,361
خب، بریم.

208
00:14:23,362 --> 00:14:26,282
امروز بیشتر از همیشه شوخیه.

209
00:14:28,242 --> 00:14:30,995
اول، درهای آبی، قرمز و سبز.

210
00:14:31,036 --> 00:14:32,705
از در قرمز رد نشو

211
00:14:32,788 --> 00:14:34,206
از در قرمز رد نشو.

212
00:14:34,331 --> 00:14:36,292
کدومو انتخاب می‌کنی؟

213
00:14:37,293 --> 00:14:40,296
همونی که امپراتور انتخاب کرده، فعلا.

214
00:14:42,298 --> 00:14:44,842
بعدی درهای سبز، قهوه‌ای و آبی روشن.

215
00:14:44,884 --> 00:14:45,926
از در قهوه‌ای رد نشو

216
00:14:45,926 --> 00:14:47,887
از در قهوه‌ای رد نشو.

217
00:14:48,304 --> 00:14:49,305
در آبی روشن.

218
00:14:51,307 --> 00:14:55,269
هوم. این اونی نیست که من انتخاب کردم.

219
00:14:56,312 --> 00:14:59,273
دفعه قبل که رد شدم نتونستم بفهمم.

220
00:14:59,273 --> 00:15:02,276
اگه دری باشه که فقط
بچه‌های مادر سلطنتی می‌تونن انتخاب کنن...

221
00:15:03,319 --> 00:15:07,281
کلیدش رنگ درهاست.

222
00:15:09,366 --> 00:15:13,704
این دهمیه.
درهای سفید، بنفش و سبز...

223
00:15:13,704 --> 00:15:15,164
در قرمز رو انتخاب کن

224
00:15:15,289 --> 00:15:17,333
در قرمز رو انتخاب کن.

225
00:15:17,333 --> 00:15:19,293
هوم.

226
00:15:19,293 --> 00:15:22,296
دری به نام قرمز نیست. این دیگه چیه؟

227
00:15:22,338 --> 00:15:24,298
در سبز.

228
00:15:25,299 --> 00:15:26,258
سبز؟

229
00:15:27,301 --> 00:15:28,344
وقتی رد شدیم می‌بینی.

230
00:15:32,306 --> 00:15:33,307
این...

231
00:15:39,313 --> 00:15:43,359
تبریک میگم.
راه درست رو انتخاب کردی.

232
00:15:44,318 --> 00:15:49,323
قدیما، کسی که مادر سلطنتی انتخاب می‌کرد
پادشاه بعدی می‌شد.

233
00:15:49,323 --> 00:15:54,328
اون می‌ایستاد اینجا و
بیانیه‌ای به مردم می‌داد.

234
00:15:54,328 --> 00:15:58,332
اگه کسی نمی‌تونست راه درست رو انتخاب کنه،

235
00:15:58,332 --> 00:16:04,338
دوباره با کنیزی که بتونه راه درست رو انتخاب کنه
می‌اومدند اینجا.

236
00:16:04,338 --> 00:16:09,343
قدیما، این کار رو کسایی که
خون مناسب داشتن انجام می‌دادن.

237
00:16:09,343 --> 00:16:14,306
اما این بار، انگار یه نفر دیگه
جواب درست رو پیدا کرده.

238
00:16:14,348 --> 00:16:18,310
هی، منو عصبانی کردی.
این پیرمرد دیگه چه مرگشه؟

239
00:16:18,352 --> 00:16:24,274
مهم‌تر از اون، می‌تونی
یه جوری توضیح بدی که بفهمم؟

240
00:16:24,274 --> 00:16:28,278
شاید باید از این دختر بپرسی.

241
00:16:28,362 --> 00:16:32,282
الان این پیرمرد
سخت‌ترین کار رو به من سپرده؟!

242
00:16:32,324 --> 00:16:33,325
شنیدی چی گفت.

