﻿1
00:00:08,049 --> 00:00:15,015
یکه‌گویی‌های داروگر

2
00:01:40,058 --> 00:01:41,976
.سویی‌ره

3
00:01:45,980 --> 00:01:48,983
.حداقل باید حواست به موش‌هات باشه

4
00:01:49,234 --> 00:01:50,276
.معذرت می‌خوام

5
00:01:51,611 --> 00:01:52,612
.عه

6
00:01:53,738 --> 00:01:55,782
قبلاً این بچه رو دیدم، مگه نه؟

7
00:01:57,492 --> 00:02:00,495
...شـ- شن‌می-ساما، معذرت می‌‌خوام

8
00:02:00,995 --> 00:02:02,997
.پسر شیرو-ساما هستش

9
00:02:02,997 --> 00:02:04,040
.عجب

10
00:02:04,040 --> 00:02:06,000
.فقط یه سری بچه‌بازی بچگونه‌ست

11
00:02:10,046 --> 00:02:13,049
.بهتره عجله کنیم، مادرجان

12
00:02:13,758 --> 00:02:14,759
.لولان

13
00:02:17,470 --> 00:02:20,431
.پس واقعاً قضیه همین بود

14
00:02:20,473 --> 00:02:24,519
.درسته، پس بیاید این دختر رو شلاق بزنیم

15
00:02:25,478 --> 00:02:28,439
یعنی صدتا کافیه براش؟

16
00:02:28,439 --> 00:02:30,525
.یه ستون گیر بیارید که ببندیمش بهش

17
00:02:30,859 --> 00:02:32,861
شن‌می-ساما‌ـــ

18
00:02:36,906 --> 00:02:38,449
.این خوب نیست

19
00:02:38,491 --> 00:02:40,493
.این زن خطرناکه

20
00:02:40,493 --> 00:02:43,454
.یواشکی وارد شدم و فیفاها رو دیدم

21
00:02:43,538 --> 00:02:46,499
.احتمالاً می‌خواد به اسم تنبیه و «تصادفاً» اعدامم کنه

22
00:02:46,499 --> 00:02:48,459
.زودتر دست بجنبونید

23
00:02:48,459 --> 00:02:49,460
.مادر

24
00:02:49,502 --> 00:02:54,465
.قبلاً عرض کرده بودم، که داروگر جدیدی می‌خوام

25
00:02:54,465 --> 00:02:56,426
.همین دختره

26
00:02:59,470 --> 00:03:01,514
.البته هیچ شبیه داروگرها به نظر نمیاد

27
00:03:01,514 --> 00:03:06,477
.درسته که اینطور به نظر میاد، اما بالای سی سال سن داره

28
00:03:07,520 --> 00:03:12,483
.با امتحان هر روزه دواها، بدنش رو جاودانه کرده

29
00:03:13,443 --> 00:03:14,485
...عجب

30
00:03:14,485 --> 00:03:17,447
معلوم نیست اثر کدام دوا هستش؛

31
00:03:17,447 --> 00:03:20,491
‫اما مطمئناً میشه چیزی ساخت
.‫که به اکسیر جاودانگی منجر بشه

32
00:03:21,492 --> 00:03:24,537
.و اگه شکست بخوریم، عین مرد قبلی خواهد مرد

33
00:03:24,537 --> 00:03:27,498
اکسیر جاودانگی؟ مرد قبلی؟

34
00:03:28,416 --> 00:03:30,501
.که اینطور، پس چاره‌ای نیست

35
00:03:31,419 --> 00:03:34,464
.آیلا-ساما، بذارید گفت‌و‌گومون رو بعدا ادامه بدیم

36
00:03:35,423 --> 00:03:36,424
.بله

37
00:03:39,510 --> 00:03:41,429
.راستی

38
00:03:41,471 --> 00:03:44,474
.اینجا کار درست درمونی براش نیست

39
00:03:45,433 --> 00:03:47,518
بذار اون داروگر رو همراهمون ببریم؛

40
00:03:48,478 --> 00:03:50,480
.به دژ خودمون

41
00:03:55,485 --> 00:03:59,447
.هویت واقعی شی‌سویی، شهبانو لولانه

42
00:04:00,448 --> 00:04:04,494
.عجب بازیگری... نه، بهتره بگیم دقیقا عین راکون می‌مونه

43
00:04:05,495 --> 00:04:08,456
زمانی که به چهار شهبانوی بلد مرتبه آموزش می‌دادم؛

44
00:04:08,498 --> 00:04:12,460
‫لباس‌های پرزرق‌و‌برق پوشیده بود و
.‫با حالتی عبوس به حرف‌هام گوش می‌داد

