﻿1
00:00:13,596 --> 00:00:19,561
یکه‌گویی‌های داروگر

2
00:01:31,508 --> 00:01:33,593
.این داستان یک اثر خیالی بوده و هیچ ارتباط مستقیمی با وقایع تاریخی، نام‌ها و سازمان‌های استفاده شده ندارد

3
00:01:36,596 --> 00:01:39,599
.اون ساختمون به زودی تخریب میشه

4
00:01:40,558 --> 00:01:43,520
.ازتون می‌خوایم تا اون زمان به تحقیق بپردازید

5
00:01:43,561 --> 00:01:45,563
در مورد نفرینی که آنشی-ساما در موردش حرف می‌زنه؛

6
00:01:46,523 --> 00:01:51,569
‫به عبارت دیگه؛ دلیل باقی موندن جسد
‫امپراتور همانند زمانی که زنده بود.

7
00:01:54,531 --> 00:01:56,533
.شش سال از مرگ امپراتور سابق می‌گذره

8
00:01:56,616 --> 00:01:59,536
اگه ساختمونی که یه زمان درش زندگی می‌کرد از بین بره؛

9
00:01:59,536 --> 00:02:01,579
.تنها چیزی که ازش باقی می‌مونه قبرشه

10
00:02:02,539 --> 00:02:06,501
‫اگه ماجرا یه راز باقی بمونه
‫احساسات آنشی-ساما راضی نمیشن.

11
00:02:06,584 --> 00:02:07,585
.متوجه شدم

12
00:02:07,585 --> 00:02:10,547
.با این حال، من یه درخواست دارم

13
00:02:10,588 --> 00:02:11,589
درخواست؟

14
00:02:11,589 --> 00:02:16,553
‫امکانش هست وارد اتاقی که به تازگی ازش دیدن
‫کردیم، جایی که امپراتور پیشین زندگی می‌کرده بشم؟

15
00:02:18,513 --> 00:02:19,597
.درخواست اجازه خواهم کرد

16
00:02:22,559 --> 00:02:29,524
میگن که باید از امپراتور اجازه گرفته بشه؛
قسمت 33 امپراتور پیشین
.ولی خب وقتی خود ملکه مادر دخالت کنه نباید سخت باشه

17
00:02:29,566 --> 00:02:33,528
.مائومائو، تخت‌خوابت آماده‌ست

18
00:02:33,528 --> 00:02:37,574
.متشکرم، سوئیرن-ساما؛ بابت اینکه این اتاق رو بهم قرض دادید

19
00:02:37,574 --> 00:02:39,617
.مشکلی نیست، خودت رو نگران نکن

20
00:02:40,577 --> 00:02:42,620
.به طور عجیبی سلیقه‌ی جالبی داره

21
00:02:42,620 --> 00:02:44,581
.نیم‌تخت هم کافی بود

22
00:02:45,540 --> 00:02:47,542
.باید حواسم بهت باشه

23
00:02:47,542 --> 00:02:49,586
.مدت طولانی‌ای از زمانی که اینجا بودی می‌گذره

24
00:02:49,586 --> 00:02:52,505
.لطفا خوب استراحت کن

25
00:02:53,590 --> 00:02:57,510
.تازگی‌ها همه‌ش درون کاخ هی‌سویی بودم

26
00:02:57,510 --> 00:03:00,513
‫صادقانه، از اینکه امشب رو مجبور نشدم برگردم خوشحالم.

27
00:03:00,555 --> 00:03:04,517
‫برام مایه تعجبه که یعنی وقتی با هونگ‌نیانگ-ساما
‫رو‌به‌رو می‌شدم چه واکنشی نشون می‌داد...

28
00:03:04,517 --> 00:03:07,520
.احتمالاً تا الان داشته زیاد از حد ملایم برخورد می‌کرده

29
00:03:07,562 --> 00:03:12,567
‫بانوی درباری که معلوم نیست به کدوم کاخ
‫وابسته‌ست و مکرراً توی بقیه کاخ‌ها حاضر میشه.

