﻿1
00:01:29,798 --> 00:01:30,840
یکه‌گویی‌های داروگر

2
00:01:32,842 --> 00:01:35,845
.قصد نداشتم بذارم مائومائو با مادر آشنا بشه

3
00:01:36,846 --> 00:01:39,849
.چاره‌ای نداشتم غیر از اینکه به عنوان داروگر جدید موضوع رو لاپوشانی کنم

4
00:01:40,850 --> 00:01:45,814
پدرم میگه که مادرم قبلاًها اینطوری نبود؛

5
00:01:46,815 --> 00:01:47,816
یعنی چرا؟

6
00:01:48,817 --> 00:01:52,028
.از زمانی که به دنیا اومدم اون همچین زنی بود

7
00:01:52,821 --> 00:01:55,907
.پدر چیزی نمیگه، نمی‌تونه بگه

8
00:01:55,907 --> 00:01:57,826
.توان مقاومتی نداشت

9
00:01:57,826 --> 00:02:01,162
.تمام مدت فقط منتظر می‌مونه تا مادرم ببخشدش

10
00:02:03,206 --> 00:02:06,209
...وقتی بچه رو به دنیا میاره شوهر رو فدا می‌کنه

11
00:02:06,251 --> 00:02:08,211
.دقیقا عین یه حشره

12
00:02:08,211 --> 00:02:10,255
.نه، حشره حتی خیلی بهتره

13
00:02:11,256 --> 00:02:14,217
.اونها این کار رو می‌کنن تا به فرزندانشون زندگی ببخشن

14
00:02:16,177 --> 00:02:18,221
.من نمی‌خوام مثل مادرم باشم

15
00:02:19,264 --> 00:02:25,186
.شی‌سویی حتی برای اینکه یه وقت مادر نشه، دوای سقط جنین مصرف می‌کرد

16
00:02:25,228 --> 00:02:31,234
.شی‌سویی یه مادر داره اما به هیچ وجه نمی‌خواد عین شن‌می بشه

17
00:02:31,234 --> 00:02:33,194
...احتمالا همین باید دلیل اصلی باشه

18
00:02:33,278 --> 00:02:37,198
.یه خرده در موردت تحقیق کردم، مائومائو

19
00:02:37,240 --> 00:02:41,202
.بابت یه مقام عالی‌رتبه‌ست و توسط یه طبیب سابق بزرگ شدی

20
00:02:41,244 --> 00:02:43,246
.شبیه نه-ساما

21
00:02:43,246 --> 00:02:48,168
.من بابا مامان ندارم، فقط یه پدرم هستش

22
00:02:48,251 --> 00:02:51,171
.نه-ساما هم یه همچین چیزی گفت

23
00:02:52,172 --> 00:02:54,257
.درسته، همینطوره

24
00:02:54,257 --> 00:02:58,178
.احتمالا حتی نه-ساما هم واقعا نه-سامام نباشه

25
00:02:59,220 --> 00:03:01,181
.پدرم عین یه راکون می‌مونه

26
00:03:01,222 --> 00:03:04,267
‫تعجب نمی‌کنم اگه به خاطر خون امپراتوری
.‫توی رگ‌های نه-ساما اون رو نگه داشته باشه

27
00:03:04,267 --> 00:03:07,187
.احتمالا خودش نقشه‌ای چیزی تو سرش داره

28
00:03:07,228 --> 00:03:12,233
.پس... نه-ساما هیچ ارتباطی با خاندان شی نداره

29
00:03:13,193 --> 00:03:14,194
.دروغگو

30
00:03:15,236 --> 00:03:18,198
.وقتی همچین قیافه‌ای می‌گیری خیلی شبیه‌ش میشی

31
00:03:18,239 --> 00:03:21,242
.شی‌سویی واقعا عاشق خواهرش سویی‌ره‌ست

32
00:03:22,202 --> 00:03:24,204
واسه همین، تو همچین شرایطی؛

33
00:03:24,204 --> 00:03:26,206
.ادعا می‌کنه که هیچ ارتباطی با این درگیری نداره

34
00:03:27,165 --> 00:03:29,250
.اما این برهان‌ها جواب نمیده

35
00:03:29,250 --> 00:03:33,213
.سویی‌ره تا همین الان توی خیلی از اتفاقات دخیل بوده

