﻿1
00:00:13,054 --> 00:00:19,019
یکه‌گویی‌های داروگر

2
00:01:39,974 --> 00:01:42,852
قسمت 32 ملکه مادر

3
00:01:43,019 --> 00:01:45,021
.از امروز اینجا اتاق توئه

4
00:01:45,980 --> 00:01:47,065
...کلبه انباری

5
00:01:48,024 --> 00:01:50,068
واقعا مطمئنید که می‌تونم از اینجا استفاده کنم؟

6
00:01:50,068 --> 00:01:52,987
.آره، به اعمال خودت اندیشه‌ای کن

7
00:01:55,990 --> 00:01:58,993
یینک‌هوا-ساما، حالتون خوبه؟

8
00:02:01,037 --> 00:02:06,042
‫کار از حالم خوب بودن گذشته، باورم
‫نمیشه همچین چیز‌هایی رو جمع می‌کنی!

9
00:02:07,001 --> 00:02:11,005
‫با این روند همین روزهاست که هونگ‌نیانگ-ساما
‫اتاقت رو بگیره و پرتت کنه توی انبار!

10
00:02:13,007 --> 00:02:14,050
.خوب به‌نظر میاد

11
00:02:15,969 --> 00:02:18,054
کلبه انباری بزرگتر از اتاق فعلی منه؛

12
00:02:18,054 --> 00:02:20,974
...حتی نصف شب هم می‌تونم آواز بخونم

13
00:02:20,974 --> 00:02:22,016
مائومائو؟

14
00:02:22,016 --> 00:02:23,059
.هوم، شدنیه

15
00:02:24,018 --> 00:02:26,020
.اگه اینطوره پس باید عجله کنیم

16
00:02:26,020 --> 00:02:28,064
.باید با عجله برگردیم و هونگ‌نیانگ-ساما رو خبر کنیم

17
00:02:28,064 --> 00:02:32,026
‫عه؟ صبرکن! صبرکن!

18
00:02:39,033 --> 00:02:40,034
...این

19
00:02:43,037 --> 00:02:45,039
!عمیقا در اعمالت اندیشه کن

20
00:02:45,039 --> 00:02:47,000
...هونگ‌نیانگ-ساما

21
00:02:47,000 --> 00:02:49,002
!عمیقا متشکرم

22
00:02:49,043 --> 00:02:50,962
!اینجا گیاه‌ها رو خشک می‌کنم

23
00:02:50,962 --> 00:02:52,046
!اینجا هم دواها رو می‌سازم

24
00:02:52,046 --> 00:02:55,008
!اینجا هم اونها رو! اونجا هم اینها رو

25
00:02:56,009 --> 00:02:59,053
!برای همین بهت گفتم، این کار بی‌معنیه

26
00:03:00,013 --> 00:03:03,016
!کلبه انبار؟ نمی‌تونم باور کنم

27
00:03:03,975 --> 00:03:08,980
اینکه به گوش هونگ‌نیانگ-ساما برسونی یه خرده زیاده‌روی نبود، یینگ‌هوا؟

28
00:03:09,022 --> 00:03:14,027
!من نبودم که، خود مائومائو رفت هونگ‌نیانگ-ساما رو خبر کرد

29
00:03:14,027 --> 00:03:15,987
مگه نه، مائومائو؟

30
00:03:15,987 --> 00:03:18,948
.بله، به دلایل متعددی راحت‌تره

31
00:03:18,948 --> 00:03:19,991
عه؟

32
00:03:21,034 --> 00:03:23,036
...در ضمن، مائومائو

33
00:03:23,036 --> 00:03:25,997
جمع کردن حشره‌مشره رو بس کن، باشه؟

34
00:03:25,997 --> 00:03:30,043
.حشره؟ چیزی من که جمع کردم دم مارمولک بود ولی

35
00:03:30,960 --> 00:03:34,047
‫به علاوه، از وقتی یینگ‌‌هوا-ساما غش کرد
‫و نقش بر زمین شد جمع کردنش رو متوقف کردم.

36
00:03:35,048 --> 00:03:36,049
واقعا؟

37
00:03:36,049 --> 00:03:41,971
‫ولی شایعه شده یکی از کنیزهای اندرونی در
‫حالی که حشرات رو می‌گرفته عین چی می‌خندیده.

