﻿1
00:00:02,043 --> 00:00:04,546
یکه‌گویی‌های داروگر

2
00:01:31,674 --> 00:01:34,677
.این داستان یک اثر خیالی بوده و هیچ ارتباط مستقیمی با وقایع تاریخی، نام‌ها و سازمان‌های استفاده شده ندارد

3
00:01:36,679 --> 00:01:37,680
.لولان-ساما

4
00:01:50,610 --> 00:01:56,616
‫ظاهراً دوای احیاکننده در طی آزمایش
.‫ساخت دوای جاودانگی به وجود اومده

5
00:01:57,617 --> 00:02:00,662
.در واقع سویی‌ره با همون دوا بود که به زندگی برگشت

6
00:02:01,621 --> 00:02:03,665
.داروگر قبلی، همونطور که فکر می‌کردم، کارش عالی بوده

7
00:02:05,625 --> 00:02:07,669
اما چیزی که شن‌می دنبالشه؛

8
00:02:07,669 --> 00:02:11,673
.دوای جاودانگی‌ایه که با یک بار خوردن ده سال جوان‌ترش کنه

9
00:02:16,636 --> 00:02:18,638
.شما هم چه شرایط سختی دارید

10
00:02:20,640 --> 00:02:24,686
...همچین دوایی وجود نداره، خودم خوب می‌دونم، ولی

11
00:02:26,604 --> 00:02:28,690
!من هم به عنوان یه داروگر غرور خودم رو دارم

12
00:02:51,588 --> 00:02:53,631
...روزها پشت هم فقط می‌گذرن

13
00:02:56,593 --> 00:02:57,677
!صبرکن

14
00:02:58,595 --> 00:03:01,639
!ارباب جوان! چند بار باید بگم این سمت نباید بیاید

15
00:03:01,639 --> 00:03:03,600
!ایرادی نداره که

16
00:03:05,602 --> 00:03:07,645
.دوباره قراره دعواش کنن

17
00:03:07,645 --> 00:03:10,690
.خیلی حوصله داره که هر سری برش می‌گردونن باز آدم نمیشه

18
00:03:13,651 --> 00:03:15,653
...ولی، این بو

19
00:03:15,653 --> 00:03:18,615
طبقات پایینی کارگاهی چیزی هست؟

20
00:03:18,615 --> 00:03:20,617
.مثل همونی که تو دهکده مخفی بود

21
00:03:23,661 --> 00:03:25,705
...امیدوارم حداقل منفجر نشه

22
00:03:31,586 --> 00:03:32,587
...‫خب خب

23
00:03:35,632 --> 00:03:36,633
سیم؟

24
00:03:37,592 --> 00:03:40,595
«.فرار کن، من حواس نگهبان‌ها رو پرت می‌کنم»

25
00:03:40,637 --> 00:03:43,598
نه خب، دقیقاً به کجا باید فرار کنم؟

26
00:03:46,601 --> 00:03:47,644
!هوی، ارباب جوان

27
00:03:49,646 --> 00:03:51,606
تو اون رو فرستادی!؟

28
00:03:53,650 --> 00:03:56,611
حواس نگهبان‌ها رو پرت می‌کنی، ها؟

29
00:03:58,613 --> 00:04:01,616
قسمت 45 تایبون

30
00:04:01,616 --> 00:04:03,660
چه غلطی دارید می‌کنید؟

31
00:04:04,577 --> 00:04:05,662
در مورد چی حرف می‌زنید؟

32
00:04:06,663 --> 00:04:08,581
تو مجبورش کردی؟

33
00:04:08,665 --> 00:04:10,625
یعنی در مورد چی دارید حرف می‌زنید؟

34
00:04:11,709 --> 00:04:15,588
.فکر کنم این بچه سعی داشت یه جوری نجاتم بده

35
00:04:15,672 --> 00:04:20,635
.‫حتی با اینکه یه بچه ساده‌لوح بیش نیست، اگه لو بره خیلی بد میشه