36
00:03:39,219 --> 00:03:40,261
...هی، مائومائو

37
00:03:42,263 --> 00:03:44,265
اگه این بچه‌ها حشره بودن؛

38
00:03:45,225 --> 00:03:47,227
می‌تونستن از زمستون جون سالم به در ببرن، نه؟

39
00:03:47,227 --> 00:03:49,229
اگه حشره بودن...؟

40
00:03:50,188 --> 00:03:54,234
.‫حشرات زمستان را زنده رد نمی‌کنند، فقط، نوزادهاشون رو به جا می‌گذارند

41
00:03:55,276 --> 00:03:57,237
پس اینطوره؟

42
00:03:57,237 --> 00:04:00,240
برای همینه که من رو تا اینجا آورده؟

43
00:04:01,199 --> 00:04:02,242
...شی‌سویی

44
00:04:03,201 --> 00:04:07,163
.شی‌سویی دیگه برنمی‌گرده

45
00:04:09,249 --> 00:04:11,209
...شی‌سویی

46
00:04:14,212 --> 00:04:16,214
.فقط کافیه فرار کنی

47
00:04:17,173 --> 00:04:21,219
.باید همه چیز رو رها کنی و همراه سویی‌ره فرار کنی

48
00:04:22,178 --> 00:04:27,267
.سیاست، پدر و مادر، خانواده، همه چیز و همه چیز رو رها کنی

49
00:04:29,185 --> 00:04:33,273
‫من خودم به کسی جز خودم اهمیت
.‫نمیدم، مهمترین چیز برای خودم خودمم

50
00:04:34,232 --> 00:04:38,194
.از وقتی اومدم اینجا چه چیزها که پشت سر نذاشتم

51
00:04:39,237 --> 00:04:40,280
..ولی، با این حال

52
00:04:47,287 --> 00:04:52,208
چرا... نمی‌تونم جلوی دراز کردن دستم رو بگیرم؟

53
00:04:55,211 --> 00:04:56,170
!جلوم رو نگیر

54
00:04:58,172 --> 00:05:02,176
.من نقش خودم رو دارم

55
00:05:02,218 --> 00:05:03,219
الان دیگه فایده‌ای داره؟

56
00:05:04,220 --> 00:05:06,222
.من آدم لجبازی‌ام

57
00:05:06,264 --> 00:05:09,183
.فقط کافیه بندازیش بره

58
00:05:13,271 --> 00:05:15,189
...هی، مائومائو

59
00:05:15,231 --> 00:05:19,235
مائومائو، اگه یه سم ناشناخته جلوت بذارن؛

60
00:05:19,235 --> 00:05:22,196
و بگن فقط یک فرصت برای نوشیدنش داری؛

61
00:05:22,196 --> 00:05:23,197
چیکار می‌کنی؟

62
00:05:23,197 --> 00:05:24,198
.سر می‌کشیدم

63
00:05:25,199 --> 00:05:26,200
دیدی؟

64
00:05:30,204 --> 00:05:31,205
...داره میره

65
00:05:33,249 --> 00:05:36,252
!نمی‌دونم باید چی بگم

66
00:05:40,256 --> 00:05:41,257
!شی‌سویی

67
00:05:42,258 --> 00:05:45,261
.حداقل بذار با خوش‌یمنی بری

68
00:05:47,263 --> 00:05:49,182
خوش‌یمنی؟

69
00:05:50,224 --> 00:05:52,226
.اصلاً مائومائوطور نیست

70
00:05:52,268 --> 00:05:55,229
..بعضی وقت‌ها ایرادی نداره، بعضی وقت‌ها

71
00:05:57,190 --> 00:06:00,193
.یه روزی بهم برش گردون چون هدیه‌ست

72
00:06:00,193 --> 00:06:03,196
.چیز غیرممکن نخواه، می‌فروشمش

73
00:06:03,196 --> 00:06:05,198
.پس اشکالی نداره

74
00:06:10,244 --> 00:06:12,246
روی یقه‌م می‌زنی نه روی موهام؟

75
00:06:12,246 --> 00:06:15,249
.اگه بیشتر از این روی موهات چیزمیز بزنی زیادی پر زرق و برق میشه

76
00:06:18,211 --> 00:06:21,172
.صورت و موهات پر دوده شده

77
00:06:22,256 --> 00:06:25,259
.راست میگی، شبیه راکون شدم

78
00:06:26,219 --> 00:06:28,262
.ممنون، مائومائو

79
00:06:37,271 --> 00:06:39,232
.از این به بعد با تو

80
00:06:48,199 --> 00:06:50,284
از این به بعد با تو» ها؟»