38
00:03:42,013 --> 00:03:44,057
.من همچین کاری نکردم

39
00:03:44,057 --> 00:03:47,018
درسته که برای کار شب‌پره جمع کردم؛

40
00:03:47,018 --> 00:03:49,020
...ولی گرفتن حشرات حین خندیدن

41
00:03:54,067 --> 00:03:56,986
.این یه وضعیت جدیه

42
00:03:57,070 --> 00:04:00,990
ها؟ تاجگی شی‌فویی یو ندیدم؟

43
00:04:01,032 --> 00:04:04,035
آره، شی‌سویی؛ تازگی ندیدیش؟

44
00:04:05,036 --> 00:04:09,999
شی‌سویی، ها؟
..اون دقیقا عین شبح می‌تونه هر جایی پیداش بشه و غیب بشه

45
00:04:13,044 --> 00:04:17,006
هی، هی؛ کسی می‌دونه شی‌سویی کجاست؟

46
00:04:17,048 --> 00:04:21,010
...شی‌سویی؟ احساس می‌کنم دیدمش اما شاید هم ندیدمش

47
00:04:21,052 --> 00:04:24,055
!عه؟ کجا دیدیدش؟ بهم بگید

48
00:04:24,973 --> 00:04:27,976
...عه... خب

49
00:04:28,059 --> 00:04:32,063
.اوه، محتاطانه رفتار می‌کنه چون من مستقیما کنیز یه شهبانو هستم

50
00:04:33,982 --> 00:04:39,028
.به ندرت میشه دختری عین شائولان پیدا کرد که با همه یکسان برخورد کنه

51
00:04:39,988 --> 00:04:41,990
...چیزی که بشه ازش استفاده کرد

52
00:04:42,991 --> 00:04:43,992
...خب این

53
00:04:44,033 --> 00:04:49,038
...بسته به اطلاعات و جزئیات، این رو بهتون میدم

54
00:04:50,999 --> 00:04:52,000
.داره خون میاد

55
00:04:55,962 --> 00:04:57,046
...او- اون عطر

56
00:04:57,046 --> 00:05:00,008
ممکنه که... مال اون شخص...!؟

57
00:05:00,049 --> 00:05:02,051
.اون رو به تخیلات شما می‌سپارم

58
00:05:03,052 --> 00:05:06,014
می‌تونید داستانتون رو برام تعریف کنید؟

59
00:05:10,018 --> 00:05:15,023
...بر اساس شنیده‌ها گفتن که اکثر مواقع تو جنگل‌های شمالی پیداش میشه

60
00:05:15,023 --> 00:05:17,984
.مطمئنم که قبلاً هم همین جا باهاش ملاقات کردم

61
00:05:17,984 --> 00:05:20,028
یعنی مکان موردعلاقه‌شه؟

62
00:05:25,992 --> 00:05:28,953
.باید یه بخور پشه‌ای چیزی با خودم می‌آوردم

63
00:05:30,038 --> 00:05:31,039
...گل پودری

64
00:05:31,998 --> 00:05:34,000
همچین جایی هم پیداشون میشه؟

65
00:05:36,002 --> 00:05:41,049
‫وقتی بچه بودم اغلب با خانم‌ها برای
‫جمع‌آوری دونه‌های گل پودری می‌رفتم.

66
00:05:42,008 --> 00:05:44,969
.نه برای استفاده از پودر داخلش به عنوان پودر صورت

67
00:05:45,053 --> 00:05:47,055
.بلکه برای ساخت سقط‌کننده جنین

68
00:05:50,016 --> 00:05:52,977
.شین از ابتدا عطر نمی‌زد

69
00:05:53,978 --> 00:05:57,023
از زمانی که می‌خواست جایگاه لی‌هوا رو به عنوان شهبانو بگیره، شین؛

70
00:05:57,023 --> 00:06:00,985
‫اجتناب از عطرهایی که ممکنه
‫باعث سقط جنین بشن عجیب نیست.

71
00:06:01,027 --> 00:06:05,990
.همین شین، سعی کرد با افزودن عطر، دوای سقط جنین بسازه

72
00:06:05,990 --> 00:06:07,033
...این احتمالا

73
00:06:07,992 --> 00:06:12,997
.البته که فقط گیوکویو-ساما نیست که محبت امپراتور رو دریافت می‌کنه

74
00:06:12,997 --> 00:06:16,042
.احتمال باردار بودن لی‌هوا-ساما هم بسیار بالاست

75
00:06:18,002 --> 00:06:22,006
.اما این تنها موضوع عجیب اون حادثه نیست

76
00:06:22,048 --> 00:06:26,969
‫غیر از گل پودری، مواد سقط جنین ساخته شده توسط خانم‌ها عبارتند از:

77
00:06:26,969 --> 00:06:31,974
.به کاکنه گل فانوسی نیز گفته می‌شود

78
00:06:32,058 --> 00:06:36,979
.به غیر از جیوه، بقیه رو میشه داخل اندرونی هم تهیه کرد

79
00:06:37,021 --> 00:06:43,986
‫با اینکه داخل خود اندرونی هم پیدا می‌شد، اما شین تصمیم
‫گرفته مواد تهیه دوای سقط جنین رو از کاروان تهیه کنه.