45
00:04:13,419 --> 00:04:18,424
‫از ملکه مادر مخفی شده بود و حتی به شهبانو لیشو نزدیک نشد؛

46
00:04:18,466 --> 00:04:21,511
.تا مبادا هویت شهبانو لولان لو بره

47
00:04:22,512 --> 00:04:24,514
دلیل اینکه از من مخفی نشده بود؛

48
00:04:24,514 --> 00:04:29,477
‫این بود که از همون زمان که مائومائو رو برام
.‫گرفت متوجه نشده بودم که اون شهبانو لولانه

49
00:04:30,436 --> 00:04:32,480
...البته به مرور همچین حسی داشتم، ولی

50
00:04:33,439 --> 00:04:39,445
‫اما علاقه‌ش به حشرات، همه چیز رو تغییر داد، شبیه
.‫دختر معمولی‌ای بود که عاشق شایعات و اینطور چیزهاست

51
00:04:40,488 --> 00:04:44,492
.به خوبی گول شی‌سویی رو خوردم

52
00:04:45,493 --> 00:04:49,497
قسمت 44 دژ

53
00:04:52,500 --> 00:04:55,461
.این اتاقیه که داروگر قبلی ازش استفاده می‌کرد

54
00:05:00,466 --> 00:05:03,511
.قصد نداشتم تو رو تا اینجا بکشونم

55
00:05:05,430 --> 00:05:09,475
خواهر ناتنی شی‌سویی هستی؟

56
00:05:10,476 --> 00:05:14,522
.فقط اونه که با من عین خواهر برخورد می‌کنه

57
00:05:14,522 --> 00:05:15,523
.پس درست فکر می‌کردم

58
00:05:16,524 --> 00:05:20,445
شنیده بودم لولان تنها دختر شیشوئه؛

59
00:05:20,445 --> 00:05:23,448
...اگه دختر ناتنی‌ای از زن دیگه‌ای وجود داشت

60
00:05:24,449 --> 00:05:28,536
.اون زن ترسناک، شن‌می، حتی اجازه وجود داشتنش رو هم نمی‌داد

61
00:05:29,495 --> 00:05:34,417
.شن‌می‌-ساما از من کاملا متنفره

62
00:05:34,500 --> 00:05:39,505
.پدرم شیشو، در اصل فقط شاخه‌‌ای از خاندان شی بود

63
00:05:40,465 --> 00:05:45,511
‫با این حال، به خاطر استعدادهاش و توانایی‌هاش، توسط
.‫خاندان اصلی، خاندان بانو شن‌می به فرزند‌خواندگی گرفته شد

64
00:05:46,429 --> 00:05:50,475
.اینطور بود که نام شیشو رو به دست آورد و اون دو تا نامزد کردن

65
00:05:51,434 --> 00:05:52,518
با این حال، در زمان حکمرانی امپراتور پیشین؛

66
00:05:52,518 --> 00:05:55,480
.شن‌می-ساما به اندرونی احضار شد

67
00:05:56,439 --> 00:06:00,443
وقتی بعد از گذشت مدتی، دوباره به عنوان هدیه بازگشت؛

68
00:06:00,443 --> 00:06:03,446
.من و مادرم همراه پدرم بودیم

69
00:06:03,488 --> 00:06:07,450
شن‌می‌-ساما من و مادرم رو از عمارت بیرون کرد؛

70
00:06:07,450 --> 00:06:09,494
.مجبور بودیم به عنوان خدمتکار کار کنیم

71
00:06:10,453 --> 00:06:12,455
و حتی از اسم من؛

72
00:06:12,455 --> 00:06:16,459
.که نام خاندانش رو داشت متنفر بود

73
00:06:17,418 --> 00:06:19,462
...ممکنه که شی‌سویی

74
00:06:20,463 --> 00:06:23,466
.آره، قبلا اسم من بود

75
00:06:23,466 --> 00:06:26,469
.به نظر میاد لولان اون اسم رو دوست داره

76
00:06:27,428 --> 00:06:31,516
.می‌تونست اسم جعلی دیگه‌ای واسه خودش انتخاب کنه

77
00:06:34,477 --> 00:06:36,479
.همچین بچه‌ایه

78
00:06:37,480 --> 00:06:40,483
اگرچه هر دو به عنوان بچه‌های یه مرد به دنیا اومدن؛