81
00:06:59,168 --> 00:07:01,087
.در همین حین، کمی در زمان به عقب برگردیم

82
00:07:01,212 --> 00:07:04,006
قسمت 46 کینگون

83
00:07:04,215 --> 00:07:07,176
!در حال حاضر وقت طلاست

84
00:07:07,176 --> 00:07:12,181
‫اگه یه خرده دیگه دیر می‌کردی خودم با
!‫دست‌های خودم می‌اومد می‌کشیدمت بیرون

85
00:07:12,181 --> 00:07:16,227
‫پدرجان، احیاناً اگه کسی روی یکی از
‫اعضای خاندان امپراتوری دست بلند کنه؛

86
00:07:16,227 --> 00:07:19,230
فقط خود اون فرد مسئول هستش دیگه؟

87
00:07:21,232 --> 00:07:22,233
.لاهان

88
00:07:23,151 --> 00:07:24,193
چه فرمایشی دارید؟

89
00:07:24,235 --> 00:07:29,198
متوجه شده بودی که من و جینشی یک فرد هستیم؟

90
00:07:29,240 --> 00:07:34,245
...بله، قد، وزن، صورت و دور کمر

91
00:07:34,245 --> 00:07:38,207
.افراد زیادی با این مشخصات یکسان پیدا نمیشه

92
00:07:38,249 --> 00:07:42,253
‫باید زیبایی رو هم قید کنم، واقعا مایه
.‫تاسفه که به عنوان یک زن به دنیا نیومدید

93
00:07:43,212 --> 00:07:47,216
.خیلی خب، بذارید استراتژی حمله به دژ رو براتون توضیح بدم

94
00:07:48,176 --> 00:07:50,261
.این محوطه منطقه جنگلی غنی‌ای داره

95
00:07:50,261 --> 00:07:54,182
.و نسل‌هاست که توسط خاندان شی محافظت میشه

96
00:07:54,223 --> 00:07:59,228
‫طبق تحقیقات ما، به نظر می‌رسه که رشته‌ای
.‫طبیعی از فلزات در سمت شیشو قرار داره

97
00:08:00,229 --> 00:08:05,234
‫علاوه بر این، در همین اطراف چشمه‌های آبگرم فراوانی
.‫وجود داره که به دست آوردن گوگرد رو ساده می‌کنه

98
00:08:06,235 --> 00:08:09,280
.شوره: پتاسیم نیترات که به صورت طبیعی به شکل گردی سفید در دیواره‌های غارها یافت می‌شود و در ساخت باروت استفاده دارد

99
00:08:10,198 --> 00:08:14,243
.گوگرد و شوره... با این دو تا میشه باروت ساخت

100
00:08:15,203 --> 00:08:19,248
.به احتمال زیاد شیشو در حال آماده کردن سلاح‌های گرم برای جنگ بوده

101
00:08:20,249 --> 00:08:23,252
.اون برای جنگ‌های دفاعی مناسب نیست

102
00:08:23,252 --> 00:08:27,215
...اگه می‌خوای دشمن رو از دیوارهای دژ دور کنی

103
00:08:28,216 --> 00:08:29,217
توپ جنگی؟

104
00:08:32,220 --> 00:08:37,183
.قبل از نزدیک شدن به دژ تلفات سنگینی خواهیم داشت

105
00:08:37,183 --> 00:08:38,226
.مشکل‌سازه

106
00:08:38,267 --> 00:08:40,186
البته؛

107
00:08:40,186 --> 00:08:43,231
‫از نظر تئوری، میشه بدون اینکه اجازه استفاده
.‫ازتوپ‌ها رو بدیم بهشون تسلط پیدا کنیم

108
00:08:44,190 --> 00:08:46,192
.کله‌چرتکه‌ای همچین چیزی گفت

109
00:08:46,234 --> 00:08:47,235
چیکار باید کنیم؟

110
00:08:48,194 --> 00:08:52,240
‫اول از همه انبار باروت رو منفجر
.‫می‌کنیم تا توپ‌ها غیر قابل استفاده بشن

111
00:08:53,199 --> 00:08:56,202
...این روش یه خرده عجیبه، ولی

112
00:08:57,245 --> 00:08:58,246
.که اینطور

113
00:08:59,205 --> 00:09:01,249
.این روش به شدت بهینه‌ای هستش

114
00:09:01,249 --> 00:09:02,250
...اما

115
00:09:03,209 --> 00:09:04,252
.یه مشکلی وجود داره

116
00:09:04,252 --> 00:09:06,212
مشکل چیه؟

117
00:09:07,213 --> 00:09:10,174
ارتش گینگون بخواد حمله غافلگیرانه انجام بده...؟