36
00:04:23,680 --> 00:04:25,682
!من فقط داشتم بازی می‌کردم

37
00:04:25,682 --> 00:04:28,643
.همچنین بررسی می‌کردم ببینم نگهبان تو کارش کوتاهی می‌کنه یا نه

38
00:04:28,643 --> 00:04:29,644
ها!؟

39
00:04:29,686 --> 00:04:31,646
حقیقت داره؟

40
00:04:33,648 --> 00:04:36,609
.‌دست از مشکوک‌بازی بردارید

41
00:04:36,651 --> 00:04:37,652
!متوجه شدم

42
00:04:37,652 --> 00:04:39,654
صبر کن، اونها واقعا‌ـــ

43
00:04:40,571 --> 00:04:43,658
بیشتر از این شلوغش نکن، می‌فهمی دیگه؟

44
00:04:45,618 --> 00:04:46,661
...متوجه‌ام

45
00:04:49,622 --> 00:04:53,626
شانس آوردیم سویی‌ره اینجا بود، حالا دیگه موضوع حل‌‌ـــ

46
00:04:53,626 --> 00:04:54,627
ها؟

47
00:04:58,339 --> 00:05:00,383
این سر و صداها واسه چیه؟

48
00:05:00,383 --> 00:05:02,385
!آه، مادر

49
00:05:08,349 --> 00:05:09,392
مادر...؟

50
00:05:10,351 --> 00:05:12,353
.موضوع مهمی نیست

51
00:05:12,353 --> 00:05:17,442
.واقعا؟ برام جالب شده که بدونم چرا داروگر بیرون اتاقشه

52
00:05:17,442 --> 00:05:22,363
.کیوئو داشته بیرون اتاق داروگر بازی می‌کرده و مزاحم نگهبان شده

53
00:05:22,405 --> 00:05:24,407
فقط برای اطمینان می‌خواستم‌ـــ

54
00:05:24,407 --> 00:05:29,370
عجب! پس شیطونی می‌کردی؟

55
00:05:29,370 --> 00:05:33,374
.خوب نیست، اینطوری تنبیه لازم داری

56
00:05:33,416 --> 00:05:38,421
شاید باید یه خرده بیشتر فشارش بدم تا حساب کار دستت بیاد، چطوره؟

57
00:05:41,382 --> 00:05:43,384
...شن‌می-ساما، اون

58
00:05:43,426 --> 00:05:44,427
چیه؟

59
00:05:46,387 --> 00:05:48,389
.کیوئو هنوز بچه‌ست

60
00:05:48,389 --> 00:05:52,352
...و چیز مهمی هم نیست

61
00:05:59,359 --> 00:06:00,401
.که اینطور

62
00:06:00,401 --> 00:06:05,448
‫پس با این اوصاف، سر یه چیز بی‌اهمیت
‫این همه سر و صدا راه انداختی؟

63
00:06:05,448 --> 00:06:07,408
!خیر! اینطور نیست

64
00:06:09,369 --> 00:06:11,412
اما مگه این تمام اتفاقی نیست که افتاده؟

65
00:06:11,412 --> 00:06:14,415
.شاید باید توی سلول آب به اعمالت فکر کنی

66
00:06:14,415 --> 00:06:16,334
!لطفا نه

67
00:06:16,334 --> 00:06:17,335
.ناعادلانه‌ست

68
00:06:17,377 --> 00:06:19,420
.دلیل براش اهمیتی نداره

69
00:06:20,380 --> 00:06:24,384
.فقط بقیه رو شکنجه میده و خودش لذت می‌بره

70
00:06:25,385 --> 00:06:26,427
.مشکل بقیه‌ست

71
00:06:26,427 --> 00:06:30,348
‫می‌تونم راحت از این ماجرا بدون
.‫توجه به کیوئو و نگهبان بکشم بیرون