79
00:06:40,483 --> 00:06:42,485
فقط به خاطر تفاوت مادرهاشون؛

80
00:06:42,527 --> 00:06:48,449
‫یکی به مانند گل و پروانه بزرگ شد
.‫و مانند دسته گل تقدیم امپراتور شد

81
00:06:49,450 --> 00:06:54,455
.و اون یکی به عنوان یه خدمتکار به دربار فرستاده شد تا در پشت صحنه کار کنه

82
00:06:56,457 --> 00:07:01,462
.سویی‌ره تو سوءقصد به جان جینشی‌-ساما در حین مراسم دست داشت

83
00:07:02,463 --> 00:07:05,425
از آشفتگی حاصل از انفجار استفاده کرد؛

84
00:07:05,425 --> 00:07:06,467
لوازم آیینی رو دزدید؛

85
00:07:06,467 --> 00:07:09,470
.و وقتی لو رفت، وانمود کرد که مرده و فرار کرد

86
00:07:10,430 --> 00:07:16,477
.و سوءقصد اخیر با فیفا، زیر سایه شیشو بوده

87
00:07:17,437 --> 00:07:22,483
جینشی-ساما، مسئول اندرونی، سعی داشته تغییراتی اعمال کنه؛

88
00:07:22,483 --> 00:07:24,485
.که برخلاف خواست شیشو بوده

89
00:07:25,486 --> 00:07:27,530
ولی این همه ماجراست؟

90
00:07:29,490 --> 00:07:34,454
.شی‌سویی... نه، یعنی لولان گفت که این سنجاق سر ارزشمنده

91
00:07:35,413 --> 00:07:36,456
.فقط یه مقام رسمی معمولی نداره

92
00:07:36,497 --> 00:07:39,459
.نه، در اصل حتی خواجه هم نیست

93
00:07:39,500 --> 00:07:41,419
چی شده؟

94
00:07:42,420 --> 00:07:45,423
زمانی که وارد اندرونی شدی؛

95
00:07:45,423 --> 00:07:46,507
چطور معاینه‌‌ت کردن؟

96
00:07:48,426 --> 00:07:49,469
این دیگه چه سوالیه یکدفعه‌ای؟

97
00:07:51,471 --> 00:07:52,513
.مثل بقیه

98
00:07:53,473 --> 00:07:55,475
چطور یه مرد غیر خواجه می‌تونه وارد بشه؟

99
00:07:56,434 --> 00:08:01,439
‫پنهان کردن همچین واقعیتی وقتی سه
.‫مامور مسئول بررسی این قضیه هستن سخته

100
00:08:02,440 --> 00:08:04,525
اگه اینطوره پس جینشی-ساما چطور وارد شده؟

101
00:08:05,526 --> 00:08:08,446
تنها مردانی که آزادن وارد اندرونی بشن؛

102
00:08:08,446 --> 00:08:10,448
.امپراتور و بستگانش هستن

103
00:08:11,449 --> 00:08:14,494
.تنها مرد نزدیک به امپراتور، برادر کوچکترشه

104
00:08:14,535 --> 00:08:18,539
.نه، این احتمال رو هم در نظر گرفتم، اما سن‌هاشون متفاوته

105
00:08:19,457 --> 00:08:25,463
اما اگه جینشی-ساما واقعی اون اخلاق کودکانه‌ای باشه که گهگاه بروز میده چی؟

106
00:08:27,423 --> 00:08:28,466
حالا که بهش فکر می‌کنم؛

107
00:08:29,425 --> 00:08:33,471
...حس می‌کنم زمان شکار می‌خواست چیز مهمی رو بهم بگه

108
00:08:33,471 --> 00:08:34,514
!تریاق

109
00:08:34,514 --> 00:08:38,434
.واقعا که تریاق آدم رو دیوانه می‌کنه، چه وحشتناک

110
00:08:38,434 --> 00:08:39,477
چی شده؟

111
00:08:39,477 --> 00:08:41,437
.نه، چیزی نیست

112
00:08:42,438 --> 00:08:43,439
...همم

113
00:08:43,439 --> 00:08:44,440
!خیلی خب

114
00:08:44,440 --> 00:08:45,483
.فعلا این رو بذارم کنار

115
00:08:46,442 --> 00:08:48,486
.اول باید از وضعیت فعلی سر در بیارم

116
00:08:52,448 --> 00:08:53,491
...برف

117
00:08:53,491 --> 00:08:57,453
.آره، تازه داره شروع میشه

118
00:08:57,537 --> 00:08:59,539
ارتفاعات شمالی، ها...؟

119
00:09:00,498 --> 00:09:03,417
.شن‌می، اون رو «دژ» خطاب کرد

120
00:09:03,459 --> 00:09:06,504
‫احاطه شده با دیوارهای بلند و
.‫محکم، و پشتیبانی صخره‌ای طبیعی