118
00:09:10,258 --> 00:09:12,176
.کینگون

119
00:09:12,218 --> 00:09:14,220
.ارتشی که مستقیماً تحت فرمان امپراتوره

120
00:09:14,220 --> 00:09:18,266
.ما باید با روشی شایسته و با وقار کنترل اوضاع رو به دست بگیریم

121
00:09:22,270 --> 00:09:24,230
.با روش رزم‌آرا موافقم

122
00:09:25,189 --> 00:09:27,191
.تا جای ممکن می‌خوام که آسیب به حداقل برسه

123
00:09:27,233 --> 00:09:28,276
.متوجه شدم

124
00:09:29,193 --> 00:09:30,236
.خب پس، لاهان

125
00:09:30,236 --> 00:09:31,195
.بله

126
00:09:33,239 --> 00:09:37,285
.از این پس، باید نحوه برخوردتون با اون دختر رو تغییر بدید

127
00:09:38,244 --> 00:09:40,162
.خودم می‌دونم

128
00:09:42,248 --> 00:09:45,251
:لاکان-ساما، گزارشی از گروه پیشاهنگ

129
00:09:46,252 --> 00:09:48,212
.ریزش برف تا شب به اتمام می‌رسه

130
00:09:48,212 --> 00:09:50,256
.امکان اجرای عملیات وجود داره

131
00:09:50,256 --> 00:09:53,175
.دسته آذرزوبین‌ها آماده باش

132
00:09:55,261 --> 00:10:00,266
!یه کم دیگه صبر کن مائومائو، بابایی هر جوری شده میاد کمکت

133
00:10:05,229 --> 00:10:07,189
.خواب به چشمم نمیاد

134
00:10:07,273 --> 00:10:11,235
...هنوز تا حمله کینگون وقت هست

135
00:10:13,237 --> 00:10:17,199
‫عمداً جایی که من بتونم بشنوم
.‫خوش‌گذرونی‌هاش رو اجرا می‌کنه

136
00:10:17,199 --> 00:10:20,202
.هیچ وقت همچین کسی نبود

137
00:10:29,170 --> 00:10:31,172
.هنوز کینگون حرکتی نکرده

138
00:10:31,172 --> 00:10:33,174
پس این صدای الانی...؟

139
00:10:37,178 --> 00:10:40,139
کارگاه باروت‌سازی زیرزمین!؟

140
00:10:41,140 --> 00:10:42,183
!باید زودتر یه کاری بکنم

141
00:10:45,144 --> 00:10:50,149
‫با اینکه همچین فکری داشتم اما
.‫قادر به حرکتی نیستم، چه رقت‌انگیز

142
00:10:51,150 --> 00:10:54,153
.تا الان بیست ساله که نتونستم درست چشم روی هم بذارم

143
00:10:55,154 --> 00:10:58,157
.از اون زمان بود که درد و رنج من شروع شد

144
00:10:59,158 --> 00:11:01,160
.ازت یه خواهشی دارم

145
00:11:02,161 --> 00:11:06,165
.می‌خوام دخترم رو به همسری خودت در بیاری

146
00:11:07,124 --> 00:11:13,130
‫اون رو به عنوان فرزند
.‫طبیب و تایهو از قصر تبعید کردم

147
00:11:13,172 --> 00:11:16,133
.و باعث رنجشی طولانی برای اون شدم

148
00:11:17,134 --> 00:11:22,223
در واقع اون باید عین یه شاهدخت، در قصر زندگی مجللی رو تجربه می‌کرد؛

149
00:11:23,182 --> 00:11:26,143
قصد به اختیار در آوردن همسری نداشتم؛

150
00:11:26,185 --> 00:11:31,190
‫اما توان رد کردن درخواست امپراتوری که
.‫کم‌کم داشت کنترلش رو از دست می‌داد نداشتم

151
00:11:32,149 --> 00:11:36,112
.شیشو، تو وفادارترین خادم من هستی

152
00:11:36,195 --> 00:11:41,158
.اگه بپذیری، هر خواسته‌ای داشته باشی برآورده می‌کنم

153
00:11:42,201 --> 00:11:47,164
.من نامزدی داشتم که وارد اندرونی شد

154
00:11:49,166 --> 00:11:51,168
...اگه واقعاً اجازه بدید

155
00:11:52,128 --> 00:11:57,174
.من با دختر امپراتور پیشین ازدواج کردم و سویی‌ره به دنیا اومد