72
00:06:33,434 --> 00:06:35,353
.زیادی رو مخمه

73
00:06:35,353 --> 00:06:40,066
.پس به نظر چاره‌ای نیست، باید هر دو رو تنبیه کنیم

74
00:06:40,358 --> 00:06:41,401
.پیر خرفت

75
00:06:42,402 --> 00:06:43,403
هه؟

76
00:06:47,365 --> 00:06:48,408
!دخترک بی‌ارزش

77
00:06:48,658 --> 00:06:51,619
.واقعاً که احمقم

78
00:06:55,623 --> 00:06:57,625
.من ازش خواستم

79
00:06:57,625 --> 00:06:58,626
ها؟

80
00:07:00,670 --> 00:07:05,675
.من از اون بچه خواستم که کمکم کنه تا از این دژ فرار کنم

81
00:07:05,675 --> 00:07:06,634
هه؟

82
00:07:06,634 --> 00:07:07,635
!حرومی

83
00:07:09,679 --> 00:07:12,598
.این داروگر جدید به نظر آدم نمیشه

84
00:07:12,598 --> 00:07:14,642
.بیاید کمک کنیم کمی به اعمالش فکر کنه

85
00:07:15,601 --> 00:07:16,686
!بندازش تو سلول آب

86
00:07:17,687 --> 00:07:20,606
آب تو این هوای سرد؟

87
00:07:20,606 --> 00:07:22,650
.واقعا که باید عین بچه آدم می‌موندم سر جام

88
00:07:22,650 --> 00:07:26,612
.خب اینطوری... دوباره داروگر نداریم

89
00:07:26,696 --> 00:07:32,618
‫ای‌بابا، سویی‌ره؟ حس کردم چیزی شنیدم، یعنی خیال کردم؟

90
00:07:32,618 --> 00:07:33,661
شن‌می-ساما‌ـــ

91
00:07:34,579 --> 00:07:35,663
.سر خود از جات جم نخور

92
00:07:37,582 --> 00:07:38,666
.متاسفم

93
00:07:39,667 --> 00:07:40,668
ولی‌ــ

94
00:07:48,301 --> 00:07:54,307
‫مهم نیست چقدر خونت اصلی باشه، وقتی
.‫یه بار با خون آلوده بشه دیگه تمومه

95
00:07:57,310 --> 00:08:01,314
.احتمالا سویی‌ره هم به روش خودش احساس مسئولیت می‌کنه

96
00:08:02,273 --> 00:08:05,318
.هیچ نمی‌خواستم تو رو تا اینجا بکشونم

97
00:08:06,360 --> 00:08:08,321
.یه احمق دیگه هم اینجا داریم

98
00:08:09,322 --> 00:08:14,285
.مادر، می‌خوام از اون چیز استفاده کنم

99
00:08:16,245 --> 00:08:19,248
.آه، منظورت تایبونه

100
00:08:21,250 --> 00:08:25,338
.تایبون؟ چی هست؟ حس می‌کنم قبلا اسمش به گوشم خورده

101
00:08:26,297 --> 00:08:27,340
.ایده عالی‌ایه

102
00:08:27,340 --> 00:08:31,344
.من یه بار استفاده کردم و معجزه کرد

103
00:08:37,266 --> 00:08:38,267
قضیه چیه؟

104
00:08:39,268 --> 00:08:41,312
.داروگر رو بردار و بیار

105
00:08:54,283 --> 00:08:55,284
.اینجاست

106
00:09:01,332 --> 00:09:04,293
این اتاق دیگه چیه؟

107
00:09:06,254 --> 00:09:07,338
.بد برداشت نکنی ها

108
00:09:08,297 --> 00:09:12,301
.تو بهم کمک کردی ولی این دستور شن‌می-ساماست

109
00:09:22,353 --> 00:09:24,272
.تایبون

110
00:09:24,313 --> 00:09:27,275
.درسته، به یاد آوردم

111
00:09:31,362 --> 00:09:35,283
‫این یه روش اعدامه که توسط یه امپراتور
.‫دیوونه تو دوران باستان استفاده می‌شد