30
00:03:12,567 --> 00:03:15,612
.هیچ راه نداره که سرکنیز کاخ از این موضوع دلخوش باشه

31
00:03:20,575 --> 00:03:24,621
.خودم هم مواقعی هست که از موقعیت خودم مطلع نیستم

32
00:03:26,581 --> 00:03:29,542
.مطالعه زیر نور شمع، چه تجملی

33
00:03:30,543 --> 00:03:32,545
تو هم می‌خوای چیزی بخونی، مائومائو؟

34
00:03:32,545 --> 00:03:35,548
.می‌تونی بری اتاق عقبی و دنبال چیزی واسه خوندن بگردی

35
00:03:38,551 --> 00:03:42,597
.کتاب چیز ارزشمندیه؛ تا فرصت خوندن هست باید بخونم

36
00:03:42,597 --> 00:03:45,516
.امیدوارم کتابی باب سلیقه من داشته باشن

37
00:03:46,559 --> 00:03:47,602
!صبرکن

38
00:03:49,604 --> 00:03:52,565
.سوئیرن-ساما، زیادی جوونه

39
00:03:58,571 --> 00:03:59,572
کنجکاو شدی؟

40
00:04:00,531 --> 00:04:03,534
‫اوه، نگران نباشید! قصد دزدی یا همچین چیزی نداشتم!

41
00:04:03,534 --> 00:04:04,577
.خودم می‌دونم

42
00:04:06,579 --> 00:04:08,539
اسباب‌بازی بچه؟

43
00:04:08,539 --> 00:04:12,543
.آره؛ مورد‌علاقه‌های جینشی-ساماست

44
00:04:12,543 --> 00:04:15,546
مائومائو، تو در مورد جینشی-ساما چه فکری می‌کنی؟

45
00:04:16,547 --> 00:04:18,549
.فکر می‌کنم مافوق خوبی هستش

46
00:04:18,591 --> 00:04:21,511
.از نظر گیر آوردن داروهای کمیاب

47
00:04:21,552 --> 00:04:23,596
یعنی چیزی پنهان کردی؟

48
00:04:24,555 --> 00:04:25,598
.خب، هرچی

49
00:04:26,557 --> 00:04:28,559
همیشه با اینها بازی می‌کرد؛

50
00:04:28,559 --> 00:04:31,604
.برای همینه که از جینشی-ساما مخفی‌شون کردم

51
00:04:31,604 --> 00:04:35,608
.اما بعدش بی‌اختیار می‌زد زیر گریه و زاری

52
00:04:37,568 --> 00:04:39,570
!اسباب‌بازی‌های دیگه‌ای هم هستن ها

53
00:04:39,612 --> 00:04:44,534
!نمی‌خوام! اون رو می‌خوام! اون نباشه نمی‌خوام

54
00:04:45,535 --> 00:04:51,624
.همیشه گائوشون برای پیدا کردن اسباب‌بازی جدید در تقلا بود

55
00:04:51,624 --> 00:04:53,584
چرا اونها رو مخفی می‌کردید؟

56
00:04:54,502 --> 00:04:58,548
‫وقتی به یه چیز وابسته بشی، چشمت
‫فقط همون یه چیز رو می‌بینه.

57
00:04:58,589 --> 00:05:02,593
‫چون در موقعیتی به دنیا نیومده که
‫اجازه همچین کاری رو داشته باشه.

58
00:05:03,553 --> 00:05:07,557
.حتی اگه نمی‌خواست، باید پر می‌کشید و بالغ می‌شد

59
00:05:08,516 --> 00:05:12,520
.این آرزوی مادر جینشی-ساما بود

60
00:05:12,603 --> 00:05:14,522
...مادرش

61
00:05:14,605 --> 00:05:17,525
بزرگ شدن تو یه محیط سرکوب‌شده؛

62
00:05:17,525 --> 00:05:19,527
.شنیدم روی ذهن تاثیر می‌ذاره

63
00:05:20,528 --> 00:05:23,531
...جنبه‌های کودکانه‌ای که کم‌کم خودشون رو نمایان می‌کنن

64
00:05:23,573 --> 00:05:27,535
.اینها بخشی از جوهره‌ی واقعی جینشی-سامان

65
00:05:28,536 --> 00:05:32,498
‫با این حال، همه دور و اطرافیان به دید
‫یه «خواجه مقبول» باهاش برخورد می‌کنن.