243
00:16:37,329 --> 00:16:39,289
توی داستان بنیادین،

244
00:16:39,289 --> 00:16:44,253
گفته شده که مادر سلطنتی چشمایی داشت
که توی تاریک‌ترین شب‌ها هم می‌دید.

245
00:16:44,294 --> 00:16:47,256
این یعنی کسایی که
توسط این معبد انتخاب می‌شن،

246
00:16:47,256 --> 00:16:48,340
که خون مادر سلطنتی رو دارن،

247
00:16:49,258 --> 00:16:52,302
چشمایی دارن که نمی‌تونن رنگ‌ها رو تشخیص بدن.

248
00:16:52,344 --> 00:16:54,304
نمی‌تونن رنگ‌ها رو تشخیص بدن؟

249
00:16:54,346 --> 00:16:56,265
منظورت چیه؟

250
00:16:56,306 --> 00:17:01,270
بذار توضیح بدم که چطوری درها رو انتخاب کردم.

251
00:17:01,311 --> 00:17:04,148
اول، سه‌تا در بود:
آبی، قرمز و سبز،

252
00:17:04,231 --> 00:17:05,232
از در قرمز رد نشو

253
00:17:05,274 --> 00:17:07,317
با پیامی که می‌گفت، در قرمز رو انتخاب نکن.

254
00:17:08,277 --> 00:17:11,321
آبی و سبز هر دو باید درست باشن،

255
00:17:11,321 --> 00:17:14,324
ولی یه بچه مادر سلطنتی
آبی رو انتخاب می‌کنه.

256
00:17:14,324 --> 00:17:18,287
چون نمی‌تونن قرمز و سبز رو از هم تشخیص بدن.

257
00:17:18,287 --> 00:17:21,248
پس در رو انتخاب می‌کنن که می‌دونن
قطعاً قرمز نیست.

258
00:17:21,290 --> 00:17:24,334
نمی‌تونن قرمز و سبز رو تشخیص بدن...

259
00:17:24,334 --> 00:17:27,337
این توی کشور ما نادره،
ولی توی منطقه غربی،

260
00:17:27,337 --> 00:17:33,260
می‌گن از هر ده مرد یکی نمی‌تونه
قرمز و سبز رو تشخیص بده.

261
00:17:33,260 --> 00:17:35,304
لوومن احتمالاً اینو می‌فهمید.

262
00:17:35,345 --> 00:17:40,267
چون پدرم خارج از کشور در غرب تحصیل کرده بود،
این ویژگی رو می‌دونست.

263
00:17:40,350 --> 00:17:43,270
پس منظورش این بود.

264
00:17:43,312 --> 00:17:45,064
برای در بعدی هم همینطوره.

265
00:17:45,064 --> 00:17:46,106
از در قهوه‌ای رد نشو

266
00:17:46,106 --> 00:17:47,274
دستور این بود که از قهوه‌ای دوری کن.

267
00:17:47,357 --> 00:17:50,277
اگه قهوه‌ای و سبز برای یه نفر شبیه هم باشن،

268
00:17:50,277 --> 00:17:52,362
از طریق حذف گزینه‌ها
آبی روشن رو انتخاب می‌کنن.

269
00:17:53,280 --> 00:17:55,157
برای در آخر، گفت در قرمز رو انتخاب کن،
ولی دری به نام قرمز نبود.

270
00:17:55,199 --> 00:17:57,242
در قرمز رو انتخاب کن

271
00:17:59,286 --> 00:18:04,333
ولی اگه می‌تونستن درهای سفید و بنفش رو ببینن،

272
00:18:04,333 --> 00:18:07,294
فرد فرض می‌کرد که در نهایی
قطعاً قرمز باید باشه.

273
00:18:07,336 --> 00:18:11,256
به عبارت دیگه، حتی اگه
به نظر می‌رسید دو انتخاب درست وجود داره،

274
00:18:11,340 --> 00:18:15,260
فقط یه جواب واقعاً درست وجود داشت.