80
00:06:45,029 --> 00:06:50,034
.یه نفر به شین که دانش طبی نداشته طرز ساخت سم رو یاد داده

81
00:06:50,076 --> 00:06:54,038
...و احتمالا اون شخص هنوز هم داخل اندرونیه

82
00:06:59,043 --> 00:07:01,003
!پیدات کردم

83
00:07:01,963 --> 00:07:04,841
‫صبرکن‌صبرکن! صبرکن‌صبرکن! صبرکن‌صبرکن! صبرکن!

84
00:07:04,966 --> 00:07:08,052
.من رو بابت همچین چیزی شوکه کرد؟ تاسف برانگیزه

85
00:07:08,970 --> 00:07:10,054
!بالاخره گرفتمت

86
00:07:19,981 --> 00:07:20,982
!حشره

87
00:07:22,024 --> 00:07:22,984
...آه

88
00:07:23,067 --> 00:07:27,071
...شی‌سویی، خوشحال میشم اگه ولم کنی

89
00:07:31,993 --> 00:07:33,995
.شرمنده، مائومائو

90
00:07:33,995 --> 00:07:35,037
.چیزی نیست

91
00:07:35,079 --> 00:07:37,999
این حشره‌هایی بودن که سعی داشتی بگیری؟

92
00:07:38,040 --> 00:07:39,000
!هوم

93
00:07:39,041 --> 00:07:41,043
.حتما باید عاشق حشره‌ها باشه

94
00:07:49,969 --> 00:07:53,014
.منظور جزیره ژاپن هستش

95
00:07:53,014 --> 00:07:55,016
!بال‌هاشون رو به هم می‌زنن تا صدا ایجاد کنن

96
00:07:55,016 --> 00:07:58,019
!احتمالا باید بخشی از کالاهای تجاری باشه که قرار کرده

97
00:07:58,019 --> 00:08:01,063
‫مطمئنم دقیقا عین اون شب‌پره‌هایی که پیدا
‫کردیم، اینها هم فقط اینجا زیست می‌کنن!

98
00:08:01,063 --> 00:08:04,984
‫یه خرده به خاطر رنگش شبیه به سوسک به
‫نظر میاد ولی موجود متفاوتیه پس ردیفه!

99
00:08:04,984 --> 00:08:06,986
...و همچنین... و همچنین... و همچنین

100
00:08:06,986 --> 00:08:08,988
.بهتر بود نمی‌پرسیدم

101
00:08:13,034 --> 00:08:14,994
این چه صداییه؟

102
00:08:19,457 --> 00:08:22,460
.ایشون قطعا باید ملکه مادر باشه

103
00:08:22,502 --> 00:08:25,463
.سال پیش تو ضیافت گلستان دیده بودمش

104
00:08:25,463 --> 00:08:26,506
.واقعا جوون به‌نظر می‌رسه

105
00:08:27,507 --> 00:08:30,468
...نمیشه باور کرد که مادر امپراتوره

106
00:08:31,511 --> 00:08:33,471
چرا پنهان شدی؟

107
00:08:33,471 --> 00:08:35,431
خودت چی مائومائو؟

108
00:08:35,431 --> 00:08:37,475
.خب، این یه واکنش طبیعیه

109
00:08:38,434 --> 00:08:40,478
یعنی داره میره درمانخانه؟

110
00:08:40,478 --> 00:08:41,479
درمانخانه؟

111
00:08:41,479 --> 00:08:45,525
.هوم، یه درمانخانه‌ی غیررسمیه که توسط کنیزها اداره میشه

112
00:08:45,525 --> 00:08:47,443
.این رو می‌دونم

113
00:08:47,443 --> 00:08:50,488
.اون توسط ملکه مادر ساخته شده

114
00:08:50,488 --> 00:08:51,489
توسط ملکه مادر؟

115
00:08:52,448 --> 00:08:55,451
دورانی بود که امپراتور قدرت زیادی داشت؛

116
00:08:55,451 --> 00:08:57,453
.ظاهرا ملکه مادر نمی‌تونسته اون رو رسمی کنه

117
00:08:57,495 --> 00:08:59,455
.عجب، پس اینطوره

118
00:09:00,456 --> 00:09:04,418
ملکه مادر فرد مهربونیه، مگه نه؟

119
00:09:06,504 --> 00:09:13,469
‫همچنین، این ملکه مادر بود که برای ممنوع کردن
‫نظام خواجه‌سازی و برده‌داری آستین بالا زد.