66
00:05:32,498 --> 00:05:33,583
.عجب داستان عجیبی

67
00:05:39,547 --> 00:05:40,548
این نقاشی...؟

68
00:05:40,548 --> 00:05:42,592
عجب، همچین جایی بود؟

69
00:05:43,551 --> 00:05:45,595
.گفته بودن بندازمش دور

70
00:05:46,554 --> 00:05:47,597
این چی بود دیگه؟

71
00:05:49,599 --> 00:05:51,517
ایرادی نداره که بهش دست بزنم؟

72
00:05:52,560 --> 00:05:53,561
.موردی نداره

73
00:05:59,609 --> 00:06:04,572
.فقط یه سنگریزه‌ست؛ برام سواله این رو از کجا برداشته آورده

74
00:06:04,572 --> 00:06:06,574
این رو فوراً ازشون گرفتید؟

75
00:06:06,574 --> 00:06:10,536
آره. سنگریزه‌ای که از زمین برداری تمیز نیست، مگه نه؟

76
00:06:11,496 --> 00:06:12,538
.درسته

77
00:06:14,540 --> 00:06:15,583
.این سمیه

78
00:06:16,501 --> 00:06:17,543
منظورت چیه!؟

79
00:06:17,543 --> 00:06:21,589
این چیزیه که من هم می‌خوام بدونم؛ چرا همچین چیزی این اطراف بوده؟

80
00:06:26,552 --> 00:06:30,515
جینشی-ساما زمانی که جوون بود پا به اندرونی گذاشته بود؟

81
00:06:31,516 --> 00:06:36,521
آره، کم و بیش. اما چرا همچین چیزی پرسیدی؟

82
00:06:36,521 --> 00:06:37,605
.فعلا نمی‌تونم چیزی بگم

83
00:06:38,564 --> 00:06:42,568
.یه فرضیه هست که تو فکرمه، اما مدرکی ندارم

84
00:06:43,528 --> 00:06:47,532
...سوئیرن-ساما، فردا دلیل نفرینی که ملکه مادر ازش حرف می‌زنه

85
00:06:47,615 --> 00:06:51,536
.چرای فاسد نشدن جسد امپراتور پیشین رو توضیح میدم

86
00:06:51,577 --> 00:06:54,497
امکانش هست تا اون موقع صبر کنید؟

87
00:06:59,585 --> 00:07:02,547
.تا به خودم اومدم جینشی-ساما هم اینجا بود

88
00:07:02,588 --> 00:07:05,591
.نمی‌خواستم اونقدرها بزرگش کنن

89
00:07:14,559 --> 00:07:18,521
.این بوی زننده... نمی‌تونه فقط بوی کپک باشه

90
00:07:24,527 --> 00:07:28,573
.یه قلمو با نوک صاف و یکدست... همونطور که انتظار می‌رفت

91
00:07:29,532 --> 00:07:32,535
امپراتور پیشین به نقاشی علاقه داشتن؟

92
00:07:34,537 --> 00:07:37,540
.فقط یک دفعه، ازش خواستم چیزی برام بکشه

93
00:07:38,583 --> 00:07:45,548
‫گفت این یه راز بین ماست که اگه
‫بقیه بهش پی ببرن ازمون می‌گیرنش.