112
00:09:36,284 --> 00:09:39,287
مجرم رو توی یه سلول حبس می‌کنن؛

113
00:09:40,246 --> 00:09:41,289
...و داخلش

114
00:09:44,250 --> 00:09:47,295
.جای تعجب نیست که سویی‌ره از مارها می‌ترسه

115
00:09:53,342 --> 00:09:59,265
!چه دوست‌داشتنی

116
00:10:04,270 --> 00:10:06,314
چرا آخه من؟

117
00:10:07,315 --> 00:10:10,318
چه خبره؟ بوی چیه؟

118
00:10:11,277 --> 00:10:12,320
...به نظر بوی یه چیز خوشمزه‌ست

119
00:10:18,326 --> 00:10:19,327
همم؟

120
00:10:21,329 --> 00:10:23,247
چیکار داری می‌کنی؟

121
00:10:26,250 --> 00:10:28,252
نمک تو بند و بساطت هست؟

122
00:10:28,252 --> 00:10:29,337
!معلومه نیست

123
00:10:29,337 --> 00:10:31,297
...وایسا ببینم تو... اون

124
00:10:31,297 --> 00:10:32,298
.ماره

125
00:10:34,300 --> 00:10:38,304
.فقط بیا تظاهر کنیم ماهیه

126
00:10:38,304 --> 00:10:40,306
...ولی چطور

127
00:10:41,307 --> 00:10:44,352
.با سنجاق سر تیکه تیکه‌ش کردم و با مشعل پختمش

128
00:10:44,352 --> 00:10:47,271
.واقعا این همه سر حال بودن جای تعجبه

129
00:10:47,271 --> 00:10:50,316
.مارها و حشرات به خاطر خواب زمستونی آهسته حرکت می‌کنن

130
00:10:51,275 --> 00:10:54,320
محض احتیاط اول کار اونهایی که سمی بودن رو ساختم؛

131
00:10:54,320 --> 00:10:58,282
.و گیاه‌هایی که داشتم رو خاکستر کردم تا به عنوان دافع حشرات عمل کنه

132
00:10:58,282 --> 00:11:00,284
یعنی اصلا لازم بود من بیام؟

133
00:11:01,327 --> 00:11:04,288
خب، برای چی تشریف آوردید؟

134
00:11:05,247 --> 00:11:07,291
.سویی‌ره-سان و اون بچه ازم خواستن

135
00:11:08,250 --> 00:11:10,294
.خواستن بهت کمک کنم

136
00:11:10,336 --> 00:11:14,340
.اون بچه حتی جواهر یشمش رو بهم پیشنهاد کرد

137
00:11:15,299 --> 00:11:19,303
.به لطف تو بود که ما تنبیه نشدیم

138
00:11:20,304 --> 00:11:21,305
...اون دوتا

139
00:11:22,348 --> 00:11:25,309
.دیگه نمی‌تونم اینجا کار کنم

140
00:11:25,309 --> 00:11:27,311
.از بیرون رد دود بلند شده

141
00:11:28,270 --> 00:11:31,273
.نشونه اینه که نیرویی سرکوبگر داره از پایتخت میاد

142
00:11:31,315 --> 00:11:33,275
.توی دژ غوغا شده

143
00:11:33,359 --> 00:11:36,278
...همم، این بو

144
00:11:36,320 --> 00:11:38,280
.من هم دیگه میرم

145
00:11:38,322 --> 00:11:42,284
‫اگه تو هم می‌خوای فرار کنی، از
.‫پله‌های اون سمت استفاده نکن