120
00:09:13,469 --> 00:09:14,470
.عجب

121
00:09:15,429 --> 00:09:19,517
.از نگاه بشردوستانه، لغو برده‌داری کار خوبی به‌نظر می‌رسه

122
00:09:19,517 --> 00:09:23,521
اما جدا از برده‌ها که مانند گاو باهاشون برخورد میشه؛

123
00:09:23,521 --> 00:09:27,525
زمانی که کسی مثل یه خانم برای قرض پول مهارتشون رو وثیقه می‌ذارن؛

124
00:09:27,525 --> 00:09:30,486
.کاملا قانونی و مشابه استخدام در نظر گرفته میشه

125
00:09:31,445 --> 00:09:35,491
.با این حال، از بیرون، خانم‌ها هم مثل برده دیده میشن

126
00:09:36,450 --> 00:09:40,454
.پیرزن هم وقتی قانون دستور به لغو برده‌داری داد حسابی دلهره داشت

127
00:09:40,496 --> 00:09:43,499
...رسما برده‌داری لغو شد، اما

128
00:09:43,499 --> 00:09:47,503
.با اسم متفاوتی هنوز هم که هنوزه در حال انجامه

129
00:09:48,462 --> 00:09:51,465
.خیلی خب، بهتره من کم‌کم برم

130
00:09:51,507 --> 00:09:55,428
‫تو هم اگه زیادی این‌ور و اون‌ور پرسه
‫بزنی از دستت عصبانی نمیشن؛ مائومائو؟

131
00:09:55,428 --> 00:09:57,513
...همم، خب همینطوره، ولی

132
00:09:58,514 --> 00:10:01,475
‫ملکه مادر میره سمت درمانخانه،

133
00:10:01,475 --> 00:10:05,521
ممکنه که ربطی به حادثه اخیر کاخ سویی‌شو داشته باشه؟

134
00:10:06,480 --> 00:10:08,482
اگه ملکه مادر وارد ماجرا بشه؛

135
00:10:08,482 --> 00:10:12,486
.ممکنه که داخل نظام پزشکی اندرونی اصلاحی صورت بگیره

136
00:10:12,486 --> 00:10:15,448
...اگه اینطور باشه خیلی دوست دارم برم و بشنوم، ولی

137
00:10:18,451 --> 00:10:19,452
.احتمالا منم برگردم

138
00:10:21,412 --> 00:10:23,497
...اخیرا زیادی دردسر درست کردم

139
00:10:24,498 --> 00:10:25,499
!دوباره انجامش بده

140
00:10:25,499 --> 00:10:26,500
...چشم

141
00:10:28,419 --> 00:10:29,462
.این سومین باره

142
00:10:29,503 --> 00:10:33,424
...تو این فکر بودم که الانه سرم خراب بشه ولی

143
00:10:33,466 --> 00:10:34,508
!دست بجنبون

144
00:10:34,508 --> 00:10:35,468
!چشم

145
00:10:35,468 --> 00:10:36,469
!اونجا رو هم

146
00:10:36,469 --> 00:10:37,428
!چشم

147
00:10:37,428 --> 00:10:39,472
...به نظر سر بقیه کنیزها هم خراب شده

148
00:10:39,472 --> 00:10:43,476
!با ملاحظه هر چه بیشتر از حد معمول، یه لکه گرد و خاک هم نبینم

149
00:10:43,476 --> 00:10:46,520
چه خبره؟ کسی قراره بیاد؟

150
00:10:49,482 --> 00:10:52,485
.مشتاق دیدار بودیم، آن‌شی-ساما

151
00:10:55,529 --> 00:10:58,449
!ملکه مادره که

152
00:10:59,325 --> 00:11:03,329
ملکه مادر از بارداری گیوکویو-ساما خبر داره؟

153
00:11:03,371 --> 00:11:06,374
.نشونه اینه که تا این حد قابل اعتماده

154
00:11:11,379 --> 00:11:16,342
‫جو بینشون بیشتر از مادرشوهر و عروس،
‫شبیه به دو تا دوست با اختلاف سنی ناچیزیه.