94
00:07:47,508 --> 00:07:49,594
.بی قراره؟ به‌نظر عادت جیشنی-ساماست

95
00:07:50,553 --> 00:07:53,556
.حدس می‌زنم داره تلاش می‌کنه آروم به نظر بیاد

96
00:07:54,515 --> 00:07:58,561
.در مورد امپراتور پیشین چیز زیادی نمی‌دونم و نمی‌خوام هم بدونم

97
00:07:58,561 --> 00:08:00,563
لیکن برای کشف ماهیت واقعی نفرین؛

98
00:08:00,563 --> 00:08:01,564
.نیاز به مدرک هست

99
00:08:07,528 --> 00:08:10,531
امپراتور پیشین در همین اتاق نقاشی می‌کرده؟

100
00:08:10,531 --> 00:08:15,536
‫به طور قطع اطلاع ندارم اما از زمانی که
‫امپراتور خودش رو در این اتاق حبس کرد؛

101
00:08:15,536 --> 00:08:17,538
.فقط یک خادم داشته

102
00:08:17,538 --> 00:08:19,540
میشه اون فرد رو بیارید اینجا؟

103
00:08:19,582 --> 00:08:22,585
.اگه درست یادم باشه احتمالا هنوز اینجا کار می‌کنه

104
00:08:22,585 --> 00:08:23,586
.خبرش کنید

105
00:08:26,589 --> 00:08:28,549
عیبی نداره بهش دست بزنم؟

106
00:08:28,549 --> 00:08:29,550
.بفرمایید

107
00:08:33,513 --> 00:08:34,597
.از چیزی که فکر می‌کردم سفت‌تره

108
00:08:35,598 --> 00:08:38,518
.در ضمن بوی خاصی هم داره

109
00:08:38,559 --> 00:08:41,521
.خرده‌های نیمه‌شفافی کف زمین هست

110
00:08:41,521 --> 00:08:44,524
.لکه‌هایی هم وجود داره که به‌نظر عاجزانه در پی پاک کردنشون بوده

111
00:08:44,524 --> 00:08:46,526
...و اون لکه‌ها

112
00:08:46,526 --> 00:08:48,611
.هر چی به دیوار نزدیکتر میشه بیشتر میشه

113
00:08:53,491 --> 00:08:57,537
نرمه، یعنی چند لایه کاغذ ضخیم تشکیلش داده؟

114
00:08:58,538 --> 00:09:01,582
.سطحش هم رنگ خورده که دوام بیشتری داشته باشه

115
00:09:02,542 --> 00:09:05,545
...ایده خوبی از نفرین داشتم ولی

116
00:09:05,545 --> 00:09:08,548
.فکر کنم یه چیز غیر مهم دیگه کشف کردم

117
00:09:08,589 --> 00:09:10,550
.آوردمش

118
00:09:12,510 --> 00:09:13,553
...تو

119
00:09:17,557 --> 00:09:22,562
‫به نظر برای مسئول اتاق یه شخص
‫نجیب بودن زیادی پیرمرد ساکتیه...

120
00:09:23,521 --> 00:09:24,605
.موضوعی هست که می‌خوام در موردش بپرسم

121
00:09:25,606 --> 00:09:28,526
.این شخص یه برده سابقه

122
00:09:28,526 --> 00:09:29,569
.همچنین، نمی‌تونه حرف بزنه

123
00:09:30,528 --> 00:09:31,529
.متوجه شدم

124
00:09:31,571 --> 00:09:32,613
.پس اینطوره

125
00:09:33,573 --> 00:09:37,577
.غیر معمول نیست که افراد لال به عنوان خادم انتخاب بشن

126
00:09:38,536 --> 00:09:42,540
‫این امر به ویژه برای افراد والاتباری
‫که دائما در معرض نظارت عموم هستن صادقه.

127
00:09:42,582 --> 00:09:45,543
.پس فقط سرتون رو تکون بدید هم کافیه

128
00:09:45,543 --> 00:09:48,546
تو این اتاق نقاشی‌ای وجود داشته؟

129
00:09:50,506 --> 00:09:52,550
.فکر می‌کنم باید بوده باشه

130
00:09:53,509 --> 00:09:56,596
پس یعنی علاقه‌ای به گوش کردن یه دختربچه عین من نداری؟