156
00:11:57,216 --> 00:12:02,179
و بعد نامزدم، شن‌می از اندرونی برگشت؛

157
00:12:02,179 --> 00:12:04,181
.و این نتیجه حاصل شد

158
00:12:11,689 --> 00:12:13,691
صدای یه کم پیش چی بود؟

159
00:12:13,691 --> 00:12:15,735
.دارم میرم بررسی کنم

160
00:12:19,739 --> 00:12:22,992
چه خبره لولان!؟
این چه سر و وضع نامناسبیه!؟

161
00:12:22,992 --> 00:12:23,659
چه خبره لولان!؟
این چه سر و وضع نامناسبیه!؟

162
00:12:23,659 --> 00:12:25,745
.علاقه‌ای ندارم این رو از شما بشنوم مادر

163
00:12:25,745 --> 00:12:29,081
‫شماها کسایی هستید که از فرزندانتون
.‫غافل شدید و توی لذت خودتون رو غرق کردید

164
00:12:29,081 --> 00:12:31,667
‫شماها کسایی هستید که از فرزندانتون
.‫غافل شدید و توی لذت خودتون رو غرق کردید

165
00:12:38,674 --> 00:12:40,551
این... دختر منه؟

166
00:12:40,551 --> 00:12:41,677
این... دختر منه؟

167
00:12:41,761 --> 00:12:47,725
‫همیشه فکر می‌کردم اون دختر عین یه عروسک مطیع
.‫می‌مونه که شن‌می هر طوری بخواد ازش استفاده می‌کنه

168
00:12:49,685 --> 00:12:51,729
.نه-ساما معذرت می‌خوام که دیر کردم

169
00:12:54,690 --> 00:12:57,651
.انگار طبق معمول به این کار عادت داره

170
00:12:57,735 --> 00:13:00,738
.خبر داشتم که شن‌می از سویی‌ره تنفر داره

171
00:13:00,738 --> 00:13:05,659
ولی یعنی اون اینطوری هر روز اون رو تنبیه می‌کرده...؟

172
00:13:06,660 --> 00:13:09,705
...در حالی که من در حال خدمت تو قصر بودم

173
00:13:10,664 --> 00:13:12,750
.چه پدر نفرت‌انگیزی هستم

174
00:13:14,710 --> 00:13:15,711
.پدر

175
00:13:17,713 --> 00:13:20,716
.لطفا تا آخر، مسئولیتتون رو به عهده بگیرید

176
00:13:22,676 --> 00:13:23,677
...لولان

177
00:13:24,678 --> 00:13:27,681
.اگه اطلاع ندارید باید بگم که تانوکی یه نوع راکون ژاپنیه که در افسانه‌ها قابلیت تغییر شکل و گول زدن بقیه رو داره

178
00:13:28,682 --> 00:13:30,726
.بیاید تا آخرش به گول زدن ادامه بدیم

179
00:13:58,754 --> 00:13:59,755
بهمن!؟

180
00:14:00,714 --> 00:14:02,675
...زرادخانه

181
00:14:02,675 --> 00:14:04,677
.اگه اونها دفن شده باشه نمی‌تونیم مقابله کنیم

182
00:14:04,677 --> 00:14:07,680
.باروتی هم نداریم، آتیششون زدم

183
00:14:07,680 --> 00:14:08,764
لولان، تو‌ــ

184
00:14:08,764 --> 00:14:11,684
.باید می‌دونستی که اونها حریفی هستن که نمی‌تونی شکست بدی

185
00:14:11,725 --> 00:14:13,686
.پدر

186
00:14:13,686 --> 00:14:15,729
.من حواسم به مادر هست

187
00:14:17,731 --> 00:14:20,693
...مسئولیتت رو گردن بگیر

188
00:14:22,695 --> 00:14:23,696
.حق با اونه

189
00:14:24,697 --> 00:14:26,657
.این مسئولیت منه

190
00:14:27,658 --> 00:14:29,702
!زرادخانه زیر برف دفن شده

191
00:14:29,702 --> 00:14:30,703
!افراد بیشتری جمع کنید

192
00:14:30,744 --> 00:14:33,706
!وقت زیادی تا یورش کینگون نداریم

193
00:14:38,669 --> 00:14:40,671
!دشمن حمله کرده

194
00:14:45,634 --> 00:14:47,678
کینگون!؟ کی رسیدن!؟

195
00:14:47,678 --> 00:14:48,762
!باید مقابله کنیم

196
00:14:57,688 --> 00:15:00,733
!دشمن گیج شده! حمله مستقیم

197
00:15:06,697 --> 00:15:10,659
!کسایی که قصد جنگیدن ندارن رو نکشید! اسیرشون کنید