155
00:11:17,385 --> 00:11:18,386
.شما

156
00:11:20,304 --> 00:11:23,349
درست یادم باشه، کنیزی هستی که جینشی ترتیب اومدنت رو داده، درسته؟

157
00:11:23,391 --> 00:11:25,393
.بله، همینطوره

158
00:11:25,393 --> 00:11:27,311
از کجا می‌دونه؟

159
00:11:27,353 --> 00:11:33,317
.از سوئیرن شنیدم که دختری که ارزش آموزش داره به اندرونی بازگشته

160
00:11:33,317 --> 00:11:36,320
.سوئیرن در قدیم کنیز من بودش

161
00:11:38,322 --> 00:11:43,369
.که اینطور، پس اون کنیز مکار و ملکه مادر از آشنا‌های قدیمی هستن

162
00:11:49,333 --> 00:11:52,336
.آنشی-ساما، شرمنده که عرض می‌کنم

163
00:11:52,336 --> 00:11:56,382
به نظر که لینگ‌لی خسته شده؛ اشکالی نداره که بخوابونمش؟

164
00:11:57,341 --> 00:11:59,343
.بله، البته

165
00:12:03,347 --> 00:12:07,309
.واقعا که بچه باهوشیه

166
00:12:09,311 --> 00:12:11,355
.خیلی خب، بفرما و بشین

167
00:12:14,400 --> 00:12:19,363
.گمان میره که تو انواع و اقسامی از مشکلات رو حل و فصل کردی

168
00:12:21,365 --> 00:12:28,330
‫بنده، فقط مواردی رو بیان می‌کنم که از نظر
‫دانش خرد خودم برای شرایط موجود صدق می‌کنه.

169
00:12:31,292 --> 00:12:33,335
زیادی منفی به‌نظر میاد؟

170
00:12:33,377 --> 00:12:38,382
.ولی من تخیل خارق‌العاده و دانش پدرم رو ندارم

171
00:12:39,383 --> 00:12:42,344
.باید این رو روشن می‌کردم و گرنه اصلا آروم نمی‌گرفتم

172
00:12:43,304 --> 00:12:46,307
.این دیدگاه منه، پس چاره‌ای نیست

173
00:12:50,352 --> 00:12:52,313
.همین هم خوبه

174
00:12:56,317 --> 00:13:01,280
.می‌خوام هر چقدر که در توان داری مطلع بشی

175
00:13:05,284 --> 00:13:06,327
...یعنی من

176
00:13:08,370 --> 00:13:12,333
مرحوم امپراتور قبلی رو نفرین کردم؟

177
00:13:30,309 --> 00:13:32,269
نفرین، ها؟

178
00:13:32,353 --> 00:13:36,273
.شاید اینطوری فکر کردن طبیعی بوده باشه

179
00:13:36,398 --> 00:13:41,320
.صادقانه بخوام بگم، هیچ وقت چیز خوبی در مورد امپراتور سابق نشنیدم

180
00:13:41,362 --> 00:13:45,366
‫«امپراتور کودن»، «قانون‌گذار ساده‌لوح»، «عروسک دست ملکه مادر».

181
00:13:45,366 --> 00:13:50,287
.بی‌اخلاق»، شناخته‌‌شده‌ترین لقب اون درون اندرونیه»

182
00:13:51,372 --> 00:13:56,335
‫گاهی اوقات، برای تسویه بدهی‌ها یا ازدواج‌های
‫از پیش تنظیم شده همسران جوان رو اختیار می‌کنن.

183
00:13:56,335 --> 00:14:01,298
با این حال، در حالی که امپراتور همسران هم‌ سن و سال خودش داشت؛

184
00:14:01,298 --> 00:14:03,384
.دست روی کوچکترین دختر گذاشت

185
00:14:04,093 --> 00:14:12,059
‫و برای کمک در دربار، کسی که مجبور
‫به فداکاری بود، پدر بدبخت من، لومن بود.