146
00:11:42,326 --> 00:11:44,370
.شنیدم دارن تو زیرزمین باروت درست می‌کنن

147
00:11:44,370 --> 00:11:46,247
باروت؟

148
00:11:46,288 --> 00:11:49,333
‫اینجا کلی آدم هست و اگه منفجر بشه
‫همه‌مون توش گیر می‌افتیم‌ـــ

149
00:11:49,333 --> 00:11:53,295
ممنونم، پله‌های اون سمت، درسته؟

150
00:11:53,295 --> 00:11:56,298
!هوی، بهت هشدار دادم ها

151
00:12:15,276 --> 00:12:17,319
.پس این علت اون بو بود

152
00:12:18,279 --> 00:12:21,282
...مطمئنا که دارن باروت درست می‌کنن، ولی

153
00:12:22,283 --> 00:12:25,327
.این دود... با این وضع که به زودی مسموم میشن

154
00:12:26,287 --> 00:12:29,331
...به علاوه، استفاده از آتیش اون هم کنار باروت

155
00:12:31,250 --> 00:12:32,251
!وضع خرابه

156
00:12:34,295 --> 00:12:35,254
...اون

157
00:12:39,300 --> 00:12:41,260
!همین الان اینجا رو ترک کنید

158
00:12:42,303 --> 00:12:44,263
...بانو... چرا

159
00:12:44,305 --> 00:12:47,308
.نیروهای سرکوبگر به زودی به اینجا می‌رسن

160
00:12:47,308 --> 00:12:50,269
.این دژ تبدیل به میدون جنگ میشه و سقوط می‌کنه

161
00:12:50,269 --> 00:12:51,312
!قبل از این اتفاق فرار کنید

162
00:12:54,315 --> 00:12:55,316
!!نقره‌ست

163
00:13:05,326 --> 00:13:07,328
با- بانوی من؟

164
00:13:07,328 --> 00:13:08,329
.تو هم دست بجنبون

165
00:13:13,292 --> 00:13:14,293
!تو فرار موفق باشی

166
00:13:16,253 --> 00:13:17,338
!فرار کنید

167
00:13:21,342 --> 00:13:23,302
جدی جدیه!؟

168
00:13:44,323 --> 00:13:45,282
!بد شد

169
00:13:47,326 --> 00:13:48,327
...لولان

170
00:13:54,333 --> 00:13:55,334
!لولان

171
00:13:56,335 --> 00:14:00,256
عه!؟ مائومائو، چرا اینجایی؟

172
00:14:00,297 --> 00:14:02,258
.منم همین رو می‌خوام بپرسم

173
00:14:02,341 --> 00:14:04,301
صدمه ندیدی؟

174
00:14:04,301 --> 00:14:08,264
.حس می‌کردم تو با تایبون مشکلی نداشته باشی، مائومائو

175
00:14:08,305 --> 00:14:09,348
.می‌دونستم

176
00:14:11,308 --> 00:14:13,269
.هوم، خوشمزه بود

177
00:14:15,271 --> 00:14:17,273
.اصلا نمی‌فهممت

178
00:14:17,314 --> 00:14:20,317
.علاقه‌ای نداره این رو از کسی بشنوم که حشره می‌خوره

179
00:14:24,280 --> 00:14:25,322
.باید از دژ بزنیم بیرون

180
00:14:26,282 --> 00:14:29,243
.نیروهای سرکوبگر به زودی می‌رسن، باید زودتر بریم

181
00:14:34,331 --> 00:14:35,332
.من نمیام

182
00:14:37,293 --> 00:14:39,253
.هنوز کارهایی هست که باید انجام بدم

183
00:14:52,266 --> 00:14:55,352
.با من میای؟ الان باید فرار کنی

184
00:14:56,270 --> 00:14:57,354
.فهمیدم احمقم

185
00:14:58,272 --> 00:15:00,316
.اگه مادر بو ببره، ترسناکه ها

186
00:15:00,316 --> 00:15:03,277
.شلاق تازه خوبشه ها

187
00:15:03,319 --> 00:15:07,281
.به نظر می‌اومد به تو اهمیت میده، لولان

188
00:15:11,327 --> 00:15:16,290
.مادر حتی چهره من رو هم به یاد نداره

189
00:15:17,291 --> 00:15:22,296
،‫وقتی به سنی رسیدم که این موضوع رو بفهمم
.‫پودر صورت و سرخاب رو صورتم جا انداخته بود