275
00:18:15,302 --> 00:18:21,308
اما اگه هر امپراتور همچین ویژگی داشت،
ما متوجه می‌شدیم، مگه نه؟

276
00:18:21,308 --> 00:18:25,354
از پدر خوانده‌م شنیدم که حتی اگه نمی‌تونستن
رنگ‌ها رو تشخیص بدن،

277
00:18:25,354 --> 00:18:28,315
وقتی بهش عادت می‌کردن،
می‌تونستن بیشتر عادی زندگی کنن.

278
00:18:28,315 --> 00:18:31,318
پس، واسه بقیه خیلی سخته
که متوجه بشن.

279
00:18:31,318 --> 00:18:34,321
همچنین، می‌گن در ازای
تشخیص رنگ‌ها،

280
00:18:34,321 --> 00:18:36,323
این افراد می‌تونستن توی تاریکی خوب ببینن.

281
00:18:36,323 --> 00:18:40,327
این شاید همون چیزی باشه که بعداً
به افسانه چشمای مادر سلطنتی تبدیل شد.

282
00:18:41,286 --> 00:18:46,333
پس فقط کسایی که همون ویژگی‌های
مادر سلطنتی رو داشتن می‌تونستن از اینجا رد بشن.

283
00:18:46,333 --> 00:18:50,337
مطمئنم بعضیا اتفاقی
از اینجا رد شدن.

284
00:18:50,337 --> 00:18:54,341
ولی احتمال اینکه تا اتاق آخر برسن
خیلی کمه.

285
00:18:55,342 --> 00:19:00,305
توی داستان، می‌گن مادر سلطنتی
از یه سرزمین دور اومده.

286
00:19:01,306 --> 00:19:05,310
اون یه ویژگی داشت که
نمی‌تونست بعضی رنگ‌ها رو تشخیص بده.

287
00:19:05,310 --> 00:19:09,356
از غرب با خیلی خدمتکار
اومده بود اینجا.

288
00:19:10,274 --> 00:19:14,278
جا افتادن تو یه سرزمین جدید هیچ وقت آسون نیست.

289
00:19:14,278 --> 00:19:18,282
به همین خاطر با رهبری این سرزمین
ازدواج کرد.

290
00:19:18,282 --> 00:19:22,369
صبر کن، داروساز. توی افسانه اومده
مادر سلطنتی هیچ وقت شوهر نداشت.

291
00:19:22,369 --> 00:19:25,372
این تصمیم هوشمندانه مادر سلطنتی
و خونواده‌ش بود.

292
00:19:26,331 --> 00:19:28,333
پذیرفتن یه زن از یه سرزمین دور
چیز نادری نیست،

293
00:19:28,333 --> 00:19:32,296
تا از زیاد شدن
خون جلوگیری کنن.

294
00:19:32,337 --> 00:19:34,298
حتی اگه مادر سلطنتی منبع باشه،

295
00:19:34,298 --> 00:19:37,259
تخت سلطنتی
توسط پدری به ارث می‌رسه.

296
00:19:37,259 --> 00:19:40,345
اونا احتمالاً تصمیم گرفتن
برای احترام به رهبر اصلی این سرزمین.

297
00:19:41,305 --> 00:19:48,312
اما خانواده مادر سلطنتی نمی‌خواستن
خونشون نازک بشه و از بین بره.

298
00:19:48,353 --> 00:19:52,316
چطور می‌شه اطمینان پیدا کرد که
خون مادر سلطنتی حفظ می‌شه؟

299
00:19:52,316 --> 00:19:55,277
اینجاست که این معبد انتخاب وارد می‌شه.

300
00:19:56,278 --> 00:19:59,281
اگه هیچ وارثی این ویژگی رو نداشته باشه،

301
00:19:59,281 --> 00:20:03,327
یه صیغه‌ای از یه خاندان نزدیک رو میارن که
باهاشون بره به حرم.