131
00:09:58,598 --> 00:09:59,599
.نه، اینطور نیست

132
00:10:00,600 --> 00:10:02,560
چیزی رو پنهان می‌کنه؟

133
00:10:05,563 --> 00:10:07,523
چیزی مربوط به اون دیواره؟

134
00:10:11,527 --> 00:10:13,571
می‌تونم این روپوش دیوار رو جدا کنم؟

135
00:10:15,573 --> 00:10:17,575
.«قیافه‌ش داد می‌زنه که «دست نگه‌دار

136
00:10:19,535 --> 00:10:20,494
.موردی نداره

137
00:10:20,620 --> 00:10:23,497
.به هر حال که قراره تخریب بشه

138
00:10:23,539 --> 00:10:25,583
...پس اگه چیزی دستگیرت میشه

139
00:10:34,550 --> 00:10:36,552
...با دقت

140
00:10:51,525 --> 00:10:52,568
...این نقاشی

141
00:10:52,610 --> 00:10:54,528
اون دیگه چیه؟

142
00:10:54,570 --> 00:10:57,531
.احتمالا باید توسط امپراتور پیشین کشیده شده باشه

143
00:10:57,531 --> 00:11:00,534
.من به انسانیت امپراتور پیشین کاری ندارم

144
00:11:00,534 --> 00:11:02,578
ولی فقط برای ایستادن در جایگاه بلند این کشور؛

145
00:11:02,578 --> 00:11:05,581
.بدون استفاده از استعداد واقعی خودش درگذشت

146
00:11:06,624 --> 00:11:09,585
.این نقاشی همچین قدرتی داره

147
00:11:10,544 --> 00:11:18,511
.در ژاپنی به آن یوئو گفته می‌شود که از ترکیب دو کانجی «زرد» و «مردانه» یا «برتر» ساخته شده است

148
00:11:20,554 --> 00:11:23,557
.زرنیخ همون خاصیت سمی سم آرسنیک رو داره

149
00:11:23,599 --> 00:11:28,521
.و سم آرسنیک می‌تونه باعث کاهش خراب شدن بشه

150
00:11:30,564 --> 00:11:35,611
در وهله اول، فکر کردم پشت کاغذ دیواری باید چیزی مخفی شده باشه؛

151
00:11:35,611 --> 00:11:39,532
.که بدن امپراتور غیر عمد اون رو جذب کرده

152
00:11:39,573 --> 00:11:42,618
اما زمانی که به وضعیت قلموی داخل اتاق دقت کردم؛

153
00:11:42,618 --> 00:11:45,579
.احتمال متفاوتی پدیدار شد

154
00:11:45,621 --> 00:11:49,500
.ایشون از رنگدانه‌های بر پایه زرنیخ استفاده می‌کرده

155
00:11:49,583 --> 00:11:55,548
‫سم آرسنیک درون زرنیخ باید کم‌کم
‫توسط بدن امپراتور پیشین جذب شده باشه.

156
00:11:56,507 --> 00:11:59,593
.و مطمئنا زمانی که ایشون فوت کرد باید در سرتاسر بدنش وجود داشته باشه

157
00:12:01,554 --> 00:12:05,558
.تو این اتاق مخفی شد و به نقاشی پرداخت

158
00:12:06,559 --> 00:12:10,563
.این خفت بزرگیه که خود امپراتور نقاشی بکشه

159
00:12:10,604 --> 00:12:13,524
.حداقل، اطرافیان که اینطوری فکر می‌کنن

160
00:12:13,607 --> 00:12:18,571
‫به همین خاطر، حتی امپراتوری که ابله
‫خطاب می‌شد این موضوع رو علنی نکرد.

161
00:12:19,488 --> 00:12:24,535
.احتمالا دلیل اینکه اداره اتاقش رو به یه غلام لال سپرد هم همین بوده

162
00:12:24,577 --> 00:12:26,537
.هنوز زیرش نرمه

163
00:12:26,537 --> 00:12:29,498
یعنی چند لایه زیر این وجود داره؟

164
00:12:30,499 --> 00:12:34,545
‫با وجود این همه نقاشی، پس کسی که ابزار و
‫لوازم مورد نیاز رو آماده می‌کرده باید...