121
00:09:07,505 --> 00:09:09,507
چرا شن‌می همچین جاییه؟

122
00:09:11,425 --> 00:09:14,428
گائوشون-ساما به فرار فرستاده از اتاق؛

123
00:09:14,428 --> 00:09:17,431
.و بده‌بستون اون با فرد دیگه‌ای مشکوک شده بود

124
00:09:17,515 --> 00:09:22,478
...آخرین تکنولوژی ساخت سلاح، فیفا، داره توی اون کارگاه ساخته میشه

125
00:09:23,479 --> 00:09:26,440
شماها قصد دارید جنگ راه بندازید؟

126
00:09:32,446 --> 00:09:34,490
.این تصمیم با من نیست

127
00:09:37,493 --> 00:09:42,456
.با توجه به حرف لولان-ساما؛ بهتره حداقل وانمود کنی داری دوا آماده می‌کنی

128
00:09:42,456 --> 00:09:43,499
.نگی هم همین کار رو می‌کنم

129
00:09:44,458 --> 00:09:45,501
.غذا برات میارن

130
00:09:46,460 --> 00:09:50,423
.فقط حواست رو جمع کن که شن‌می-ساما رو عصبی نکنی

131
00:09:54,427 --> 00:09:57,471
.جنگ، ها؟ عجیب موضوع گنده‌ای

132
00:09:57,471 --> 00:09:59,515
خب، حالا باید چه کنم؟

133
00:10:00,474 --> 00:10:02,435
.اینجا طبقه سومه

134
00:10:02,435 --> 00:10:06,480
‫بیرون برف می‌باره و حتی اگه فرار کنم
.‫احتمالا تا قبل از رسیدن به دهکده بی‌هوش میشم

135
00:10:07,523 --> 00:10:11,485
یعنی داروگر قبلی هم همینطوری زندانی بوده؟

136
00:10:12,445 --> 00:10:15,448
...به نظر میاد هنگام آزمایش دوا مرده

137
00:10:17,450 --> 00:10:18,451
اوه؟

138
00:10:18,451 --> 00:10:19,452
اوه!؟

139
00:10:19,452 --> 00:10:22,496
!کوهی از گنج که داروگر قبلی به جا گذاشته

140
00:10:31,505 --> 00:10:34,467
.تقریبا فصل کشت‌و‌کار رسیده

141
00:10:35,426 --> 00:10:39,513
‫فکر کنم یه جایی شنیده بودم، جنگ‌ها زمانی
.‫اتفاق می‌افتند که کشاورزها زمان آزاد دارند

142
00:10:40,514 --> 00:10:42,516
...اگه فرض کنیم اینجا یکی از بخش‌های شمالیه

143
00:10:43,476 --> 00:10:45,478
.با کشتی از اندرونی ده روز راهه

144
00:10:45,478 --> 00:10:48,481
و بعد تا دهکده چشمه‌های آبگرم پیاده می‌ریم؛

145
00:10:48,481 --> 00:10:49,523
...و بعد سوار کلسکه می‌شیم

146
00:10:50,483 --> 00:10:53,402
...تنها منطقه‌ای که اونجا کوهستانیه

147
00:10:53,486 --> 00:10:56,530
.اگه می‌دونستم اینطور میشه بهتر مطالعه می‌کردم

148
00:10:57,490 --> 00:11:01,410
!ارباب جوان! نباید اونجا بازی کنید

149
00:11:01,452 --> 00:11:05,456
!عه! من هنوز اینجاها رو نگشتم

150
00:11:07,458 --> 00:11:10,419
پس بچه‌های دیگه‌ای جز کیوئو هستن؟

151
00:11:11,504 --> 00:11:14,465
زمانی که از دهکده من رو آورد اینجا؛

152
00:11:14,465 --> 00:11:18,469
‫وقتی کیوئو گفت می‌خواد با ما بیاد؛
.‫سویی‌ره چهره‌ای ناراحت گرفت

153
00:11:19,428 --> 00:11:21,514
.در واقع شاید می‌خواسته که اون توی دهکده بمونه

154
00:11:22,515 --> 00:11:29,522
.اگه خاندان شی شورش به پا کنن، تمام خانواده‌‌ها مقصر میشن