186
00:14:12,101 --> 00:14:17,064
‫شاید به خاطر همین فداکاری بوده که
‫امپراتور فعلی سالم و سلامت بزرگ شده؛

187
00:14:17,064 --> 00:14:20,109
.ملکه مادر بعدا یه برادر کوچکتر برای امپراتور به دنیا آورد

188
00:14:21,068 --> 00:14:25,030
.برادر کوچکتر امپراتور اگه اشتباه نکنم یک سال از من بزرگتره

189
00:14:25,072 --> 00:14:28,117
.در زمان زایمان ملکه مادر باید در اوایل سی سالگی خود بوده باشه

190
00:14:29,076 --> 00:14:31,120
.طبیعتا دیگه نمیشه دختر جوان خطابش کرد

191
00:14:32,079 --> 00:14:33,080
...پس

192
00:14:35,040 --> 00:14:38,085
یعنی واقعا برادر کوچکتر پسر امپراتور قبلیه...؟

193
00:14:40,045 --> 00:14:43,090
.همچین حرف‌هایی ممکنه سرم رو به باد بده

194
00:14:47,052 --> 00:14:49,096
چند روز بعد، ملکه مادر؛

195
00:14:49,096 --> 00:14:54,059
‫مراسم چای برگزار کرد تا فرصتی برای
‫دور هم جمع شدن چهار شهبانوی ارشد باشه.

196
00:14:54,101 --> 00:14:56,103
.گیوکویو-ساما، از این سمت

197
00:14:57,021 --> 00:15:01,066
‫هنوز تا آغاز مراسم چای‌خوری چند
‫فرصتی باقی مونده، به استراحت بپردازید.

198
00:15:01,066 --> 00:15:03,068
.بله. همین امر رو پیشه می‌‌کنم

199
00:15:06,071 --> 00:15:11,076
.گیوکویو-ساما، علائم اولیه بارداری عین خواب‌آلودگی رو تجربه می‌کنه

200
00:15:12,119 --> 00:15:17,124
آخه قصد ملکه مادر چیه که یه مراسم چای بیرون از کاخ راه انداخته؟

201
00:15:17,124 --> 00:15:22,087
‫درسته که بیرون از اندرونیه، اما داخل صحن
‫درونی قصره، اقامتگاه امپراتور هم اونجاست.

202
00:15:22,087 --> 00:15:27,051
.واسه همین بیشتر دلهره می‌گیرم، جاییه که معمولا اونجا نمیرم

203
00:15:27,051 --> 00:15:32,056
‫حتی ملکه مادر هم خبر داره که
‫گیوکویو-ساما بارداره، پس چرا آخه...؟

204
00:15:32,097 --> 00:15:37,019
‫درسته که اینطوره، ولی به‌ نظرم می‌تونیم به ملکه
‫مادر اطمینان داشته باشیم که مراقب وضعیت هستش.

205
00:15:37,061 --> 00:15:41,106
.ملکه مادر شاید، اما بقیه شهبانوها رو که نمی‌دونیم

206
00:15:43,067 --> 00:15:46,111
بارداری گیوکویو-ساما یه راز آشکاره؛

207
00:15:46,111 --> 00:15:51,116
‫اگه داخل یه مراسم چای حضور پیدا نکنه، ممکنه
‫که مورد پرس‌و‌جو‌های مستقیمی قرار بگیره.

208
00:15:52,117 --> 00:15:57,122
‫البته، شهبانو لی‌هوا مطمئنا از پرسیدن سوالاتی
‫که نتیجه عکس برای خودش داره امنتناع می‌کنه.

209
00:15:58,082 --> 00:16:04,046
‫و در ضمن، شهبانو لی‌هوا به صورت ذاتی زنی
‫مغروره که هرگز دیگری رو تحقیر نمی‌کنه.

210
00:16:04,088 --> 00:16:10,135
‫حتی برای گیوکویو-ساما، رقابت با شهبانو لی‌هوا که
‫از دودمانی بلند مرتبه‌تر از خودشه اصلا عقلانی نیست.

211
00:16:11,095 --> 00:16:15,099
شهبانو لی‌شو ممکنه که در صورت وسوسه کنیزهاش کاری بکنه؛

212
00:16:15,099 --> 00:16:19,061
.اما شک دارم سرخدمتکار فعلی، چنشده سابق جرات خودنمایی داشته باشه

213
00:16:20,104 --> 00:16:22,106
.اگه فقط یه نفر باشه، اون شهبانو لولان خواهد بود

214
00:16:23,065 --> 00:16:27,111
‫عجیبه که جز شایعات مربوط به لباس‌های پر
‫زرق‌و‌برق هیچ شایعاتی در خصوص اون نپیچیده.