165
00:12:34,587 --> 00:12:36,589
.مادر امپراتور پیشین، ملکه

166
00:12:37,548 --> 00:12:39,592
زن درون تصویر اطلاع داشت؛

167
00:12:40,551 --> 00:12:44,597
.از اینکه پسرش شایسته امپراتوری نبود

168
00:12:45,556 --> 00:12:49,560
‫به همین خاطر سعی کرد از پسرش که اتفاقی
‫منصب امپراتوری رو به دست آورده حفاظت کنه؛

169
00:12:49,560 --> 00:12:51,604
.و قدرت رو زیر دست خودش در بیاره

170
00:12:52,563 --> 00:12:55,608
.حتی اگه به قیمت «بازیچه دست ملکه» خطاب شدن باشه

171
00:12:57,526 --> 00:12:58,611
.ملکه هر کاری که برای فرزندش می‌شد انجام داد

172
00:12:58,611 --> 00:13:03,574
.و آخرین مورد، این مکان و ابزار نقاشی بود

173
00:13:04,575 --> 00:13:06,535
...بدون اینکه بدونه سمیه

174
00:13:07,578 --> 00:13:09,580
.چه طعنه‌آمیز

175
00:13:11,582 --> 00:13:14,502
.این تمام چیزیه که می‌تونم بگم

176
00:13:15,503 --> 00:13:17,588
.بله، به اندازه کافی کارت خوب بود

177
00:13:30,559 --> 00:13:35,523
.گویی که داره پرسشی به شخصی ماورای آسمان آبی می‌فرسته

178
00:13:36,524 --> 00:13:39,527
.عجب، چقدر احساساتی شدم ها

179
00:13:50,621 --> 00:13:53,582
.آه، چقدر اعصاب خرد کن

180
00:13:58,546 --> 00:14:03,592
.حتی با اینکه محو شده، هنوز حضورش سنگینه

181
00:14:05,553 --> 00:14:08,556
یعنی من هم بخشی از این نقاشی هستم؟

182
00:14:09,557 --> 00:14:14,562
.نه، بالاخره من فقط یه حضور گذرا بودم

183
00:14:17,523 --> 00:14:19,567
به لطف زخم اینجا؛

184
00:14:19,567 --> 00:14:22,528
.الان من به عنوان مادر یک ملت شناخته میشم

185
00:14:24,530 --> 00:14:28,617
.دختربچه تصادفی‌ای که به دست امپراتور پیشین باردار شد

186
00:14:29,577 --> 00:14:31,579
.همچین صدای دلسوزانه‌ای زیاد به گوشم می‌رسید

187
00:14:32,538 --> 00:14:34,540
.درسته که همچین دختری بود

188
00:14:37,585 --> 00:14:41,505
.به عنوان کنیز یکی از شهبانوان وارد اندرونی شدم

189
00:14:41,547 --> 00:14:44,508
.اون شهبانو خواهر ناتنی خودم بود

190
00:14:44,508 --> 00:14:47,511
خواهرم که گل‌و‌بلبل‌گونه بزرگ شده بود؛

191
00:14:47,511 --> 00:14:50,514
.هیچ ایده‌ای از افکار پدرمون نداشت

192
00:14:50,514 --> 00:14:53,517
‫هی، آنشی!
‫زودتر زینتی‌جات رو بذار!

193
00:14:53,559 --> 00:14:55,519
.چشم، اونه-ساما

194
00:14:58,564 --> 00:15:01,567
!بالاخره امشب امپراتور تشریف میاره

195
00:15:01,567 --> 00:15:04,486
.دیروز از دور دیدمش

196
00:15:04,528 --> 00:15:06,572
!فرد بسیار زیبارویی بود

197
00:15:07,531 --> 00:15:09,491
.که اینطور

198
00:15:11,535 --> 00:15:13,537
.منتظرتون بودیم

199
00:15:20,586 --> 00:15:23,547
...خب، بفرمایید داخل

200
00:15:24,506 --> 00:15:25,549
!دست نزن

201
00:15:28,552 --> 00:15:29,553
!امپراتور

202
00:15:35,559 --> 00:15:41,482
.اون شبیه کسی نبود که در جایگاه عالی کشور قرار بگیره