155
00:11:30,481 --> 00:11:34,443
.یعنی حتی زن‌ها، بچه‌ها و حتی نوزادها

156
00:11:36,487 --> 00:11:39,407
یعنی بچه‌ها از این موضوع خبر دارن؟

157
00:11:39,448 --> 00:11:42,451
یعنی بزرگترها بهشون میگن؟

158
00:11:44,537 --> 00:11:48,457
...کاش می‌تونستم این قضیه رو هم به عنوان مشکل بقیه به حساب بیارم

159
00:11:53,421 --> 00:11:55,423
.مادر می‌خندد

160
00:12:01,470 --> 00:12:03,431
.اینجا جاییه که باید بخندم

161
00:12:04,432 --> 00:12:06,475
.مادر از دست پدر عصبانیه

162
00:12:07,435 --> 00:12:09,478
.اینجا جاییه که باید عصبانی بشم

163
00:12:10,438 --> 00:12:11,522
.مادر داره کسی رو تنبیه می‌کنه

164
00:12:12,481 --> 00:12:14,483
.اینجا جاییه که باید بایستم و نگاه کنم

165
00:12:14,483 --> 00:12:15,526
.این چیزیه که من فهمیدم

166
00:12:17,403 --> 00:12:19,447
.وقتی مادر می‌خنده، بخند

167
00:12:19,447 --> 00:12:20,531
.وقتی ناراحته، ناراحت

168
00:12:21,449 --> 00:12:25,453
.‫وقتی عین به عروسک باقی بمونم، مادر عصبانی نمیشه

169
00:12:25,453 --> 00:12:27,455
.بیشتر از این زشت و پست نمیشه

170
00:12:28,414 --> 00:12:32,460
،‫درسته که تنگه و خِرم رو گرفته
.‫اما فکر می‌کنم که اشکالی نداره

171
00:12:32,460 --> 00:12:33,461
...ولی

172
00:12:35,421 --> 00:12:38,507
!چندش‌آورید، هم خودت و هم اون زن

173
00:12:38,507 --> 00:12:41,469
!هرگز نباید به دنیا می‌اومدی

174
00:12:42,428 --> 00:12:43,512
.اما اشتباه می‌کردم

175
00:12:44,472 --> 00:12:46,474
.مادر بشتر‌ و بیشتر زشت میشه

176
00:12:47,475 --> 00:12:51,479
.حتی اگه یه عروسک باقی بمونم هم نمی‌تونم جلوی مادرم رو بگیرم

177
00:12:57,443 --> 00:12:59,487
.آه، بی‌فایده‌ست

178
00:13:00,529 --> 00:13:05,493
.زمانی که پی بردم، دیگه خیلی دیر شده بود

179
00:13:11,499 --> 00:13:12,458
.هوی

180
00:13:14,418 --> 00:13:16,420
.شن‌می-ساما خبرت کرده

181
00:13:18,464 --> 00:13:20,424
.داروگر رو آوردم

182
00:13:20,466 --> 00:13:21,509
.با اجازه

183
00:13:23,511 --> 00:13:25,471
...بوی مشک

184
00:13:28,015 --> 00:13:31,018
یعنی دوای جاودانگی من آماده‌ست یا نه؟

185
00:13:31,060 --> 00:13:33,020
.کمی بیشتر زمان می‌بره

186
00:13:33,979 --> 00:13:34,980
.پس اینطور

187
00:13:37,024 --> 00:13:39,026
.رابطه‌شون اینجا رابطه ارباب و رعیتیه

188
00:13:39,985 --> 00:13:41,987
.با اینکه معمولا شبیه خواهرهای صمیمی به نظر می‌رسن

189
00:13:41,987 --> 00:13:44,949
.فردا بهتره یه نتیجه‌ای داشته باشی

190
00:13:45,991 --> 00:13:46,951
.چشم

191
00:13:49,995 --> 00:13:50,996
.برمی‌گردیم

192
00:13:52,039 --> 00:13:56,961
.فقط روزی یک بار برای گزارش دادن می‌تونم از اتاقم بیام بیرون