198
00:15:11,660 --> 00:15:12,745
.تعداد سربازها کمتر از چیزیه که فکر می‌کردم

199
00:15:13,704 --> 00:15:19,668
‫به نظر می‌رسه اکثر سربازهایی که جلوی ساختمون مستقر
.‫بودن برای مقابله با آتش‌سوزی به داخل ساختمون رفتن

200
00:15:19,668 --> 00:15:20,669
.باید پیشروی کنیم

201
00:15:21,670 --> 00:15:24,673
...کی فکر می‌کرد همچین نقشه‌ای عملی بشه

202
00:15:25,716 --> 00:15:33,724
‫اما کی فکرش رو می‌کرد شیشویی که به خاطر زیرکی‌هاش
‫به راکون معروفه همچین جایی خودش رو حبس کنه؟

203
00:15:34,683 --> 00:15:35,726
...ولی بیشتر از اون

204
00:15:36,685 --> 00:15:39,730
،‫کی فکر می‌کرد کارفرمای اون دخترک
‫خواجه‌ای که یه فرشته معروفه؛

205
00:15:39,730 --> 00:15:43,692
...به عنوان فرمانده کینگون ظاهر بشه

206
00:15:43,692 --> 00:15:45,694
.همه حسابی شگفت‌زده شدن

207
00:15:46,695 --> 00:15:51,742
‫ممکنه افرادی فکر کنن این حمله، حمله مناسبی
.‫برای ارتش امپراتوری، برای کینگون نیست

208
00:15:52,701 --> 00:15:57,706
.اما این نقشه بهترین راه برای کاهش آسیب به ارتش خودمون هستش

209
00:15:58,707 --> 00:16:04,672
!پس این تصمیم منه، و من به عنوان استفاده نابجا سرزنش خواهم شد

210
00:16:04,755 --> 00:16:12,680
‫واقعا که، یعنی چی تو فکر افرادیه که همچین نقشه‌ای
‫کشیدن و افرادیه که همچین نقشه‌ای رو تایید کردن؟

211
00:16:14,723 --> 00:16:17,768
هوی، تو! داخل وضعیت چطوره؟

212
00:16:17,768 --> 00:16:22,690
...فـ- فعلا باید زودتر آتیش رو خاموش کنیم و گرنه خانوم

213
00:16:25,651 --> 00:16:26,694
!لطفا صبر کنید

214
00:16:27,736 --> 00:16:29,655
پیشنهادی داری؟

215
00:16:30,656 --> 00:16:31,699
.معافی

216
00:16:31,699 --> 00:16:33,701
.ممنون از لطفتون

217
00:16:33,742 --> 00:16:36,745
.با وجود این دود دلیلی برای ماندن داخل وجود نداره

218
00:16:37,705 --> 00:16:41,667
.همه افراد باید فوراً خارج بشن

219
00:16:41,709 --> 00:16:42,710
.می‌دونم

220
00:16:42,710 --> 00:16:46,672
.اما ممکنه کسایی باشن که نتونن فرار کنن

221
00:16:46,672 --> 00:16:48,757
.اگه اینطور باشه ما به دنبالشون می‌ریم

222
00:16:48,757 --> 00:16:50,676
.ممکن نیست که من بیرون بمونم

223
00:16:51,677 --> 00:16:55,681
...می‌خوام اینجا در امان باشید، ولی

224
00:16:56,682 --> 00:16:59,685
.دختر فرمانده کان اینجا اسیر شده

225
00:16:59,768 --> 00:17:01,687
اینجا!؟

226
00:17:01,687 --> 00:17:02,646
.آره

227
00:17:02,688 --> 00:17:06,734
.و اگه رهاش کنید دشمن سیاسی جدیدی سر بر میاره

228
00:17:06,734 --> 00:17:09,653
.آره، همینطوره

229
00:17:12,656 --> 00:17:15,701
.در این صورت، من فقط کارم رو انجام میدم

230
00:17:21,749 --> 00:17:22,750
اون...؟

231
00:17:24,668 --> 00:17:28,672
.امکان داره، همچین جایی باشه

232
00:17:31,717 --> 00:17:34,678
.به زودی کینگون اینجاست

233
00:17:34,678 --> 00:17:37,723
‫اگه اینجا باشم ممکنه که به عنوان
.‫عضوی از خاندان خائن شی شناخته بشم

234
00:17:38,724 --> 00:17:39,683
...ولی

235
00:17:40,684 --> 00:17:42,686
.از این به بعد با تو

236
00:17:42,728 --> 00:17:44,730
.بهتر بود فرار می‌کردم

237
00:17:44,730 --> 00:17:49,651
.چه احمقی‌ام من، نمی‌تونم در مورد شی‌سویی چیزی بگم