302
00:20:04,328 --> 00:20:08,290
برای همینه که قاعده‌ای گذاشتن که
اجازه بدن صیغه‌ها با امپراتور وارد بشن.

303
00:20:08,290 --> 00:20:12,336
اینطوری کم‌کم
نفوذ کردن به مرکز کشور.

304
00:20:13,295 --> 00:20:16,298
انقدر عمیق که رهبر اصلی رو
از داستان بیرون کنن

305
00:20:16,298 --> 00:20:18,300
و مادر ملکه رو منشا کنن.

306
00:20:18,342 --> 00:20:24,306
وقتی کسی که از اول ماجرا رو می‌دونه نباشه،
داستان میشه حقیقت.

307
00:20:24,306 --> 00:20:28,352
این یه تصرف خیلی آروم و
خیلی حساب‌شده بود.

308
00:20:28,352 --> 00:20:31,355
البته، نمیتونم اینو بلند بگم.

309
00:20:31,355 --> 00:20:36,276
یعنی می‌خوای بگی من
خون مادر ملکه رو ندارم؟

310
00:20:36,318 --> 00:20:40,322
این حرم فقط دقیق‌ترین روشه که بفهمیم.

311
00:20:40,322 --> 00:20:45,285
بعضی وقتا، این ویژگی از والدین به بچه‌ها
نمیرسه.

312
00:20:45,285 --> 00:20:49,248
همچنین، خون‌های خیلی غلیظ هم
ممکنه مشکل‌ساز بشن.

313
00:20:49,248 --> 00:20:53,335
شاید برای همینه که خواهر و برادرهای
امپراتور قبلی توی اپیدمی همشون مریض شدن.

314
00:20:55,254 --> 00:21:00,342
فکر نمیکردم این دختر کوچولو
همه‌چیز رو بفهمه.

315
00:21:00,342 --> 00:21:02,261
دختر کوچولو؟

316
00:21:02,261 --> 00:21:04,346
گفته شده که مادر ملکه

317
00:21:04,346 --> 00:21:08,350
چون هوش خیلی کمیابی داشت
بر این سرزمین حکمرانی می‌کرد.

318
00:21:08,350 --> 00:21:14,314
اگه می‌خوای خط خون رو رقیق کنی،
چرا این یکی رو بهش اضافه نمی‌کنی؟

319
00:21:14,356 --> 00:21:15,315
ها؟

320
00:21:16,316 --> 00:21:19,278
این کیسه استخون چی میگه؟

321
00:21:19,278 --> 00:21:23,282
این جالب میشه،
ولی نمی‌خوام لاکان رو عصبانی کنم.

322
00:21:23,282 --> 00:21:27,286
مهم‌تر از همه، حداقل ۱۵ سانت
باید به قدش اضافه بشه.

323
00:21:27,286 --> 00:21:28,328
هر چی.

324
00:21:29,288 --> 00:21:31,290
ولی، لطفا مراقب باش.

325
00:21:31,290 --> 00:21:35,335
خیلی‌ها هستن که ورود خون جدید رو
با نظر خوب نمی‌بینن.

326
00:21:35,335 --> 00:21:37,296
آره، می‌دونم.

327
00:21:37,296 --> 00:21:41,258
آره، مطمئنم که می‌دونی، اعلی‌حضرت.

328
00:21:41,341 --> 00:21:43,343
لطفا مراقب باش.

329
00:21:46,263 --> 00:21:47,306
می‌دونم.

330
00:21:57,357 --> 00:22:00,277
اون واقعا کیه؟

331
00:22:00,360 --> 00:22:06,283
فقط خواجه مورد علاقه امپراتوره؟
به نظر نمیاد اینطور باشه...

332
00:22:08,368 --> 00:22:10,287
خب، چه اهمیتی داره؟

333
00:22:10,370 --> 00:22:14,291
بعضی چیزها بهتره که ناشناخته بمونن.
همینه که هست.

334
00:23:45,257 --> 00:23:55,475
دفه بعد