193
00:13:57,002 --> 00:13:59,046
...از موقعیتی که توشم خوشم نمیاد، ولی

194
00:13:59,046 --> 00:14:01,006
.از کاری که باید بکنم بدم نمیاد

195
00:14:02,007 --> 00:14:04,009
خیلی از دواهای قدیمی اینجا هست؛

196
00:14:04,009 --> 00:14:07,012
.ولی خب میشه گفت با مطب اندرونی قابل قیاسه

197
00:14:07,012 --> 00:14:09,014
.کلی هم سند و نوشته موجوده

198
00:14:09,932 --> 00:14:13,018
.داروگر قبلی حتما خیلی کارش درست بوده

199
00:14:14,019 --> 00:14:15,980
!هوی، داروگر

200
00:14:19,024 --> 00:14:21,026
چی شده، کیوئو-ساما؟

201
00:14:21,026 --> 00:14:22,486
!اوعع، چه چندش

202
00:14:22,486 --> 00:14:23,571
!آخ، آخخ، آخ! درد می‌کنه

203
00:14:23,654 --> 00:14:25,614
.آره، می‌خوام لهش کنم

204
00:14:25,990 --> 00:14:26,991
کیه؟

205
00:14:26,991 --> 00:14:29,034
.داروگر جدیده

206
00:14:29,034 --> 00:14:33,956
هی، زن دیگه‌ای تو اتاق شن‌می-ساما بود؟

207
00:14:34,039 --> 00:14:35,958
.بود

208
00:14:35,958 --> 00:14:40,045
واقعا!؟ مادر من باید اونجا باشه، سر حال بود؟

209
00:14:42,172 --> 00:14:45,175
.چون نمی‌شناسمشون نمی‌تونم با اطمینان بگم

210
00:14:45,217 --> 00:14:47,136
.که اینطور

211
00:14:47,219 --> 00:14:49,179
!کاریش نمیشه کرد

212
00:14:49,179 --> 00:14:52,141
.به نظر مادر بدجوری مشغول کاره

213
00:14:52,141 --> 00:14:55,144
.فکر کنم واقعا باید توی دهکده منتظر می‌موندم

214
00:14:55,185 --> 00:15:00,149
.شاید اون رو توی دهکده رها کرده بود تا از مادرش دور بمونه

215
00:15:00,149 --> 00:15:03,110
...یا ممکنه خود مادرش

216
00:15:04,194 --> 00:15:06,196
.خب پس، من مرخص میشم

217
00:15:09,199 --> 00:15:10,200
!آه، هوی

218
00:15:17,166 --> 00:15:18,208
!چیزی نیست

219
00:15:29,178 --> 00:15:31,221
پس اینطوره، لاهان؟

220
00:15:32,139 --> 00:15:36,185
...بله، البته که این حدس و گمانی بر اساس اعداد و ارقامه

221
00:15:37,144 --> 00:15:41,190
.دژی در منطقه شمالی به اداره شیشو در حال ساخته

222
00:15:41,190 --> 00:15:45,152
.درسته، در ابتدا اون یه دژ متروکه بود

223
00:15:45,194 --> 00:15:49,156
.هیچ سند و مدرکی در رابطه با توسعه اون ثبت نشده

224
00:15:49,156 --> 00:15:50,199
...به عبارت دیگه

225
00:15:51,158 --> 00:15:53,160
.شورش

226
00:15:53,202 --> 00:15:57,164
حتی با این وجود که خاندان شی از زمان
ملکه مادر خدمتگزار امپراتوری بودن؛

227
00:15:57,164 --> 00:16:00,125
و حتی با اینکه شیشو مورد رحمت و علاقه ملکه بودن؛

228
00:16:00,125 --> 00:16:02,169
.این موضوع غیر قابل بخششه

229
00:16:02,169 --> 00:16:04,129
چقدر پیش رفته؟

230
00:16:04,213 --> 00:16:07,216
با توجه به اینکه قیمت فلزات افزایش پیدا کرده؛

231
00:16:08,133 --> 00:16:11,178
.فکر می‌کنم زمان کافی برای تکمیل اون داشتن

232
00:16:11,178 --> 00:16:13,138
پیشنهاد اینه که فورا اقدام‌ـــ

233
00:16:13,180 --> 00:16:16,141
دقیقا داری چیکار می‌کنی؟

234
00:16:16,183 --> 00:16:18,102
لاهان؟

235
00:16:18,143 --> 00:16:20,145
...پـ- پدر

236
00:16:20,187 --> 00:16:22,147
.جناب رزم‌آرا

237
00:16:22,189 --> 00:16:26,193
.در اصل اصلاً نباید به کرار با فرد شریفی چون ایشون ملاقات کنی

238
00:16:27,152 --> 00:16:29,196
.و گرنه سوءتفاهم‌های عجیبی پیش میاد

239
00:16:32,116 --> 00:16:37,162
.حتی نمیشه به یقین گفت این فرد شریف مرده یا زن

240
00:16:37,162 --> 00:16:38,163
چی!؟

241
00:16:38,163 --> 00:16:39,123
!وای

242
00:16:39,123 --> 00:16:40,124
!آخه پدر

243
00:16:41,166 --> 00:16:42,167
.گائوشون-ساما

244
00:16:46,171 --> 00:16:48,215
.می‌فهمم می‌خواید چی بگید، جناب رزم‌آرا

245
00:16:49,174 --> 00:16:51,218
.مشکل بی‌کفایتی بنده‌ست

246
00:16:51,218 --> 00:16:53,178
.دقیقا همینطوره

247
00:16:54,179 --> 00:16:57,182
با توجه به اینکه دختر رزم‌آرا چقدر براش یکی یه دونه‌ست؛