238
00:17:53,697 --> 00:17:56,700
!کاش حداقل کسی باشه که بشه باهاش دو کلوم حرف زد

239
00:18:13,717 --> 00:18:17,763
شرمنده ها، ولی میشه ازم محافظت کنید، جینشی-ساما؟

240
00:18:17,763 --> 00:18:20,682
...زخمی شدی؟ اون خون

241
00:18:20,682 --> 00:18:22,684
.مسئله‌ای نیست. خون پاشیده

242
00:18:22,768 --> 00:18:24,686
!معلومه مسئله‌ای هست

243
00:18:24,686 --> 00:18:25,729
.خون ماره

244
00:18:25,729 --> 00:18:26,730
مار؟

245
00:18:27,689 --> 00:18:30,692
.یه جورایی این حس خیلی خاطره‌انگیزه

246
00:18:30,692 --> 00:18:31,735
...هوی، اون

247
00:18:34,696 --> 00:18:35,656
!ولیعهد

248
00:18:36,698 --> 00:18:41,662
.الان دیگه ولیعهد نیستم، شهبانو گیوکویو شاهزاده به دنیا آورده

249
00:18:41,703 --> 00:18:42,746
...ولیعهد

250
00:18:44,665 --> 00:18:46,750
.پس این هویت واقعی جینشی-ساماست

251
00:18:47,668 --> 00:18:49,670
.برادر کوچکتر امپراتور نوزده سال سن داره

252
00:18:49,670 --> 00:18:53,715
‫فکر می‌کردم جینشی-ساما با بیست و
.‫پنج سال سن زیادی برای اون بودن پیره

253
00:18:54,675 --> 00:18:56,760
.جینشی-ساما، جوون‌تر از چیزی هستید که به نظر میاید

254
00:19:00,639 --> 00:19:01,682
لیهاکو اینجایی!؟

255
00:19:01,682 --> 00:19:02,641
!بله

256
00:19:02,724 --> 00:19:03,767
.بقیه‌ش رو می‌سپارم بهت

257
00:19:09,731 --> 00:19:11,650
.یه سوال بی‌ربط باید بپرسم

258
00:19:12,651 --> 00:19:16,738
.حس می‌کنم دختری عین تو توی قصر به اسم مائومائو کار می‌کرد

259
00:19:16,738 --> 00:19:18,657
.خودشم

260
00:19:18,657 --> 00:19:19,741
چرا اینجایی؟

261
00:19:19,741 --> 00:19:21,660
.دزدیده شدم

262
00:19:21,702 --> 00:19:23,704
...پس بابای تو

263
00:19:23,704 --> 00:19:27,708
،‫لطفا اسمش رو جلوی من نیار
.‫همون «اون پیرمرد» کافیه

264
00:19:28,709 --> 00:19:29,710
.فهمیدم

265
00:19:30,669 --> 00:19:31,712
!خب شرمنده

266
00:19:31,753 --> 00:19:33,755
.وقتی تو اینطوری میگی پس حتما همینطوره

267
00:19:34,715 --> 00:19:38,719
.ولی عجب سر و وضع کر و کثیفی، غرق خون شدی

268
00:19:38,719 --> 00:19:40,679
.خون ماره

269
00:19:40,679 --> 00:19:42,723
.دست از آسیب زدن به خودت بردار

270
00:19:42,723 --> 00:19:48,729
‫اون پیرمرد که حتی نمی‌تونه یه تکونی به خودش بده جوری
.‫دیوانه‌وار کار کرده که الان نمی‌تونه راست وایسه از کمردرد

271
00:19:48,770 --> 00:19:54,693
بهمن و حمله غافلگیرانه هر دو فکر اون پیرمرد بود؟

272
00:19:54,693 --> 00:19:55,652
.آره

273
00:19:55,694 --> 00:19:56,653
همم؟

274
00:19:57,738 --> 00:19:59,740
کسی اونجا خوابه؟

275
00:20:00,699 --> 00:20:03,744
.بچه‌ن، اما نفس نمی‌کشن

276
00:20:03,744 --> 00:20:05,704
.به نظر میاد مسموم شدن

277
00:20:05,746 --> 00:20:10,709
.که اینطور، حتی اگه زنده می‌موندن همه‌شون اعدام می‌شدن