190
00:15:23,297 --> 00:15:26,300
.برای مادر، لولان فقط یه عروسکه

191
00:15:27,301 --> 00:15:31,305
.یه عروسک بامزه که هر کاری بهش بگی انجام میده

192
00:15:32,264 --> 00:15:33,265
...پس

193
00:15:34,308 --> 00:15:36,310
!اونه-ساما

194
00:15:36,310 --> 00:15:38,270
دوباره اینجایی؟

195
00:15:38,270 --> 00:15:41,273
!من هم کمک می‌کنم! همراه نه-ساما

196
00:15:41,315 --> 00:15:43,317
چرا دست دست می‌کنی؟

197
00:15:45,319 --> 00:15:46,320
مادر‌ـــ

198
00:15:49,281 --> 00:15:51,241
!زودتر چایی من رو بیار

199
00:15:52,326 --> 00:15:56,330
مادر متوجه اینکه منم که لباس کنیز به تن کردم نشد؛

200
00:15:56,330 --> 00:15:58,332
.و با بادبزن من رو زد

201
00:15:59,249 --> 00:16:03,295
.وقتی لباس یه کنیز رو می‌پوشیدم، فقط یه کنیز بودم نه بیشتر

202
00:16:04,254 --> 00:16:06,340
.با این حال اصرار داشتی که بری پیش سویی‌ره

203
00:16:07,299 --> 00:16:10,260
.آخه... دوست داشتم با اون رابطه خوبی داشته باشم

204
00:16:12,262 --> 00:16:16,266
.مادر همیشه اون رو اذیت می‌کرد

205
00:16:16,308 --> 00:16:21,313
‫مطمئنم مادر نه-ساما از اذیت
.‫و آزارهای مادرم بود که مرد

206
00:16:23,357 --> 00:16:26,318
زمانی که پدر نه-ساما رو به خونه آورد؛

207
00:16:27,277 --> 00:16:30,364
.مادرم نیمه دیوونه شده بود و موهاش رو از روی خشم می‌کند

208
00:16:31,323 --> 00:16:34,326
«هم دخترت و هم مادرش رو؟ من رو مسخره کردی؟»

209
00:16:34,326 --> 00:16:37,329
«!دخترکت از روی سرگرمی خلاف می‌کنه

210
00:16:39,331 --> 00:16:41,291
.فکر می‌کردم این خود جهنمه

211
00:16:42,292 --> 00:16:43,335
...مادر و دختر

212
00:16:45,254 --> 00:16:49,299
وقتی بعد از گذشت مدتی، دوباره به عنوان هدیه بازگشت؛

213
00:16:49,341 --> 00:16:53,262
.من و مادرم همراه پدرم بودیم

214
00:16:53,262 --> 00:16:59,268
‫مهم نیست چقدر خونت اصلی باشه، وقتی
.‫یه بار با خون آلوده بشه دیگه تمومه

215
00:17:00,310 --> 00:17:02,312
یعنی ممکنه که سویی‌ره...!؟

216
00:17:03,313 --> 00:17:08,277
شایعات رو نشنیدی؟ اولین قربانی امپراتور قبلی؟

217
00:17:08,360 --> 00:17:11,280
داستان زنی که دختری برای امپراتور به دنیا آورد؛