248
00:16:57,182 --> 00:16:59,184
.همین الانش هم خیلی دندون رو جیگر گذاشته تا بیاد سراغم

249
00:17:00,185 --> 00:17:01,186
چه در مورد گذرگاه مخفی؛

250
00:17:02,187 --> 00:17:04,148
چه در مورد خواجه گمشده؛

251
00:17:05,107 --> 00:17:07,192
...چه در مورد خدمتکار ثبت‌نشده‌ای به اسم شی‌سویی

252
00:17:08,193 --> 00:17:13,115
‫در همه‌شون یک قدم عقب‌تر بودیم، و
.‫در نتیجه موفق به ربودن مائومائو شدن

253
00:17:14,158 --> 00:17:15,200
.تقصیرکار منم

254
00:17:16,160 --> 00:17:22,124
‫به خاطر وجود افرادی که راحت سرشون رو
‫میندازن میان توی اندرونی و میرن بیرون؛

255
00:17:22,124 --> 00:17:24,126
!دختر من ربوده شده

256
00:17:24,126 --> 00:17:30,132
.و بعد این فرد شریف خودش رو درگیر کاغذبازی کرده

257
00:17:30,174 --> 00:17:35,179
فکر کنم پس بشه گفت جون یه زن ارزشش رو نداره، نه؟

258
00:17:36,138 --> 00:17:38,140
.برای خالی کردن ناراحتی‌تون بهتون گوش می‌سپارم

259
00:17:38,182 --> 00:17:41,185
.اما دشمنتون من نیست، شیشو هستش

260
00:17:43,228 --> 00:17:46,190
دارم ازت می‌پرسم، حالا که تا اینجاش رو فهمیدی؛

261
00:17:46,190 --> 00:17:49,151
چرا تمرگیدی سر جات؟

262
00:17:52,196 --> 00:17:55,115
.جناب رزم‌آرا به همه چیز واقفه

263
00:17:55,199 --> 00:17:59,161
‫خوب می‌دونه که من اعتماد به نفس کافی
‫برای تکیه بر جایگاه اصلی‌ام زدن رو ندارم؛

264
00:17:59,203 --> 00:18:03,207
‫خوب می‌دونه تا اینجا فرار کردم
.‫تا فقط تو این موقعیت به فراغت برسم

265
00:18:04,208 --> 00:18:09,129
...ظاهر نصفه‌نیمه، کارهای نصفه‌نیمه

266
00:18:09,213 --> 00:18:12,174
فکر کردی اینطوری همه چیز خوب پیش میره؟

267
00:18:17,137 --> 00:18:23,185
‫فکر کردی با نقش یه خواجه نصفه‌نیمه
‫رو بازی کردن چه غلطی می‌تونی بکنی!؟

268
00:18:32,152 --> 00:18:33,195
...من

269
00:18:34,154 --> 00:18:36,198
.ببخشید

270
00:18:38,200 --> 00:18:40,160
عـ- عموجان!؟

271
00:18:47,209 --> 00:18:52,172
.فکر نمی‌کردم همچین دیدگاهی داشته باشی

272
00:18:52,172 --> 00:18:57,136
.من به خواست خودم خواجه نشدم

273
00:18:57,136 --> 00:19:00,180
نـ- نه! اینطور نیست، در مورد تو نمی‌گفتم عموجان‌ــ

274
00:19:00,180 --> 00:19:06,145
.من یه خواجه نصفه‌نیمه‌م و حتی نمی‌تونم درست راه برم

275
00:19:06,186 --> 00:19:10,190
.همین الان هم به لطف تخت روان تا اینجا اومدم

276
00:19:10,190 --> 00:19:18,157
.در این حادثه اخیر، من هم مقصرم که چهارچشمی حواسم به مائومائو نبود

277
00:19:18,157 --> 00:19:22,161
...ا- اینطور نیست، من شما رو سرزنش نمی‌کنم عموجان

278
00:19:25,164 --> 00:19:26,165
.به موقع رسیدیم

279
00:19:26,206 --> 00:19:30,210
.وقتی عصابی میشی دیگه خون جلوی چشم‌هات رو می‌گیره