203
00:15:41,523 --> 00:15:43,567
به عنوان کنیز، شهبانوم رو دلداری بدم؟

204
00:15:44,526 --> 00:15:47,529
یا که بهتره از امپراتور عذرخواهی کنم؟

205
00:15:47,571 --> 00:15:48,572
...با این حال

206
00:16:02,544 --> 00:16:04,546
حالتون خوبه؟

207
00:16:08,550 --> 00:16:13,514
.چشمان امپراتور، مطمئنا من رو گرفت

208
00:16:13,597 --> 00:16:17,518
.چشمان یه دختربچه جاه‌طلب رو

209
00:16:23,524 --> 00:16:28,570
.من بچه امپراتور پیشین رو حامله بودم و بارها جونم به خطر افتاده بود

210
00:16:28,570 --> 00:16:31,532
خوشبختانه، بچه پسر بود؛

211
00:16:31,532 --> 00:16:34,535
.و ملکه اون رو به عنوان نوه خودش قبول کرد

212
00:16:41,542 --> 00:16:44,503
.روزی دختری بود که دختری به دنیا آورد

213
00:16:44,586 --> 00:16:47,548
دختر اصرار داشت که دخترش فرزند امپراتور پیشینه؛

214
00:16:47,548 --> 00:16:49,550
.امپراتور پیشین این موضوع رو انکار کرد

215
00:16:49,550 --> 00:16:53,595
.طبیبی رو به عنوان پدر اعلام و همراه دختر تبعید کردن

216
00:16:54,555 --> 00:16:58,600
‫در اون زمان، فقط طبیبان بودن که بدون
‫عمل شدن اجازه ورود به اندرونی رو داشتن.

217
00:16:58,600 --> 00:17:02,521
.از اون زمان، طبیبان نیز ملزم به عمل شدن شدند

218
00:17:02,604 --> 00:17:05,566
...فردی که جراحی شکمم رو انجام داد

219
00:17:06,525 --> 00:17:08,527
.هیچ چیز تاسف‌بارتر از این نیست

220
00:17:09,528 --> 00:17:13,574
.دختری که دختر رو به دنیا آورده بود، تک و تنها در اندرونی رها شد

221
00:17:14,533 --> 00:17:17,536
.احتمالا اون هرگز قادر به ترک اندرونی نخواهد بود

222
00:17:18,495 --> 00:17:20,539
...سپس زمان بیشتری گذشت

223
00:17:21,582 --> 00:17:24,543
من دیگه شبیه به یه دختربچه نبودم؛

224
00:17:24,543 --> 00:17:27,504
.امپراتور پیشین تمایلی به دیدن من نداشت

225
00:17:27,546 --> 00:17:30,549
.شنیدم اندرونی دوباره قراره گسترش پیدا کنه

226
00:17:30,549 --> 00:17:33,552
.بله، به نظر شیشو-ساما این پیشنهاد رو اعلام کرده

227
00:17:34,595 --> 00:17:35,554
.که اینطور

228
00:17:36,513 --> 00:17:43,520
‫اندرونی تند‌تند بزرگتر شد و دخترهای
‫جوانی با همون ماموریت من یکی یکی به اونجا اومدن.

229
00:17:55,574 --> 00:18:04,541
‫مرد رقت‌انگیزی که فقط می‌تونه بازیچه
‫دست ملکه باشه و با دختربچه‌ها حرف بزنه.

230
00:18:16,929 --> 00:18:20,974
.نمی‌تونستم اجازه بدم همچین موجودی من رو فراموش کنه

231
00:18:20,974 --> 00:18:22,226
.می‌خواستم خودم رو در عمیق‌ترین خاطراتش حک کنم

232
00:18:23,852 --> 00:18:25,813
پس از اون؛

233
00:18:25,854 --> 00:18:28,857
‫امپراتور پیشین دچار بی‌ثباتی روانی
‫شد و توی اون اتاق خودش رو حبس کرد.