218
00:17:11,280 --> 00:17:13,282
و بعد دختر رو ازش جدا کردن؟

219
00:17:13,365 --> 00:17:16,285
...اگه اشتباه نکنم سال پیش فوت کرد

220
00:17:16,326 --> 00:17:19,329
.آره، اون شخص مادربزرگ نه-ساماست

221
00:17:20,289 --> 00:17:21,331
.اسمش تایهو بود

222
00:17:22,291 --> 00:17:25,335
.از زمانی که مادرم در اندرونی بود اون کنیزش بود

223
00:17:27,296 --> 00:17:28,297
.می‌دونستم

224
00:17:29,298 --> 00:17:34,261
.و دختر تایهو که همراه طبیب تبعید شد

225
00:17:34,303 --> 00:17:36,263
.مادر نه-ساماست

226
00:17:38,265 --> 00:17:42,269
خون امپراتوری تو رگ‌های سویی‌ره در جریانه...؟

227
00:17:43,312 --> 00:17:46,273
.شنیدم عاشق داستان‌های ترسناک بوده

228
00:17:47,274 --> 00:17:49,359
.البته نزدیک بود به خاطر یکی از همون‌ها خفه بشم

229
00:17:49,359 --> 00:17:52,321
.احتمالا اون هم کار مادربزرگش بوده باشه

230
00:17:56,241 --> 00:17:58,285
.به هر حال منم دختر مادرمم

231
00:17:58,327 --> 00:18:00,329
.فکر کنم به شدت ازم تنفر داشته

232
00:18:01,330 --> 00:18:04,291
.در حدی که حتی اگه روح هم می‌شد برای کشتنم برمی‌گشت

233
00:18:04,333 --> 00:18:07,336
.معلوم نیست روح وجود داره یا نه

234
00:18:08,295 --> 00:18:10,255
.قشنگ مناسب خودته، مائومائو

235
00:18:13,342 --> 00:18:18,305
.مادر با پدر ازدواج کرد و اینطوری لولان متولد شد

236
00:18:19,306 --> 00:18:22,267
.فقط برای گرفتن انتقام مادر

237
00:18:23,310 --> 00:18:26,271
.خون نیاکان غربی در رگ‌های پدر جاریه

238
00:18:26,313 --> 00:18:29,274
.همون نیاکان نسل ملکه مادر

239
00:18:30,317 --> 00:18:34,238
...به همین خاطره که بینایی لولان هم

240
00:18:38,242 --> 00:18:43,288
«.تو باید ملکه مادر جدید بشی»
.این چیزیه که مادر همیشه بهم می‌گفت

241
00:18:44,331 --> 00:18:45,332
...هی

242
00:18:47,292 --> 00:18:50,295
لولان؟ شی‌سویی؟

243
00:18:51,296 --> 00:18:54,258
.نمی‌دونم درسته که به چه اسمی صداش کنم

244
00:19:01,348 --> 00:19:02,307
.ولی

245
00:19:04,309 --> 00:19:05,310
.شی‌سویی

246
00:19:15,237 --> 00:19:16,280
چیه؟

247
00:19:18,365 --> 00:19:23,328
‫وقتی دوای سقط جنین تو اندرونی
‫پخش شد، تو هم داشتی شی‌سویی؟

248
00:19:24,288 --> 00:19:26,248
برای استفاده خودت؟

249
00:19:27,291 --> 00:19:33,297
‫داستان ترسناکی که اون موقع تعریف کردی در
...‫مورد همسر جیرجیرکی که شوهرش رو می‌خوره

250
00:19:34,298 --> 00:19:36,341
اون در مورد خودت بود؟

251
00:19:37,342 --> 00:19:41,305
‫خودش رو به حشره‌ای تشبیه می‌کنه که در
‫بند قفس اندرونی بچه‌ای به دنیا میاره؛