280
00:19:30,210 --> 00:19:35,174
.مهمه که با در نظر گرفتن شرایط طرف مقابل عمل کنی

281
00:19:35,174 --> 00:19:38,135
.می‌دونم، عموجان

282
00:19:38,135 --> 00:19:40,179
.این حرف‌های یه کم پیش فقط یه سری بگومگو بود

283
00:19:40,179 --> 00:19:44,141
!به هیچ وجه قصد زدن همچین حرف‌هایی رو نداشتم

284
00:19:44,183 --> 00:19:47,227
...نه، من که هیچ بگومگویی نکردم

285
00:19:47,227 --> 00:19:50,189
قبل از شروع جنگ و دعوا؛

286
00:19:50,189 --> 00:19:54,193
چیزی نیست که باید مودبانه بگی؟

287
00:20:27,142 --> 00:20:29,144
اومدم تا از شما درخواست کنم؛

288
00:20:29,228 --> 00:20:34,191
!نیروهاتون رو برای غلبه بر شیشوی خائن بسیج کنید

289
00:20:43,200 --> 00:20:49,122
‫به نظر می‌رسه خاندان شی سال‌هاست که
.‫در حال تولید نسل جدیدی از فیفاهاست

290
00:20:49,164 --> 00:20:51,208
.همچنین برای سوءقصد ناکام از همین فیفا بهره برده بودن

291
00:20:52,167 --> 00:20:55,128
.همچنین موضوع فرار لولان هم در میان است

292
00:20:55,128 --> 00:20:58,131
.مدارک خیانت و شورش تکمیل شده

293
00:20:58,131 --> 00:21:00,175
.آتش فتنه رو باید در نطفه خاموش کرد

294
00:21:02,177 --> 00:21:07,099
.این... ادای احترام به جینشی خواجه نیست

295
00:21:08,141 --> 00:21:11,186
اگه قرار باشه شیشو رو به جرم خیانت به امپراتوری پایین بکشیم؛

296
00:21:19,111 --> 00:21:24,157
...و کسی که اون رو به فرمان می‌گیره، فرمانده لاکان نیست

297
00:21:25,117 --> 00:21:32,207
تا کی قصد دارید با ظاهر دروغینتون بقیه رو فریب بدید، جینشی-ساما؟

298
00:21:33,125 --> 00:21:34,167
...نه

299
00:21:34,209 --> 00:21:36,169
ولیعهد ماه؟

300
00:21:39,214 --> 00:21:44,136
.می‌دونستم یه روزی سر می‌رسه. انگار امروز همون روزه

301
00:21:52,144 --> 00:21:54,146
.انگار وقشه خودم رو آماده کنم

302
00:21:57,149 --> 00:22:02,154
امسال هم، همان جای همیشگی

303
00:22:02,195 --> 00:22:08,160
گل موردعلاقه‌ات شکوفا می‌شود

304
00:22:08,160 --> 00:22:13,165
به صف شدیم و گوش سپردیم

305
00:22:14,124 --> 00:22:19,171
دوباره صدای آن حشرات به گوش می‌رسد

306
00:22:19,171 --> 00:22:24,176
حتی صدای کوچک مرا

307
00:22:25,135 --> 00:22:29,181
خم شدی که گوش جان سپاری

308
00:22:30,140 --> 00:22:35,145
مقصد هنوز همان است که بوده

309
00:22:35,187 --> 00:22:41,193
صدایم که در هوا محو می‌شود، به کجا مقصد گزیده؟

310
00:22:41,193 --> 00:22:47,115
فقط یک نشانه ریز از توجه، فقط بذار بشنومش

311
00:22:47,157 --> 00:22:52,204
بگذار بر چهره خندانت نشانه تایید را ببینم

312
00:22:53,121 --> 00:22:58,126
بدون تو این حرف‌های من

313
00:22:58,168 --> 00:23:04,132
فقط یه سری یکه‌گویی خالیه

314
00:23:04,132 --> 00:23:09,179
اگه احساسات مخفی تو در آن روز را

315
00:23:09,179 --> 00:23:13,141
متوجه می‌شدم

316
00:23:13,183 --> 00:23:24,111
یعنی می‌تونستیم وارد دنیای جفت‌گویی بشیم؟

317
00:23:26,113 --> 00:23:36,915
قسمت بعدی

318
00:23:37,165 --> 00:23:40,127
.تایبون در چینی به معنای کاسه عقرب می‌باشد، البته منظور از عقرب هر جانور نیش‌داری است