215
00:16:30,030 --> 00:16:32,116
مائومائو، یه لحظه وقت داری؟

216
00:16:34,076 --> 00:16:35,035
.بله

217
00:16:39,081 --> 00:16:41,041
چه کاری از دستم بر میاد؟

218
00:16:41,041 --> 00:16:47,047
امروز چشندگی رو من انجام میدم، می‌دونی منظورم چیه؟

219
00:16:47,089 --> 00:16:48,048
.متوجه‌ام

220
00:16:49,091 --> 00:16:53,095
در مراسم ملکه مادر هیچ چشنده‌ سمی تعیین نشده؛

221
00:16:53,095 --> 00:16:57,099
پس یعنی به معنی اینه که باید به اون اعتماد کنن؟

222
00:16:58,058 --> 00:17:00,060
و این وسط برای تو؛

223
00:17:00,102 --> 00:17:04,064
.ملکه مادر خواسته برای کمک بهش بری

224
00:17:05,024 --> 00:17:07,109
باز دوباره برای حل مشکلی خواستنت؟

225
00:17:09,111 --> 00:17:13,115
یعنی من... مرحوم امپراتور قبلی رو نفرین کردم؟

226
00:17:14,074 --> 00:17:18,037
.در صورت امکان، دوست دارم در مکان دیگه‌ای بیشتر صحبت کنیم

227
00:17:18,078 --> 00:17:22,082
.مهم نیست، مطمئنا نمی‌تونی بگی

228
00:17:22,082 --> 00:17:23,083
!با این حال

229
00:17:23,125 --> 00:17:27,129
.خواهشا عملی در راستای خیانت به گیوکویو-ساما صورت نده

230
00:17:29,048 --> 00:17:32,134
.نمی‌‌خوام هونگ‌نیانگ-ساما رو دشمن خودم کنم

231
00:17:36,096 --> 00:17:41,060
.خوبه پس، من هم می‌خوام با مائومائو رابطه خوبی داشته باشم

232
00:17:42,102 --> 00:17:43,103
.موافقم

233
00:17:44,063 --> 00:17:49,026
‫هونگ‌نیانگ-ساما، دقیقا همون چیزیه که
‫از سر خدمتکار گیوکویو-ساما انتظار میره.

234
00:17:54,031 --> 00:17:56,075
اگه قرار باشه ملکه مادر در مورد چیزی صحبت کنه؛

235
00:17:56,075 --> 00:17:57,117
.احتمالا باید در مورد همون نفرین باشه

236
00:18:02,039 --> 00:18:03,082
.شرمنده که منتظر شدید

237
00:18:04,041 --> 00:18:05,042
.از این سمت

238
00:18:07,044 --> 00:18:11,131
.قبل از ساخته شدن اندرونی، این مکان به عنوان اندرونی عمل می‌کرد

239
00:18:12,049 --> 00:18:13,133
.که اینطور

240
00:18:15,094 --> 00:18:20,057
‫هیچ نشونی از فرد دیگه‌ای نیست؛ با این وجود اینجا
‫انقدر تمیزه که ذره‌ای گرد و غبار دیده نمیشه.

241
00:18:26,021 --> 00:18:29,108
.سنگریزه‌های باغ تزئینی هم به خوبی چیده و مرتب شدن

242
00:18:33,028 --> 00:18:34,029
.اینجاست

243
00:18:35,072 --> 00:18:37,032
.از این جلوتر نمیشه رفت

244
00:18:37,032 --> 00:18:41,078
.حتی کارکنان مسئول نظافت هم اجازه پیش رفتن رو ندارن

245
00:18:50,045 --> 00:18:52,005
این دیگه چه بوییه؟

246
00:18:52,131 --> 00:18:54,049
این اتاق...؟

247
00:18:56,051 --> 00:18:58,095
در زمان امپراتور قبل از قبلی؛

248
00:18:58,095 --> 00:19:02,099
.شهبانویی پایین‌رتبه اینجا ساکن بود

249
00:19:04,059 --> 00:19:07,020
.اتاق شخصی که به عنوان ملکه خطاب شد

250
00:19:07,020 --> 00:19:11,108
‫همچنین مکانی که امپراتور سابق در اون
‫بزرگ شد و همچنین مکانی که در اون درگذشت.

251
00:19:15,112 --> 00:19:17,072
.بریم جای دیگه‌ای

252
00:19:31,044 --> 00:19:35,132
در سال‌های آخر عمر، امپراتور سابق و مادرش که ملکه بود؛

253
00:19:35,132 --> 00:19:38,093
.زمان زیادی رو توی اون اتاق می‌گذروندن

254
00:19:39,136 --> 00:19:42,097
‫جوری خودشون رو غرق خاطرات می‌کردن
‫که گویی به اون چسبیده باشن.