252
00:19:42,264 --> 00:19:44,349
.و امپراتور رو می‌بلعه

253
00:19:45,350 --> 00:19:49,313
...اما شی‌سویی از این اتفاق ترس داشت

254
00:19:50,314 --> 00:19:52,274
...فانوس چینی

255
00:19:52,357 --> 00:19:53,358
.می‌دونم

256
00:19:55,277 --> 00:19:57,321
.واقعا که زیرکی مائومائو

257
00:19:59,323 --> 00:20:01,325
.ارزشش رو داشت که آوردمت

258
00:20:07,289 --> 00:20:09,291
از دست تو، چه بدخوابه‌ــ

259
00:20:19,301 --> 00:20:21,345
.نفس نمی‌کشه

260
00:20:22,262 --> 00:20:23,305
یعنی چی‌ـــ

261
00:20:28,310 --> 00:20:31,313
تو بهش سم دادی!؟

262
00:20:47,246 --> 00:20:48,247
.دواست

263
00:20:52,251 --> 00:20:57,256
.بعد کارهای غیر معقولی که کردیم، همه رو می‌کشن

264
00:20:57,256 --> 00:20:58,340
کاملا مشخصه، نه؟

265
00:21:01,301 --> 00:21:03,345
.با آبمیوه شیرین مخلوطش کردم

266
00:21:04,346 --> 00:21:07,266
...بعد از اینکه یه طومار تصویری رو با هم تماشا کردیم

267
00:21:08,308 --> 00:21:11,353
.بعضی از بچه‌ها نق می‌زدن که می‌خوان نزدیک مادرشون بخوابن

268
00:21:12,312 --> 00:21:14,273
.اما نمی‌شد این کار رو کنم

269
00:21:14,314 --> 00:21:16,233
.مادر اونها خیلی به مادر من نزدیک بودن

270
00:21:18,902 --> 00:21:23,991
.کیوئو دیر کرده بود چون سعی داشت مائومائو رو نجات بده

271
00:21:26,868 --> 00:21:28,954
.فکر کنم این بچه فهمیده بود

272
00:21:37,921 --> 00:21:40,924
...لبش رو گاز گرفت، اما

273
00:21:41,925 --> 00:21:43,927
.یه نفس همه‌ش رو سر کشید

274
00:21:52,894 --> 00:21:54,896
چرا من رو آوردی اینجا؟

275
00:22:05,907 --> 00:22:10,912
امسال هم، همان جای همیشگی

276
00:22:10,954 --> 00:22:16,918
گل موردعلاقه‌ات شکوفا می‌شود

277
00:22:16,918 --> 00:22:21,923
به صف شدیم و گوش سپردیم

278
00:22:22,883 --> 00:22:27,929
دوباره صدای آن حشرات به گوش می‌رسد

279
00:22:27,929 --> 00:22:32,934
حتی صدای کوچک مرا

280
00:22:33,894 --> 00:22:37,939
خم شدی که گوش جان سپاری

281
00:22:38,899 --> 00:22:43,904
مقصد هنوز همان است که بوده

282
00:22:43,945 --> 00:22:49,951
صدایم که در هوا محو می‌شود، به کجا مقصد گزیده؟

283
00:22:49,951 --> 00:22:55,874
فقط یک نشانه ریز از توجه، فقط بذار بشنومش

284
00:22:55,916 --> 00:23:00,962
بگذار بر چهره خندانت نشانه تایید را ببینم

285
00:23:01,880 --> 00:23:06,885
بدون تو این حرف‌های من

286
00:23:06,927 --> 00:23:12,891
فقط یه سری یکه‌گویی خالیه

287
00:23:12,891 --> 00:23:17,938
اگه احساسات مخفی تو در آن روز را

288
00:23:17,938 --> 00:23:21,900
متوجه می‌شدم

289
00:23:21,942 --> 00:23:32,869
یعنی می‌تونستیم وارد دنیای جفت‌گویی بشیم؟

290
00:23:34,871 --> 00:23:44,673
قسمت بعدی

291
00:23:44,756 --> 00:23:45,715
«قسمت بعدی: «کینگون

292
00:23:45,966 --> 00:23:49,886
قسمت 46 کینگون