278
00:20:11,668 --> 00:20:13,670
.زن و بچه بودن هم فرقی نمی‌کنه

279
00:20:13,754 --> 00:20:15,714
.خیلی وحشتناکه

280
00:20:16,673 --> 00:20:20,677
کسایی که اعدام میشن رها میشن تا بپوسن؟

281
00:20:20,677 --> 00:20:23,722
.نه، اونها اول سوزونده میشن و بعد دفن

282
00:20:23,722 --> 00:20:27,726
حداقل میشه اجازه داد همراه مادرشون خاکسپاری بشن؟

283
00:20:27,726 --> 00:20:30,729
.این چیزها دیگه کار من نیست

284
00:20:35,651 --> 00:20:37,736
.انگار خوابیدن

285
00:20:38,654 --> 00:20:40,656
!هوی، یه دستی برسونید

286
00:20:40,697 --> 00:20:41,740
لیهاکو-ساما؟

287
00:20:43,659 --> 00:20:45,702
.نمی‌تونیم همینطوری اونها رو اینجا ول کنیم

288
00:20:46,662 --> 00:20:51,750
‫نمی‌تونم براشون مراسم درست درمونی بگیرم، اما
.‫می‌تونم مخفیانه همین نزدیکی‌ها دفنشون کنیم

289
00:20:51,750 --> 00:20:53,752
مجرم شناخته نمیشی؟

290
00:20:53,752 --> 00:20:57,714
.نمی‌دونم، اگه یه وقت چیزی شد تو باید یه کاری واسم بکنی

291
00:20:58,674 --> 00:21:00,676
من یه کاری بکنم...؟

292
00:21:00,717 --> 00:21:06,723
‫اوه، یه نقشه خوب دارم، فقط کافیه بری پیش
...‫اون پیرمرد و بهش بگی «بابا» یا همچین چیزی

293
00:21:06,723 --> 00:21:08,725
اون موقع هر کاری بخوای‌ـــ

294
00:21:09,643 --> 00:21:11,687
.شرمنده، نشنیده بگیرش

295
00:21:17,651 --> 00:21:18,694
اون سوت چیه؟

296
00:21:18,735 --> 00:21:21,697
.نشونه اینکه ماموریت رو با موفقیت انجام دادم

297
00:21:26,702 --> 00:21:28,662
.خب بیا بریم

298
00:21:28,662 --> 00:21:30,706
اینکه تو رو ببرم به یه جای امن؛

299
00:21:32,666 --> 00:21:33,709
.وظیفه منه

300
00:21:47,723 --> 00:21:51,727
.کاری که شی‌سویی بهم سپرد رو انجام میدم

301
00:21:52,686 --> 00:21:53,729
.و تمام

302
00:21:56,690 --> 00:22:01,695
امسال هم، همان جای همیشگی

303
00:22:01,737 --> 00:22:07,701
گل موردعلاقه‌ات شکوفا می‌شود

304
00:22:07,701 --> 00:22:12,706
به صف شدیم و گوش سپردیم

305
00:22:13,665 --> 00:22:18,712
دوباره صدای آن حشرات به گوش می‌رسد

306
00:22:18,712 --> 00:22:23,717
حتی صدای کوچک مرا

307
00:22:24,676 --> 00:22:28,722
خم شدی که گوش جان سپاری

308
00:22:29,681 --> 00:22:34,686
مقصد هنوز همان است که بوده

309
00:22:34,728 --> 00:22:40,734
صدایم که در هوا محو می‌شود، به کجا مقصد گزیده؟

310
00:22:40,734 --> 00:22:46,656
فقط یک نشانه ریز از توجه، فقط بذار بشنومش

311
00:22:46,698 --> 00:22:51,745
بگذار بر چهره خندانت نشانه تایید را ببینم

312
00:22:52,662 --> 00:22:57,667
بدون تو این حرف‌های من

313
00:22:57,709 --> 00:23:03,673
فقط یه سری یکه‌گویی خالیه

314
00:23:03,673 --> 00:23:08,720
اگه احساسات مخفی تو در آن روز را

315
00:23:08,720 --> 00:23:12,682
متوجه می‌شدم

316
00:23:12,724 --> 00:23:23,652
یعنی می‌تونستیم وارد دنیای جفت‌گویی بشیم؟

317
00:23:25,654 --> 00:23:33,620
قسمت بعدی

318
00:23:33,620 --> 00:23:34,454
قسمت بعدی

319
00:23:34,454 --> 00:23:35,539
قسمت بعدی

320
00:23:35,705 --> 00:23:36,748
«قسمت بعدی: «خاندان شی

321
00:23:36,748 --> 00:23:38,083
قسمت 47 خاندان شی

322
00:23:38,083 --> 00:23:40,669
قسمت 47 خاندان شی