234
00:18:28,857 --> 00:18:31,860
.حتی حوصله نداشتم به اینکه «مقصر کیه؟» فکر کنم

235
00:18:34,863 --> 00:18:43,831
‫آخر سر هم، اون مرد درون این اتاق فقط می‌تونست به
‫مادرش یعنی ملکه و دختربچه‌های جاه‌طلب فکر کنه.

236
00:18:46,792 --> 00:18:49,837
.یه بار من رو هم نقاشی کرد

237
00:18:50,879 --> 00:18:56,885
‫اون نقاشی رو خیلی ارزشمند می‌دونستم،
‫اما به سوئیرن گفتم اون رو بندازه بره.

238
00:18:57,803 --> 00:18:58,887
.به اون نیازی نداشتم

239
00:18:59,847 --> 00:19:02,850
.همونطور که امپراتور پیشین به من نیازی نداشت

240
00:19:10,858 --> 00:19:14,862
.قبلا اون شخص یه بار پیش ما اومده بود

241
00:19:15,821 --> 00:19:18,824
آره، یعنی چند سال پیش بود؟

242
00:19:18,907 --> 00:19:21,869
.اون زمان بود که همچین چیزی رو برداشتم

243
00:19:22,828 --> 00:19:24,830
.ظاهرا این همون زرنیخیه که امروز حرفش بود

244
00:19:25,831 --> 00:19:26,874
...این سنگ

245
00:19:27,833 --> 00:19:30,836
.امروز صبح سوئیرن بالاخره اون رو پس داد

246
00:19:32,838 --> 00:19:33,839
...که اینطور

247
00:19:38,844 --> 00:19:42,890
.چه «فرزند بی‌ادبی» و چه «بچه اشتباهی» خطاب بشه

248
00:19:42,890 --> 00:19:45,809
.در هر حال اون فرزند با ارزشیه

249
00:19:45,851 --> 00:19:49,813
.فکر کنم یه بار من اون نقاشی رو دیده بودم

250
00:19:49,855 --> 00:19:53,859
.نقاشی کم‌رنگی از یه دختر جوون بود

251
00:19:54,818 --> 00:19:58,780
.این سنگ رو برداشتم چون من رو یاد اون نقاشی می‌انداخت

252
00:19:58,864 --> 00:20:00,908
.فکر کردم بهت گفتم بنداز بره

253
00:20:01,825 --> 00:20:05,829
قدیم‌ها دوست داشتید این رنگ رو بپوشید، درسته؟

254
00:20:25,849 --> 00:20:26,850
.گهگاه

255
00:20:27,851 --> 00:20:31,772
اون دختر داخل نقاشی، واقعا ملکه‌ست؟

256
00:20:31,897 --> 00:20:35,901
اون موقع سعی داشت چی به ما بگه؟

257
00:20:41,823 --> 00:20:42,866
.نمی‌دونم

258
00:20:45,869 --> 00:20:48,830
.ترجیح دادم که ندونم

259
00:20:49,790 --> 00:20:54,836
‫مهمتر از اون، تو به نظر یه
‫کنیز بسیار قابل توجه داری.

260
00:20:56,838 --> 00:20:58,840
.کاملا مفیده

261
00:20:59,800 --> 00:21:01,843
...درسته، ولی

262
00:21:02,844 --> 00:21:05,847
.حتی اگه نگی هم می‌تونم بفهمم که این همه چیز نیست

263
00:21:10,852 --> 00:21:12,896
.بالاخره سال‌هاست که دارم می‌بینمت

264
00:21:16,858 --> 00:21:19,820
.بهتره چیزهایی که دوست داری رو مخفی کنی

265
00:21:19,861 --> 00:21:22,823
.و گرنه یکی ازت مخفی‌شون می‌کنه ها

266
00:22:55,791 --> 00:23:10,806
قسمت بعدی
‫دفعه بعدی: «حکایات اشباح.»