255
00:19:42,097 --> 00:19:44,099
یعنی امپراتور سابق دچار ضعف اراده بود؟

256
00:19:45,058 --> 00:19:47,019
تا آخرین نفس رو هم؛

257
00:19:47,019 --> 00:19:50,063
.و مدت کوتاهی پس از اون رو داخل اون اتاق گذروند

258
00:19:50,105 --> 00:19:54,109
‫ببخشید که همچین سوالی می‌کنم، موقعی
‫که درگذشتن اونقدر جوان نبودن، درسته؟

259
00:19:54,109 --> 00:19:58,030
.به اندازه‌ای عمر کرد که میشه گفت کامل زندگی کرد و به مرگ طبیعی مرد

260
00:19:58,030 --> 00:20:01,074
پس چرا ملکه مادر در مورد نفرین میگه؟

261
00:20:02,034 --> 00:20:05,120
.من هم به این موضوع اشاره کردم که هیچ نفرینی وجود نداره

262
00:20:05,120 --> 00:20:07,080
...با این حال، آن‌شی-ساما

263
00:20:08,040 --> 00:20:10,042
.من نفرینش کردم

264
00:20:10,042 --> 00:20:14,046
...همیشه و همیشه می‌خواستم که ناپدید بشه

265
00:20:15,047 --> 00:20:17,090
.تقریبا هر شب به این فکر می‌کردم

266
00:20:19,092 --> 00:20:24,014
آیا نشانه‌ای دال بر وجود نفرین هست؟

267
00:20:26,058 --> 00:20:29,061
جسد امپراتور سابق که روحش اون رو ترک کرده بود؛

268
00:20:29,061 --> 00:20:31,104
.طبق معمول، به مدت یک سال در مقبره قرار گرفت

269
00:20:32,064 --> 00:20:39,071
‫سال بعد، امپراتور و آن‌شی-ساما از جسد دیدن
‫کردن تا امپراتور فقید رو به خاک بسپارن...

270
00:20:41,031 --> 00:20:46,036
.جسد تقریبا در همون حالتی بود که در حال مرگ بود

271
00:20:48,080 --> 00:20:51,041
یعنی فاسد نبود؟

272
00:20:51,083 --> 00:20:55,045
درسته، در همین حال جسد ملکه مادر که تقریبا همزمان فوت کرده بود؛

273
00:20:55,045 --> 00:20:58,090
...وضعیتی داشت که نمی‌توان اون رو با کلمات بیان کرد

274
00:20:59,091 --> 00:21:03,095
پس به همین خاطر آن‌شی-ساما فکر می‌کنه که امپراتور فقید رو نفرین کرده؟

275
00:21:04,054 --> 00:21:05,013
.بله

276
00:21:05,097 --> 00:21:07,057
.که اینطور

277
00:21:08,058 --> 00:21:13,063
‫مقبره حتی در تابستان هم خنکه اما همچین
‫چیزی فقط با نگه‌داری در یخ امکان‌پذیره؛

278
00:21:13,105 --> 00:21:16,108
.اگه بدون مراقبت رها بشه پوسیده میشه و آلوده به حشرات میشه

279
00:21:17,067 --> 00:21:20,112
.اگه غیر از این باشه مایه تعجبه

280
00:21:21,029 --> 00:21:23,073
.از این خاک بر میایم و بر این خاک برمی‌گردیم

281
00:21:23,115 --> 00:21:26,034
.چه ارباب باشی و چه دهقان

282
00:21:26,076 --> 00:21:30,122
‫حتی اگه در موقعیت‌های متفاوتی به دنیا
‫اومده باشیم، همه به صورت برابر می‌میریم.

283
00:21:31,123 --> 00:21:35,043
.اون ساختمون به زودی تخریب میشه

284
00:21:35,043 --> 00:21:37,087
.ازتون می‌خوایم تا اون زمان به تحقیق بپردازید

285
00:21:38,046 --> 00:21:39,047
.متوجه شدم

286
00:21:39,089 --> 00:21:42,134
.با این حال، من یه درخواست دارم

287
00:23:22,025 --> 00:23:29,533
قسمت بعدی

288
00:23:29,825 --> 00:23:31,993
‫قسمت بعدی: «امپراتور پیشین»

289
00:23:32,035 --> 00:23:35,038
قسمت 33 امپراتور پیشین

